چرايي چرخش احتمالي آمريکا در تحولات سوريه

خضر ابراهيمي در روزهاي گذشته از دمشق تا مسکو و از مسکو تا قاهره را طي کرد تا براي طرحي که گفته مي شود حاصل توافق هاي کلي واشنگتن و مسکو است، رايزني کند. براساس اين طرح، دولت انتقالي در سوريه با مشارکت دولت و مخالفان تشکيل مي شود و بشار اسد تا سال 2014 بدون قدرت اجرايي رئيس جمهور مي ماند. اما چرا اين احتمال تقويت شده است که آمريکا حاضر به "چرخش" شده و به دنبال گام هاي مشترک اما خارج از چارچوب شوراي امنيت با روسيه است؟ اين تلاش ها آيا به ثمر مي رسد؟! ...


ادامه نوشته

ایران و آینده بیداری اسلامی

این روزها وارد سومین سال از آغاز بیداری اسلامی در منطقه شده ایم. در 2 سال پر حادثه ای که پشت سر گذاشته ایم چشم ‏های بسیاری خیره به شمال آفریقا و خاورمیانه بودند. خیره به 700 روز پر ماجرایی که با مرگ و زندگی بیش از 150 ‏میلیون نفر از ساکنان این کشورها گره خورده است. اکنون با ورود به سومین سال از آغاز این طوفان همه گیر، به نظر می ‏رسد باید بار دیگر درباره روش ها و ابزارهای سیاست خارجی ایران در این باره تامل کنیم.‏..

ادامه نوشته

"بازگشت"

دوستان عزیزم سلام
امروز صبح "مادر"بزرگم از دنیا رفت
وصیت کرده در شهرستان محل تولدش، دفن کنندش.
مراسم ختم چهارشنبه و پنج شنبه همین هفته،
در مسجد امام رضا علیه السلام خیابان آبکوه تقاطع کلاهدوز
صبح و بعد از ظهر برگزار میشه.

مردم يمن در ميدان "التغيير" دور خوردند

روز گذشته راي گيري در کشور قبيله ها براي انتخاب تنها نامزد رياست جمهوري به پايان رسيد. با اينکه يمن اولين کشور در حوزه انقلاب هاي عربي منطقه است که انتخابات رياست جمهوري در آن برگزار شده است و ظاهرا همه چيز آماده است تا مردم پيروزي را پس از عبدا... صالح جشن بگيرند، اما اين قصه ناگفته هايي دارد.

ادامه نوشته

چند پرسش درباره عاشوراي خونين افغانستان

 

به نام خدا

عمليات تروريستي انتحاري در تکيه «حضرت ابوالفضل العباس(ع)» کابل، که به شهادت قريب ۶۰ سينه زن و زخمي شدن بيش از ۱۰۰ عزادار سيدالشهدا(ع) از برادران افغاني ما منجر شد، انزجار و ابراز تعجب بسياري از ناظران مستقل و غيرمستقل را داخل و خارج از افغانستان برانگيخته است. حتي طالبان نيز مسئوليت اين جنايت را نپذيرفت و آن را محکوم کرد.عاشوراي خونين کابل، حاوي پيام هاي قابل توجهي است. پيش از نظر به هر نکته اي، بايد به صراحت تأکيد کرد که عزاداران حسيني(ع) شهادت در راه سرخ عاشورا را افتخار خود مي دانند. بنابراين عاشوراي خونين کابل، که نه اولين و نه آخرين سند مظلوميت شيعه است، نه تنها در اعتقاد شيعيان خللي ايجاد نمي کند، بلکه عزم آن ها را جزم مي کند. همان گونه که بزرگ احياگر نهضت عاشورا در عصر کنوني، حضرت امام خميني(ره)، فرمود: «بريزيد خون ها را؛ زندگي ما دوام پيدا مي کند. بکشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي شود. ما از مرگ نمي ترسيم؛ و شما هم از مرگ ما صرفه نداريد... اگر منطق داشتيد که صحبت مي کرديد؛ مباحثه مي کرديد. لکن منطق نداريد، منطق شما ترور است! منطق اسلام ترور را باطل مي داند. اسلام منطق دارد» با اين حال تأمل در جنايت اخير به پرسش هايي مي انجامد.

کودکان بسیاری در عاشورای کابل جان خود را از دست دادند


جنگوي، همزاد وحشي گري

يک گروه تروريستي به نام «لشکر جنگوي»، مسئوليت جنايتي را پذيرفته است که حتي طالبان افغانستان هم از پذيرفتن آن ابا کرده است. افراطي هاي جنگوي دست به جنايتي زده اند که در بيانيه طالبان افغانستان، که خود به قساوت و تندخويي معروف هستند، رفتاري «غير اسلامي» و «غير انساني» توصيف شده است. اما جنگوي، بر خلاف گزارش بي بي سي که آن را يک گروه ناشناخته معرفي کرده، چندان هم ناشناخته نيست. شيعيان پاکستان سال هاست که با نام منزجر کننده جنگوي زندگي مي کنند. بسياري از هزاره هاي شيعه مذهب ساکن کويته پاکستان، داغدار عمليات تروريستي جنگوي هستند.

گروهي که سال هاست نامش در پاکستان، در کنار سپاه صحابه و طالبان پاکستان، همزاد خشونت، خونريزي، جنايت و وحشي گري است. جنايت هاي بسياري مانند حمله به زائران پاکستاني حضرت ثامن الحجج(ع) ۴ ماه پيش در شهريور امسال و گلوله باران ۲۹ زائر رضوي(ع)، ترور «سيد ابرار حسين شاه»، قهرمان هزاره اي رشته بوکس و دارنده مدال طلاي بازي هاي آسيايي پکن در سال ۱۹۹۰ در خرداد ماه سال جاري، ترور «سيد راشد زيدي»، از چهره هاي برجسته و فعال شيعه در شهر کويته در ايالت بلوچستان پاکستان در فروردين ماه سال جاري و... نمونه هايي از اقداماتي است که تلاش مي کند سران شيعه پاکستان را يکي پس از ديگري ترور کند و کار را به جايي رسانده است که بسياري از ساکنان «کويته» ترک وطن کرده اند و در کراچي، اسلام آباد، لاهور و ديگر شهرهاي پاکستان ساکن شده اند.

