7 - تذکرة الرفقاء الثالث
هواللطیف
السلام علیکم یا ایهاالاصدقاء و الرفقا؛ نرحب بکم و المبروک علیکم هذه المهرجان الاثنین الوبلاج اللتی صارت الخفه ! فی ایام الاخیره.
و اما بعد؛
بگفتیم و بنیوشیدید تذکراتی که بخوردند شکستی فجیع در عرصة الکامنتیه (که عدد نظرات ثانی اش، چه تراژیک بماند تک رقمی)؛ پس به مناسبتی که در نهایت مطلب می آیاد ذکر منقبت استوانه ای دیگر از اشکال هندسی صوت الرفیق را به طریق الجیدید، به محضر شما مشاهدان الکرام پیشکش میکنیم؛ به امید تعجیل در سقط شدن آن حسنی نامبارک به دیار فراعنه.
پس این شما و این هم ذکر خیری از دچتور بلاد نامقیه:
.
¤¤¤
.
توی وب شلمرود / نامقی تک و تنها بود
نامقی نگو بلا بگو / تنبل تنبلا بگو
موی بلند، روی سياه، ناخون دراز، واه واه واه
نه فلفلي نه قلقلي نه مرغ زرد کاکلي / نه اسلامی نه بابایی نه قاس یار داکتوری
هيچکس باهاش رفيق نبود تنها روي سه پايه / نشسته بود تو سايه
علی ميگفت: نامقی مياي صدای دوست؟
- نه نميام نه نميام
- وبلاگو مي خواي اصلاح کني؟
- نه نمي خوام نه نمي خوام
- تو اصلا" حس و حال داری؟
- نه ندارم؛ نه ندارم !
¤¤¤
کره الاغ کدخدا / يورتمه مي رفت تو وبلاگا
الاغه چرا يورتمه ميري؟
دارم ميرم وب بزنم / ديرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنين / سر در هوا، سم بر زمين
يه کمي به من وی پی ان ميدي؟
- نه که نميدم / - چرا نميدي؟ - واسه اينکه من سرحالم / پيش همه باحالم
اما تو چي؟
پست بلند، کامنت سياه، بی حس و حال؛ واه واه واه!
¤¤¤
در وا شد و يه جوجه / دويد و اومد تو کوچه
جيک جيک کنان / گردش زنان
اومدو اومد پيش نامقي
- جوجه کوچولو / کوچول موچولو
مياي با من یه چت کني؟
مادرش اومد قدقدقدا / از نت برو تو رو به خدا
جوجه ريزه ميزه / ببين چقدری فرزه؟ اما تو چي؟
پست بلند، نظر سياه، دچتور قناس، واه واه واه
¤¤¤
غاز پريد تو استخر
- تو غاسمی! يا غازي؟
- من قاس خوش زبانم
- مياي بريم به بازي؟
- نه جانم
- چرا نمياي؟
- واسه اينکه من صبح تا غروب / تو پادگان کنار جوب / مشغول وبسایتای خوب
اما تو چي؟ پست بلند، نظر سياه، بی حس و حال، واه واه واه
¤¤¤
نامقي با چشم گريون / پا شد و اومد تو ميدون:
آي فلفلي آي قلقلي / آی اسلامی آی بابایی !
مياين با من بازي کنين؟
- نه که نميايم
- چرا نمياين؟
اشرفه گفت: من و داداشم و بابام و عمو / هفتهاي دو بار ميريم به کوه
اما تو چي؟
بابایي گفت: نگاش کنين پست بلند کامنت سياه ناخن دراز واه واه واه
¤¤¤
نامقی دويد پيش داکتور
- نامقي مياي صدای دوست؟
- ميام ميام
- وبلاگو ميخواي اصلاح کني؟
- ميخوام ميخوام
نامقي نگو يه دسته گل / سرحال و تپل مپل
الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعي / با اسلامی، با بابایي، با قاس یار داکتوری
حلقه زدن دور دچی
الاغه ميگفت: اگه کاري نداري / بريم اینترنت بازي
خروسه مي گفت: قوقولي قوقو قوقولي قوقو / هرچي ميخواي فوري بگو
مرغه ميگفت: نامقی برو تو کوچه / هی چت بکن با جوجه
قاسم ميگفت: نامقي بيا با نوت بوک / بريم شنا تو فیسبوک
اشرف میگفت : دچتور بیا به کوه بریم / یه پست مشترک بریم؛
¤¤¤
توی وب صدای دوست / نامقي ديگه تنها نبوست !! *
* : امان از تنگی قافیه!
پ.ن : این روزها، دومین سالمرگ زنده یاد منوچهر احترامي ست که بخشی از لحظات خوش دوران پاک کودکیمان را وامدار اوئیم؛ مگر میشود مجموعه های جذابی مثل "حسنی نگو یه دسته گل" و "دزده و مرغ فلفلی" از صندوقچه خاطراتمان پر بکشد؟ من که هنوز حتی نقاشی های این دو کتاب را قشنگ به خاطر دارم؛
فاتحه ای نثار میکنم هدیه به روح خوش ذوقش و از او بابت این فاتحه ای که به شعرش خواندم حلالیت میطلبم!

اینجا پاتوق جمعی از بروبچه های دبیرستان شهید هاشمی نژاد مشهد است.