ادامه نوشته

قدرت های غربی هنوز آماده سقوط بشار اسد نیستند

به نام خدا


قدرت های غربی هنوز آماده سقوط بشار اسد نیستند
ناآرامی های مستمر در سوریه به چه وضعیتی می انجامد؟
 

توجه:
یادداشت حاضر یک روز پیش از اعلام خبر تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب نوشته شده است. بنابراین بسیاری از استنتاج های آن متاثر از این رویداد است و ممکن است دیگر صحیح نباشد.


در بررسی آخرین اخبار سوریه باید بگوییم که وضعیت در این کشور امیدوار کننده نیست. با وجود تلاش های دیپلماتیک سوریه و برخی دستاوردها، ناآرامی ها در این کشور ادامه دارد و نهادهای بین المللی، از جمله سازمان دیده بان حقوق بشر، یکی پس از دیگری بیانیه ها و گزارش های تند و شدید الحن را علیه این کشور صادر می کنند.



به رغم توافقات بین المللی، ناآرامی ها در سوریه ادامه دارد
1.    با فرض صحت خبرهای رسانه های غربی، به رغم امضای توافقنامه با اتحادیه عرب، هنوز هم ناآرامی ها در سوریه ادامه دارد. ناآرامی های شهر حمص که اکنون به عنوان کانون مخالفت ها علیه اسد نشان داده می شود، در اخبار منعکس می شود. رسانه های دولتی سوریه هم به طریق دیگری اصل ادامه ناآرامی ها را منعکس کرده اند. بنابراین اگر گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر، که به شورای امنیت ارائه شد و در آن از اتحادیه عرب خواسته بود که عضویت سوریه در این شورا را معلق کند، و تلاش های مشابه ادامه پیدا کنند، امید به بازگشت ثبات به سوریه کمتر و کمتر می شود.

ناآرامی های داخلی، تلاش های دیپلماتیک را کم اثر می کند
2.    فعالیت های سوریه برای رون رفت از بحران چیست؟ موازنه رسانه ای در مورد بحران سوریه طوری است که از اقدامات داخلی اسد اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. هرچند همان طور که گفته شد، با فرض صحت اخبار، نتیجه اش پایان ناآرامی ها نبوده است.
اما سوریه در عرصه دیپلماتیک در تلاش است تا با هجمه رسانه ای و هجمه دیپلماتیک علیه این کشور مقابله کند. موافقت با طرح اتحادیه عرب، درخواست از نمایندگان نهادهای بین المللی و کشورهای دیگر برای ارسال نمایندگانی به این کشور به منظور بازدید نزدیک از شرایط سوریه، ارسال نامه شکوائیه به شورای امنیت سازمان ملل علیه درخواست آمریکا از مخالفان اسد برای عدم تحویل سلاح هاآ استفاده از توان چانه زنی مسیحیان این کشور در گفتگو با برخی کشورهای اروپایی مانند سوریه، جلب حمایت چین و روسیه از این کشور در شورای امنیت و دیگر موارد مشابه نشان از تلاش دیپلماتیک این کشور دارد. این تلاش هرچند در مقایسه با کشور دیگری که در وضعیت مشابه است، یمن، قابل اعتنا است، اما در مقایسه با هدف مطلوب اطمینان بخش نیست. خصوصا انتشار گزارش دیده بان حقوق بشر تنها چند روز پس از امضای توافقنامه با اتحادیه عرب و درخواست لغو عضویت سوریه در اتحادیه عرب، تلاش های دیپلمات های سوری را گویا خنثی کرده است.
تلاش در جبهه دیپلماسی، خصوصا برای کشوری مانند سوریه که به خاطر مواضعش در خصوص رژیم صیونیستی مورد کینه سنتی جهان غرب است، به شرطی ثمر می دهد که وضعیت داخلی این کشور، خصوصا در شهرهای مرکز آشوب، به آرامش برسد. ادامه ناآرامی ها و بروز درگیری های شهری، تلاش های دیپلماتیک را بی اثر می کند.

آیا دشمنان سوریه آمادگی سقوط حکومت بشار اسد را دارند؟
4.    اگر سناریوی رسانه های غربی را بپذیریم که بیانگر حرکت گام به گام حکومت سوریه به سوی نابودی است، یک سئوال به وجود می آید. آیا قدرت های غربی و آمریکا به دنبال سرنگون کردن حکومت بشار اسد هستند؟ به نظر می رسد ظاهرا اکنون هنوز وقتش نرسیده است و شرایط کاملا مساعد نیست. یکی از این دلایل این است که مخالفان اسد هنوز حداقل های لازم برای ایجاد یک قدرت متمرکز که بتواند ثبات و امنیت در سوریه را تضمین کند، را به دست نیاورده اند. مخالفان سوریه متفرق هستند و تاکنون نتوانسته اند جبهه واحدی علیه حکومت تشکیل دهند و اختلاف نظرها تاکنون مانع از همکاری مشترک آنها شده است. اخیرا گروهی به نام کمیته ملی هماهنگی سوریه به قاهره سفر کرد و با نبیل العربی، دبیرکل اتحادیه عرب، دیدار کرد. این گروه به رهبری فردی به نام حسن العظیم در داخل سوریه مستقر است. نمایندگان این گروه 18 ابان به قاهره سفر کردند تا بتوانند در نشست اتحادیه عرب شرکت کنند. اما برخی فعالان مصری و سوری با آنها درگیر شدند و حتی در خبرها چنین آمد که به آنها تخم مرغ پرتاب کرده اند!
اما رقیب این گروه، گروهی به نام شورای ملی سوریه است که رسانه ها و اتاق فکرهای غربی آن را تشکل اصلی مخالف سوریه می دانند. شورای ملی سوریه در ترکیه شکل گرفته است و هرنوع گفت و گو و مذاکره با دولت را رد می کند. برخلاف گروه قبلی، نمایندگان این گروه به دعوت شخص دبیرکل اتحادیه عرب برای گفتگو و مذاکره به قاهره سفر کردند.

هنوز آلترناتیوی برای حکومت اسد پیدا نشده است
5.    بنابراین مخالفان جکومت سوریه از 2 مشکل رنج می برند. نظرات متنوع و گاهی مخالف یکدیگر و دیگری عدم بهره بردن از رهبری واحد. شرایطی که کار را حتی برای قدرت های خارجی که قصد تاثیرگذاری بر سوریه دارند با مشکل مواجه کرده است. بنابراین اگر قدرت های منطقه ای و جهانی مخالف سوریه، نتوانند آلترناتیوی برای جکومت اسد بیابند، آیا به سقوط آن راضی خواهند شد؟ همان طور که اسد پیش از این در گفتگو با یک روزنامه انگلیسی گفت، هیچ کس دوست ندارد امنیت منطقه خصوصا در جغرافیای سوریه از بین برود. بنابراین به نظر می رسد غربی ها و آمریکا  تلاش برای فشار بر حکومت سوریه را از طرق گوناگون از جمله شورای امنیت و نهادهای وابسته به آن مانند سازمان دیده بان حقوق بشر و همچنین متحدان عربی شان در سازمان های نظیر اتحادیه عرب یا شورای همکاری خلیج فارس ادامه خواهند داد تا در وقت مقتضی بتوانند ضربه نهایی را به سوریه بزنند.

هدیه ای پیش از موعد
6.    این واقعیت است که اتاق های فکر امریکایی هم اکنون به منطقه بدون سوریه فکر می کنند. اما نوع پرداختن آنها به این موضوع این گمانه را به ذهن می رساند که آنها هنوز نقشه دقیقی برای این تحول جدید ندارند و نمی دانند که تقسیم جغرافیا و قدرت و ... چگونه باید شکل بگیرد. بنابراین اگر حکومت سوریه سقوط کند، ممکن است وضعیت مطلوب اما غیرمنتظره ای برای آنها پیش بیاید. نقش گروه های معارض با حکومت، حامیان نظامی بشار اسد، قدرت های متحد با سوریه در منطقه، قدرت های منطقه ای مخالف سوریه، همسایگان سوریه و بسیاری موارد دیگر ابهام های نقشه غربی برای سقوط سوریه هستند.

راز قاهره، رمز منهتن

توضیح:
یادداشت زیر برداشتی ابتدایی در خصوص تحولات اخیر جهان است که از خاک ایالات متحده آغاز شده؛
بنابراین داعیه ای مبنی بر راستی یا ناراستی آن ندارم؛
خوشحال خواهم شد اگر نظرات مخالف و یا موافق، و همچنین نظرات تکمیلی تان را
به اشتراک بگذارید


معترضین جنبش اشغال وال استریت، در پی چه هستند؟
قرارمان میدان آزادی، از قاهره تا منهتن
شش هفته از پیدایش جنبش اعتراضی "وال استریت را اشغال کنیم" گذشته است. معترضین در یکی از خیابان های منتهی به وال استریت مشغول راهپیمایی هستند. زنی جوان جمله ای را با خط خودش روی یک مقوای سفید نوشته و روی سرش بلند کرده است:
هیچکس ناامیدانه تر از کسی که به اشتباه فکر می کند آزاد است، به بردگی کشیده نشده است. (گوته؛)

رسانه ها بی تاب از شتاب رویدادها
جنبش اعتراضی اشغال وال استریت هر روز رنگی نو به خود میگیرد. رسانه ها از رویدادهای پرشمار و پرشتاب به تنگ آمده اند. گویی هیچ رسانه ای نمی تواند تمامی این رویداد را منعکس کند. هرچقدر که تایم، یو اس ای تودی، گاردین، رویترز و ... در کنار هم، سرگرم زبانه هایی هستند که هر لحظه از ایالتی به ایالتی به کشیده می شود، بی بی سی ناچار است به تنهایی از زبانه های شعله ای که به دامان بورس لندن افتاده است، روایت کند. در کنار تمام این اتفاقات، استرالیا، یونان، پرتغال و ... یا مشتعل و یا آماده اشتعال هستند. اما معترضین چه می خواهند؟

مبارزه با سرمایه داری در هر لباس و هر شکلی
اشغال وال استریت یک جنبش مردمی است که در 17 سپتامبر سال جاری، 26 مهرماه، از میدان آزادی در منطقه تجاری منتهتن آغاز شده است. یکی از سایت های طرفدار این جنبش، مدعی شده است که جنبش اشغال وال استریت تاکنون در 100 شهر ایالات متحده گسترده شده است و در 1500 شهر در کشورهای مختلف جهان طرفدارانی دارد. معترضان به وال استریت قصد دارند تا در فرآیندی دموکراتیک با قدرت خورنده بانک های بزرگ و شرکت های چند ملیتی مبارزه کنند. این جنبش نقش بورس وال استریت در فروپاشی اقتصادی ایالات متحده را بسیار جدی می داند.

ما 99% هستیم!
آنها معتقدند که در شرایط کنونی، یک درصد ثروتمند جامعه، با در اختیار داشتن ثروت و قدرت انحصاری، قوانین ناعادلانه اقتصاد را برای 99 درصد دیگر افراد جامعه تعیین می کند. این قوانین به نحوی هستند که جریان سودآوری همان یک درصد متمول جامعه را تضمین می کنند. بنابراین 99 درصد افراد جامعه قربانی منافع تنها یک درصد افراد می شوند. معترضان می گویند که به وال استریت و سیاستمداران، برای ساختن یک جامعه بهتر نیاز ندارند.

قرار ما میدان آزادی، از قاهر تا منهتن
از نکات جالب در پیدایش این جنبش، آغاز قرارهای اعتراضی از میدان آزادی در منطقه تجاری منهتن است. قراری شبیه به قرار معترضان مصری که از میدان آزادی قاهره، انقلاب خود را آغاز نمودند. اما این شباهت اتفاقی نیست. معترضات جنبش اشغال وال استریت معتقدند که برای رسیدن به اهدافشان از تاکتیک "بهار عربی" در عدم توسل به خشونت و با حفظ حداکثر امنیت استفاده کرده اند. آنها در برخی سایت های خود، صراحتا جنبششان را الهام گرفته از خیزش مردمی در کشورهای تونس و مصر می دانند.

یک جنبش بدون رهبر
جنیش اعتراضی اشغال وال استریت خود را یک جنبش مقاومت بدون رهبر می داند که هیچ وابستگی سیاسی به جناح های سیاسی درون آمریکا ندارد. هر رنگ و نژادی در میان آنها وجود دارد و تنها نقطه اشتراک معترضان، این است که جزء 99 درصدی هستند که بیش از این نمی خواهند حرص و آز یک درصد ثروتمندان و نهادهای تولید ثروت در آمریکا را تحمل کنند. بنابراین جنبش اعتراضی وال استریت تقریبا هر نمادی که مربوط به نظام سرمایه داری باشد را هدف خود قرار داده است، از تهاجم به بورس وال استریت در تعیین نام این جنبش، تا تعیین روزی به نام "روز استفاده نکردن از کارت های اعتباری". آنها بانک ها را در رکود اقتصادی فراگیر در آمریکا موثر می دانند. البته بخشی از این احساس انزجار نسبت به بانک ها، متاثر از بحران اقتصادی 2 سال پیش ایالات متحده است. بحرانی که در آن بسیاری از خانه های مردم در رهن بانک ها بود و سیر اشتباه استقراض از بانک ها در قالب دریافت وام، چنان پیش رفت که مردم خانه هایشان را از دست دادند.

مسئله این است؛ عدالت اجتماعی، آری یا نه؟!
معترضان روز گذشته نیز در برابر کمیسیون فدرال تنظیم مقررات انرژی تجمع کردند تا بگویند نه فقط با سازوکارهای مالی کشور آمریکا، بلکه با هر نهاد وابسته به روح سرمایه داری در این کشور مخالفند. بنابراین به نظر می رسد که اعتراضات آنها بیشتر برگرفته از شرایط دشوار ناشی از بحران اقتصادی آمریکا است و به دنبال عدالت اجتماعی دست به چنین رفتارهایی زده اند. انگیزه ای که در جنبش های الهام گرفته در دیگر کشورها نیز خود را بروز داده است. آنچنان که جنبش اعتراضی دیگری در لندن، مبارزه با بورس لندن را هدف خود اعلام کرده است.

تعطیلی کلیسای لندن، برای اولین بار پس از جنگ جهانی!
در غربی ترین نقطه اروپا، بزرگترین متحد ایالات متحده نیز مبتلا شده است. معترضین انگلیسی، که با شعار "اشغال بورس لندن"، جنبش اعتراضی ضدسرمایه داری را در انگلیس در دست دارند، چادرهای خود را در برابر کلیسای "سنت پل" در شهر لندن برپا کرده اند. کلیسای سنت پل در سال گذشته به طور متوسط 820 هزار بازدید کننده در هر روز داشته است و درآمد روزانه اش بالغ بر 22 هزار پوند انگلیس بوده است. اما این کلیسا در اثر شدت حضور معترضین برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم، از روز شنبه 22 اکتبر/30مهر، بسته شده است!

راز قاهره، رمز منهتن
مروری بر رویدادهای کنونی در آمریکا و اروپا و حتی استرالیا، چنین می نمایند که جنس اعتراضات در این کشورها، اعتراض به اوضاع اقتصادی است. با این وجود آیا معترضان آمریکایی، انگلیسی، استرالیایی، یونانی و ... تنها در روش مبارزه با حاکمیت مستقر در کشورهایشان از بهار عربی الگو گرفته اند یا واقعیت های دیگری نیز در میان است؟ شاید بهتر باشد بار دیگر شعار زن معترض آمریکایی را مرور کنیم. هیچکس ناامیدانه تر از کسی که به اشتباه فکر می کند آزاد است، به بردگی کشیده نشده است. نقطه اشتراک میان بهار عربی و جنبش های اعتراضی اشغال نهادهای سرمایه داری، چیزی بیشتر از اشتراک در روش مبارزه است. مردم در همه این کشورها با احساس تحقیر مواجه هستند. اگر مردم کشورهای استبدادی عربی، با فضای سنگین سیاسی و عدم اجازه سخن گفتن مواجه بودند، مردم در کشورهای سرمایه داری، با غصه عذاب آورتری مواجه اند. آنها احساس می کنند که تنها در توهم آزادی به سر می برند. آیا زنجیرهای نظام سرمایه داری نیز مانند زنجیرهای نظام استبدادی روزی باز خواهند شد؟!

غرقه در جانستان کابلستان// در اندیشه دیپلماسی فرهنگی

به نام خدا

اعتراف می کنم که این بار هم قبل از سفر، با عجله و شتاب فراوان سراغ دوستانم آمده ام.

به دو بهانه.

بهانه اول؛ چند روز گذشته که غرقه در جانستان کلام رضا امیرخانی بوده ام.

بهانه دوم؛ ان شالله سفری 7 روزه به سوریه و لبنان که در پیش دارم.


جانستان کابلستان نمونه موفق دیپلماسی فرهنگی

هفته قبل بود که امیرخانی میهمان ماهنامه نگاره بود. صادقانه اش این است که فهمیدیم عازم مشهد است. جسارت کردیم و دعوت نمودیم. بزرگی کرد و پذیرفت.

قبل از اینکه میهمانی 30 نفره نگاره یه نفس رضا امیرخانی گرم شود، به اتفاق زعمای نگاره در این اندیشه بودیم که سبب این جلسه را چه نامی بنهیم.

در جلسه تصمیم گیری پیشنهاد کردم که موضوع "دیپلماسی فرهنگی" را برای این جلسه برگزینیم. دوستان بزرگوارانه پذیرفتند.


نفس گرم رضا هنوز در نگاره جاری است

از خودم هم بپرسید، تایید می کنم. خیلی میان تیتر لوسی است. اما حس شخصی من است در این روزهای پس از جلسه.

امیرخانی خیلی جوان-مرد و خیلی صمیمی بود. مضاف به اینکه بسیار هم صریح الهجه! و البته شیطان و بزله گو.

کلام امیرخانی در این جلسه بسیار شیو ا و صمیمی بود


یک پست ناتمام...!

راستش ماشین دم در منتظر است. خیلی زودتر از آنی که تصور می کردم، رسید!

حالا فهمیدید چقدر این پست عجله ای شده!!!

حرف هایم ناتمام ماند.

دوستان و بزرگواران! شاید از این سفر زنده برنگشتم. بهل کنید ما را ... التماس دعا

پارک ملت را دادند دست یک مسئول انجمن!

به نام خدا

1. راستش دست خودم نیست. به دلیل تغییر اندکی در شرایط کاری، RAM ذهنی ام به آرامش رسیده است. بنابراین کمی تا قسمتی دوباره به شرایط عادی برگشته ام، گویا. این یعنی اینکه احتمالا باز هم باید مطالبم را در وبلاگ تحمل کنید.

2. آنچه امشب باز من را به ذوق آورده و میهمان دکمه های یک "صفحه کلید" بی روح کرده است، انتظار برای دیدن یک برنامه تلویزیونی است.

     2.1 بزرگوارانی که افتخار میزبانی شان را در منزلمان داشته ایم، می دانند که ما در منزل تلویزیون نداریم! دلایل بسیاری دارد. شما فرض بگیرید از هزار و یک دلیل اش، یک دلیل اینکه پول خریدن تلویزیون نداریم. :-) قریب یک سال و 3 ماه و 6 روز و 14 ساعت است که در خانه اجاری خودمان منزل کرده ایم. حالا یک برنامه تلویزیونی باز بنده و بانو را به حسرت داشتن یک جعبه جادویی انداخته است. راه اندازی تلویزیون لامپی 24 اینچ عاریه ای که چندین ماه است در گوشه خانه افتاده است، راه حل اول است.

3. از این مقدمات مطول اگر بگذریم، جان کلام این است که همشهری سابق ما، دوباره آمده است گرد و خاک راه بیاندازد: "محمدرضا شهیدی فرد" در "پارک ملت"  !

     3.1 محمدرضا شهیدی فرد، که خیلی از ما او را با برنامه صبحگاهی و رویایی "مردم ایران! سلام!" می شناسیم، بار دیگر به جمع مردم برگشته است.

     3.2 برنامه شامگاهی "پارک ملت" ،ان شالله شنبه تا چهارشنبه، هر شب ساعت 23 به مدت 130 دقیقه پخش خواهد شد.

     3.2 شهیدی فرد در اولین قسمت از این برنامه شامگاهی، اعلام کرد که این برنامه حاصل کارگروهی 200 هنرمند تلویزیون است. (اگر اشتباه نکنم:) 40 ( و یا شاید 50) مستندساز برای "پارک ملت"، مستند آماده کرده اند.

4. من شهیدی فرد را خیلی دوست دارم. بگذارید یک کشف شاید جالب را برایتان بازگو کنم:

     4.1 خاطرم هست که قریب 10 سال پیش در برنامه "صبح به خیر ایران"، بخشی را بر عهده داشت. در یک برنامه صبحگاهی!

     4.2 چندی بعد، در سالهای نوجوانی من، برنامه "اینجا فرداست" را در یک تابستان اجرا کرد. دکتر صادق طباطبایی، برادر خانم مرحوم حاج احمد خمینی، را در آنجا با دل سیر دیدم. "اینجا فرداست"، یک برنامه شامگاهی بود!

    4.3 "مردم ایران! سلام!" یک برنامه صبحگاهی! بود. 500 روز مردم با این برنامه عشق کردند، عشق!

     4.4 و حالا نوبت به "پارک ملت" رسیده است: یک برنامه شامگاهی!

5. برای نوشتن این پست، دوری زدم در آشفته بازار اینترنت. مصاحبه شهیدی فرد با مرحوم هفته نامه شهروند امروز، را سایت "سینمای ما" گذاشته است. گزیده مصاحبه را به انتخب خودم برایتان جدا کرده ام، که در پایان این پست می آید.

6. من این محمدرضا شهیدی فرد 42 ساله را خیلی دوست دارم. دوست دارم روزی ببینمش و به او بگویم، من هم مثل شما در انجمن اسلامی مدرسه عضو بودم. البته مثل شما مسئول انجمن مدرسه نشدم. آن سالی که قرار بود مسئول انجمن شوم، خانه مان را بردیم تهران! آقای شهیدی فرد، من هم مثل شما رادیو و تلویزیون، را دوست دارم. من اجرای شما و کارگردانی شما را می پسندم. چه خوب شد که برگشتید. دلمان برایتان خیلی تنگ شده بود! (به کسی نگویید، اما خیلی دوست دارم روزی همکار شما شوم ;-)  )

7. گزیده مصاحبه شهروند امروز با محمدرضا شهیدی فرد در تاریخ 19 تیرماه 87 را در ادامه مطلب گذاشته ام.

ادامه نوشته

يك دوست جديد در صداي دوست/ و ما ادراك ما "صداي دوست"

به نام خدا

سعي مي‌كنم خيلي مختصر بگويم.

احتمالا در كامنت‌هاي پست قبلي ديده باشيد كه دوست بزرگوار ما، جناب آقاي دكتر ابوذر قائم‌پناه، به "صداي دوست" لطف داشته‌اند.

در تماس تلفني ايشان با حقير، اين واقعيت هويدا شد كه اين برادر بزرگوار حداقل 5 سال از بنده بزرگتر هستند و مايه مباهات صداي دوست است كه بتواند حلقه وصل دوستان باشد. به قول عباراتي كه در توضيح وبلاگ آمده است: "جایی که در آن از دیروز بگوئیم و امروز و فردا و پس فردا . . . ‍!
جایی که در آن صدای دوستان قدیم و جدیدمان را هر کجا که باشند، خواهیم شنید."

به هر روي اندك اندك با ايشان آشناتر خواهيم شد.

بهانه آشنايي ما با دكتر قائم‌پناه، دغدغه ايشان در خصوص تمدن اسلامي است كه در پست بالا مشاهده مي‌نماييد.


در نکوهش وابستگی به نهاد دولت

به نام خدا


1. آنچه ثابت و برجاست، ثابت و برجا نیست. دنیا اینچنین که هست، نخواهد ماند!

راستش مبنای خاصی ندارد، اما بگذارید تاریخ را از سال 1384 که محمود احمدی نژاد به قدرت رسید شروع کنیم...

از آن زمان تا الان اتفاقات بسیاری افتاده است. جهان واقعا عوض شده است.

دولت در ایران از سیطره اصلاح طلبان خارج شد و به دست اصولگرایان افتاد.

صدام مرد، آمریکا همسایه ایران شد و از همه مهمتر، راه کربلا باز شد!

ترکیه به دست اسلامگرایان افتاد.

... کمی جلوتر بیاییم؛

جهان عرب به آتش کشیده شد.

حسنی مبارک رفت و دروازه های قاهره به روی ایرانی ها باز شد.

بن لادن مرد.

شیعیان بحرین قیام کردند و عربستان در برابر تهدیدی واقعی، بحرین را اشغال کرد.

و ...

(ادامه این پست را در ادامه مطلب می توانید مطالعه نمایید)

ادامه نوشته

یک دوست خوب جدید

به نام خدا

از امروز انشالله عابس علیزاده عزیز هم در جمع صدای دوست خواهند بود.

عابس از هم‌دوره‌ای‌های من و طه و مصطفی عطاران و ... است. از آن بچه‌های گل روزگار است.

من عابس را حداقل از سال 1375 یعنی قریب به 14 سال پیش می‌شناسم.

ضمنا عابس دست‌کم از 2 سال پیش حضور مستمری در کامنت‌های وبلاگ داشته است. بنده هم از همان 2 سال پیش قرار بود برایش کاربری جدید ایجاد کنم! به هر حال ماجرای "تونل" دست ما را بسته است. بگذریم.

عابس عزیز! به خانه خودت خوش آمدی.

یک تاویل شخصی

به نام خدا

سلام

حرف خیلی زیادی نمی خوام بزنم

این روزها باز بحث ها و حرف های سیاسی اعصاب خورد کن رونق گرفته. امید که آه دل ما باعث و بانیانش رو یا به راه راست هدایت کنه یا ...

من بعید می دونم فرد غیرایرانی که این کاریکاتور رو کشیده از ماجراهای ایران چیزی بدونه. اما تناسب ایجاد شده برای خیلی جالب بود. روی تانک معمر قذافی پرچم سبز زدند!

به صورت ناخودآگاه آدم یاد این می افته که امثال قذافی و امثال معترضین امروز ایران جامیان مشترک دارند. شاید رنگ سبز رو رنگ بین الملل خودشون اعلام کردند.

.....................

پ.ن1: این پست گارد تایم نداره. هرکی پست داشت می تونه در اسرع وقت بذاره رو وبلاگ.

پ.ن2: حرف های فوق رو به عنوان یک تاویل شخصی در نظر بگیرید. این حرف ها قطعا در فضای مستدل بیان نشده. اگر نیاز بود به وقتش دلیل هم میاریم.

پ.ن3: از صمیم قلب دعا می کنم این فضای غذاب آور سیاسی به زودی تمام بشه. به این نحوی که خدای تبارک و تعالی خودش برای ملک و مردم صلاح بدونه.

3. پرسش روز

به نام خدا

با ابراز امیدواری جهت گرمی بیش از پیش اجاق جشنواره دوم، با یکی دیگر از بخش های جدید جشنواره در خدمت شما هستیم.


پرسش شماره یک:

به نظر شما وبلاگ گروهی صدای دوست تا چه اندازه توانسته است به عنوان یک رسانه مردم نهاد نقش ایفا کند؟!

***

پاسخ های پیشنهادی:

الف) بابا مردم نهاد رو عزل کردند! نفر بعدی هم کارش به بیمارستان کشید! از این مردم نهاد فعلا بکشید بیرون!

ب) این رسانه که وگویی یعنی چه ؟!

ج) اِ ! پس همه چی برنامه ریزی شده بود ها ؟! شما هم بعله ؟!

د) با سئوالت اصلا حال نکردم !

2.1 میان برنامه

به نام خدا

به نمایندگی از تمامی اعضای "صدای دوست" حادثه ناگوار سقوط هواپیما و از دست رفتن جمعی از هموطنانمان را تسلیت عرض می کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

2. اهدای بخش اول جوایز ویژه

به نام خدا

سالی که گذشت برای صدای دوست سالی با فراز و فرودهای بسیار بود. این سال با درج پستی از سید محمد اسلامی آغاز شد و با درج پستی از محمدرضا اشرف به پایان رسید.

در اولین بخش از جشن تولد دوسالگی "صدای دوست" با اهدای ۴ تندیس جشنواره در خدمتتان هستیم.

۱. تندیس چهارپایه بلورین

۲. تندیس پلاستیکی اخراجی ها

۳. تندیس بلورین محمود احمدی نژاد

۴. تندیس بلورین شیپورچی.

 

ادامه نوشته

1. صدای دوست دو ساله شد!

به نام خدا

الان دقیقا دومین سالگرد تولد صدای دوست است

یعنی 20 دی ماه ساعت 00:40

تولدت مبارک صدای دوست !


تا دقایقی دیگر اولین پست جشن تولد بارگذاری می شود

السلام علی عبد الصالح


هنگامی که دست راست عباس (علیه السلام) قطع شد، رجز او این بود:

«و الله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابدا عن دینی
و عن امام صادق الیقین سبط النبی الطاهر الامین
نبی صدق جاءنا بالدین مصدقا للواحد الامین»

«به خدا سوگند، اگر دست راستم را قطع کنید تا ابد از دینم حمایت می‌کنم؛
و از امام درست‌کار و با تقوایی که فرزند پیامبر پاک و راست‌گوست و تصدیق‌کننده‌ی خداوند یکتاست، حمایت می‌کنم.»

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

به نام خدا.

رفقا سلام. این نامه ای است از یک غریب از شهری بی نهایت غربت زاده.

این نامه ای است از یک زائر رسول الله صلی الله علیه  و اله و سلم که در این شهر به دشنام دادن به رسول الله صلی الله  علیه و اله و  سلم  متهم می شود. این نامه ای است از یک زائر که  اوج غربت شیعه و شیعیان در این شهر جانش را اتش می زند.

چه حالی پیدا خواهید کرد وقتی می بینید شیعیان این شهر شما را در حرم می بینند اما نگاهشان با شما چنین می گوید که به  من نزدیک نشو!

امروز صبح در حرم نبوی و در جوار منبر نبوی شیخی داد سرداده بود علیه شیعه! دیشب مردی مصری من را مورد عتاب قرار می داد که دشداشه سپید لباس اهل سنت است و شما که به رسول ناسزا می گویید شایسته پوشیدنش نیستید!

بگذارید از بقیع نگویم. چون در کلام نمی گنجد بی کرانه غریبانه  بقیع.

این نامه ای بود از یکی از شما که به شما اطلاع دهد قدر امنیت و ازادی در ایران را بدانید. اینجا اگر زیر لب صلوات بفرستی هم دشنامت می دهند 

یالیتکم کنتم معنا --- کاش شما هم اینجا بودید


به نام خدا

راستش سفر مکه گفتنی های خیلی زیادی دارد

اما شرایط انقدر الان مهیا نیست که همه را برایتان بگویم. کلی توی صف اینترنت بودم اینجا تا نوبتم شد. ان شالله خدا قسمت مان کند به اتفاق همه با هم بیاییم. اینجا هتل دارهادی محل بعثه آقا است.

جای همه خالی. به یاد تان هستم. به یاد صدای دوستی ها.

ادامه نوشته

حلالم کن !


به نام خدا

هنوز خیلی زنگ نخورده بود که تلفن را برداشت. بعد از سلام و احوال پرسی ماجرا را گفتم. هیجانی شد و گفت: ظاهرا این مجموعه حلالم کن خیلی روی شما تاثیر داشته است!

***

کمتر از ۳۵ دقیقه دیگر باید فرودگاه باشیم و گذرنامه ها را تحویل بگیریم. ان شالله

کمتر از نیم روزی در سرزمین عربستان خواهیم بود. ان شالله

کمتر از هفته ای حج گزار می شویم. ان شالله

و من کمتر از انی هستم که بخواهم از حج بگویم. من کمتر از انی هستم که بخواهم از وصیت امیرالمومنین در اخرین لحظات حیاتش دم بزنم.

من کمتر از ذره ای هستم در اقیانوس حج امسال. ان اشالله

***

همیشه دوست داشتم وقت های حلالیت طلبی توی روزنامه ای یا جای مشابهی اعلامیه بدهم. که آی ملت! این رفیق و برادر و همکار شما رفتنی شده است. به حق رفتن و به حق سفر از حق و حقوقی که درباره شما مراعات نکرد بگذرید و بحل کنیدش.

***

به یاد مرحوم قیصر امین پور که همین روزها سالگرد پرکشیدنش رسیده است:

حرف‌هاي ما هنوز ناتمام

 تا نگاه مي‌كني: وقت رفتن است

باز همان حكايت هميشگي!

پيش از آنكه باخبر شوي

لحظه عزيمت تو ناگزير مي‌شود

آي....

اي دريغ و حسرت هميشگي!

ناگهان چقدر زود دير مي‌شود!

***

دوست من! حلالم کن!

ساعت های آخر


به نام خدا

سلام

این عکس زیبا رو به عنوان مقدمه بپذیرید لطفا

ادامه خواهد داشت ...

دلم برایتان بگوید ...


به نام خدا

یکی از تفاوت های صدای دوست با بسیاری وبلاگ های دیگر این است که شخصی نیست. نه اینکه به خاطر "گروهی" بودنش شخصی نباشد، بلکه به این خاطر که نویسنده ها عموما مسائل شخصی شان را در وبلاگ مطرح نمی کنند، خلاصه شخصی نیست.

اما راستش را بخواهید من گاهی به این وبلاگ های شخصی ِ شخصی حسودی ام می شود. همین وبلاگ هایی که هر از مدتی نویسنده ها سفره دلشان را باز می کنند و با مخاطب های داشته یا نداشته شان درد دل می کنند.

راستش را بخواهید با اینکه احتمال می دهم بقیه بچه ها پستی هایی را آماده کرده باشند، دلم را می زنم به دریا و فضا را کمی تا قسمتی شخصی می کنم.

برای آگاهی از اصل ماجرا به ادامه مطلب رجوع کنید لطفا

ادامه نوشته

سوگواره مجاهدین خلق، منافقین، شماره (1)، آیا مسعود رجوی مرده است؟

به نام خدا

سلام

خیلی قصد اطاله کلام ندارم. بنابراین کوتاه می گویم.

از پنجشنبه، دیروز 4 شهریور 89، خبرهایی نقل می شود مبنی بر اینکه مسعود رجوی، سرکرده گروهک منافقین، مرده است. سایت های ضد انقلاب هم این خبر را نقل اند.

به عنوان نمونه سایت ضد انقلاب "روزآنلاین" که حقیقتا از دشمنان حرفه ای جمهوری اسلامی است.

اما هنوز هیچ منبع رسمی این خبر را تایید نکرده است. هرچند رجوی از سال 1382 تا کنون مفقود شده است. بعد از حمله آمریکایی ها به عراق تا کنون، هیچ کسی وی را زنده ندیده است.

تلویزیون مجاهدین خلق، منافقین، همیشه در آستانه سال نو پیام تبریک رجوی را پخش می کند. این تلویزیون از سال 82 تاکنون دیگر هیچ پیام تبریک جدیدی را از وی پخش نکرده است.

خبر روز گذشته نیز در ادامه تمامی خبرهایی است که بارها و بارها از سال 82 تاکنون از مرگ وی سخن گفته است.

برای آنها که حوصله دارند، اشاره های پراکنده ای را در مورد مجاهدین در ادامه مطلب گنجانده ام.

ادامه نوشته

یاد جلسه قرآن-مان به خیر

به نام خدا

آن روزها، ماه رمضان برای همه ما حال و هوای جمعی عجیبی داشت.

نیم ساعت یا یک ساعت بعد از افطار همه مردهای محل و بچه هایشان در یکی از خانه های محل جمع می شدند. از مرد هفتاد ساله تا پسر بچه 2-4 ساله !

دور می نشستند و قرآن می خواندند. یکی از آن میکروفون های بزرگ قدیمی با یکی از بلندگوهای قدیمی تر. جلوی در خانه ای که قرآن می خواندند چراغ روشن بود با پرچم جلسه قرآن محل!

آن روزها کسی بعد از افطار فیلم نگاه نمی کرد. هر شب یک جزء قرآن را دور می خواندند. پذیرایی غالبا خیلی ساده بود. چایی تلخ با قند! حداکثر میوه هم می آوردند. اما جمع "دوره قرآن محل" خیلی صمیمی بود. قبل از شروع جلسه و بعد از شروع جلسه، همسایه ها از حال هم با خبر می شدند. گاهی اگر کسی مشکلی داشت، بقیه راهنمایی اش می کردند، یا اگر کاری از دستشان می آمد، برایش انجام می دادند.

این عکس بالا تزئینی است! محله ما اصلا مسجد نداشت. از این محله های قدیمی بود که تازه داشت آباد می شد. جای مسجد را مشخص کرده بودند، اما هنوز نساخته بودند. نمازهای عید فطر را هم توی خیابان می خواندند. یکی از 4راه های محل که کمی بزرگتر بود و به چهارراه سبزی فروشی (!) معروف بود را موکت پهن می کردند.

چهارراه می شد مصلای محل! شیرینی نمازهای عید فطر دوران کودکی را تقریبا در هیچ نماز عید فطری دوباره تجربه نکردم. هرچند بعضی نمازهای عید فطر مصلای تهران هم گاهی خیلی شیرین می شد. (آن زمانی که تهران بودم)

***

این روزها دیگر به جلسه قرآن محل نمی روم. یعنی در محله جدیدی که زندگی می کنیم، نمی دانم اصلا جلسه قرآنی دارد یا نه.

حدس می زنم جلسه های قرآن را باید "این شب ها" با سریال های مختلف سیما هماهنگ کنند تا جلسه قرآن دچار "جراحت" نشود!

دلم برای کودکی ها تنگ می شود. خصوصا ماه های رمضان!


چه کسی به فضا خواهد رفت ؟

خبرگزاری مهر از اخبار خوش رئیس جمهور احمدی نژادخبر داد :

پرتاب ماهواره ایرانی درآینده نزدیک / 7سال دیگر انسان به ‌فضا می‌فرستیم

رئیس‌جمهور با اعلام خبر پرتاب ماهواره مخابراتی ایران به فضا در آینده نزدیک ، گفت: بزودی اخبار خوشی در زمینه پیشرفت‌های کشورمان در عرصه هوا و فضا اعلام خواهد شد. به گزارش خبرگزاری مهر ، دکتر محمود احمدی‌نژاد چهارشنبه شب در گفتگوی زنده تلویزیونی با صدا و سیمای استان همدان با بیان اینکه فرستادن انسان به فضا از جمله برنامه‌های دولت در زمینه توسعه تکنولوژی هوا و فضا است، خاطر نشان کرد: چندی پیش موجودات زنده‌ای را به همراه کاوشگری به فضا فرستادیم و براساس برنامه سازمان فضایی، فرستادن انسان به فضا در سال 1403 هجری شمسی پیش‌بینی شده بود. اما دولت برنامه‌ریزی‌هایی را انجام داده تا در سال 1396 انسان را به فضا بفرستیم که این اتفاقی عظیم در معادلات دنیا است زیرا ، حضور انسان ایرانی در فضا به معنای تسلط ایران بر فضاست.


و اما چند سئوال درباره برنامه فرستادن انسان ایرانی به فضا؛

ادامه نوشته

به نام خدا

عرض سلام محضر تمام دوستان عزیز

اول اینکه، بله! خودم هم چشم دارم! دیدم مقام معظم داکتوری همین دو ساعت قبل پست جدید گذاشته. اما پست حقیر هم لبیک به فرمایشات معظم له است. مضافا به اینکه به قاسم عزیز هم قول داده بودم.

الغرض، جای همه دوستان خالی، مدینه و مکه. همین جا تا یادم نرفته، در پاسخ به برخی شایعات در خصوص سوغاتی باید عرض کنم که اگر کسی برای سوغاتی می خواد بیاد، زودی پاشه بیاد.

خونه ما برای همه بازه. با این توضیح که سوغاتی ها همشون تعریف کردنیه و یک مورد هم خوردنی! {لازم به یاداوری است که آب زمزم نوشیدنی می باشد!}

بنده در این روزها، برای دوستان و آشنایانی که نه به خاطر حقیر، بلکه به احترام و اهمیت سفر به سرزمین های مقدس مدینه و مکه به منزل ما تشریف میارند، منوی خاطرات می دم.

ادامه نوشته

دلم برای قاسم تنگ می شود


به نام خدا


رفقا سلام

فکر نمی کردم، روزی برسد که من هم مانند برخی از دیگر دوستانمان شوم. اینکه هر از مدتی سری به وبلاگ بزنم ولی کامنتی نگذارم. یا اینکه تنها به گذاشتن کامنت قناعت کنم.به هر روی، همین ابتدا بگویم که انگیزه من برای نوشتن این چند خط قاسم حوائجی است.

قاسم چند روز است که به زاهدان رفته، برای خدمت مقدس سربازی. آخرین جایی که برای خداحافظی آمد، اتحادیه بود. قرار گذاشته بود که من را با بچه های انجمن اسلامی فعلی دبیرستانمان آشنا کند.

خیلی جدی در جلسه حاضر شد، آن هم با لباس فرم سربازی! دو نفر از بچه ها را به من معرفی کرد. مسئول انجمن قبلی مدرسه و سرپرست فعلی انجمن. بچه های خوبی به نظر می رسیدند. به هر حال، آقا قاسم ما بعد از جلسه انجمن مدرسه، نماز اخرش را در اتحادیه خواند و از میان ما رفت و پرکشید.

اگر قاسم در زاهدان شهید شود، که اصلا هم بعید نیست، به حق شهید انجمن و اتحادیه است. قاسم اگر شهید نشود، جای تعجب دارد. . .

ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید

ادامه نوشته

حرفم را پس می گیرم

بسم الله الرحمن الرحيم

قال اني جاعلک للناس اماما، قال و من ذريتي، قال لاينال عهدي الظالمين

جاء من اقصي المدينه رجل يسعي، قال يا قوم اتبعوا المرسلين


***
اين نامه اي است از يک فرزند بريده از انقلاب، به امام امت و انقلاب

ادامه نوشته

قسمت چهارم: نقد و نظر - رای گیری برای منتخبان جشنواره از نگاه "مخاطبان"


به نام خدا

بخش ویژه نظر سنجی و رای گیری جشنواره تولد یک سالگی

"صدای دوست"

سلام عرض می کنم.

بنده هم به سهم خودم جشن یک سالگی صدای دوست رو تبریک می گم. قرار بود این قسمت از برنامه را خواننده ورزشکار و مردمی آقای "  قــــــــــــــــــــــاســــــــــــــــــــــــــــ  " اجرا کنند. اما با توجه به کلاس گذاشتن های شبه روشنفکری شان(!) بنده در خدمتتان هستم.

قبل از پاسخ به پرسش های اصلی در بند "ج"، لطفا پرسش های کلی در دو بند "الف" و "ب" را پاسخ بدهید. لازم به توضیح موکد است که در پایان جشنواره تولد یک سالگی "صدای دوست" برگزیدگان از نگاه "مخاطبان" و برگزیدگان از نگاه "هیئت داوران" معرفی خواهند شد.

 *خروس بی محل*                  

ادامه نوشته