المشهدی، و ما ادریک ما المشهدی!!!
بسم رب المشهدیین المکرمین المعززین
به مصداق قول مشهور "حب الوطن من الایمان" اراده ی اصیلمان بر آن تعلق گرفت که اندکی در باب شهر عزیزمان بنگاریم:
اندکی پیش در نماز به قرائت سوره ی زلزال مشغول بودم و از آن جا که حالات حقیر در نماز وصف ناشدنی است، فتوحاتی بر من حادث شد و به مطلب رفیعی پی بردم که در کمال اخلاص، آن را با شما بی خبران از نشئه ی هپروت در میان می گذارم:
هیچ می دانستی ای جوان- ایدک الله بنصره- که لهجه ی زیبای مشهدی در قرآن هم آمده است؟ آن جا که می فرماید: "فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره، و من یعمل مثقال ذره شرا یره." پس بدان که وظیفه ی تو در اکرام و اعزاز قوم صاحبان این لهجه ی رفیع، بسی گران است. مگر نشنیده ای که آن پیر فرزانه سروده: "هر چند امین! بسته ی دنیا نی ام، اما / دل بسته ی یاران خراسانی خویش ام."
چه طور چنین تفاسیری از کتاب خداوند صحیح نباشد، آن گاه که :
به نقل از برادران آمریکایی ما در وبلاگی می نویسند:
يه مطلب جالب از گروه خبری قاصدک ديدم که بد نديدم اون رو براي شما بنويسم:
"از کشفيات اخير آمريکايي ها در مورد حادثه 11 سپتامبر! :
در قرآن جزء 11 سوره 9 (توبه) آيه 109 و کلمه 2001 ام ، کلمه JOROFON HAR است.
حالا توجه کنيد:
تاريخ وقوع: 2001/9/11
خيابان يا محله وقوع: JORFEN HAR
تعداد طبقات برجها: 109
اگر اين آيه رو بخوانيد متوجه مي شويد که از بنايي صحبت ميکند که پايه آن بر آتش است و سست و متزلزل مي باشد!"
یا مضمون قول یکی از شخصیت ها در کتاب شریف بی وتن، که گوید:
چو یس قلب قرآن باشد و شروع آن با "یس"؛ پس US هم – که همان یس است- به منزله ی قلب جهان هستی و سرسلسله ی تمدن هاست!!!
ای عزیز! با چنین شواهد متقنی!!! هم قوت استدلال خویش و هم فضل قوم مشهدی را به تو نمایاندیم، اینک تو و وادی عمل. هرگاه خواستی جهت دست بوسی به خدمت ما برسی، پیش پیش خبر ده تا شرایط فراهم آریم!
دو نکته:
1- این مطلب طنزی بود جهت شادی ارواح همه ی مشاهدین، پس تو روح همه ی مشاهدین! (صلوات، البته )
2- یک مطلب جدی و بسیار جالب: در باب " حب الوطن من الایمان ” شیخ بهایی(ره) در نان و حلوا می فرماید:
ایهاالمأثور فی قید الذنوب/ ایها المحروم من سر الغیوب
لا تقم فی اسر لذات الجسد/ انها فی جید حبل من مسد
قم توجه شطر اقلیم النعیم/ و اذکر الاوطان والعهد القدیم
گنج علم «ما ظهر مع ما بطن»/ گفت: از ایمان بود حب الوطن
این وطن، مصر و عراق و شام نیست/ این وطن، شهریست کان را نام نیست
زانکه از دنیاست، این اوطان تمام/ مدح دنیا کی کند «خیر الانام»
حب دنیا هست رأس هر خطا/ از خطا کی میشود ایمان عطا
ای خوش آنکو یابد از توفیق بهر/ کاورد رو سوی آن بینام شهر
تو در این اوطان، غریبی ای پسر!/ خو به غربت کردهای، خاکت به سر!
آنقدر در شهر تن ماندی اسیر/ کان وطن، یکباره رفتت از ضمیر
رو بتاب از جسم و جان را شاد کن/ موطن اصلی خود را یاد کن
زین جهان تا آن جهان بسیار نیست/ در میان، جز یک نفس در کار نیست
تا به چند ای شاهباز پر فتوح/ باز مانی دور، از اقلیم روح؟
حیف باشد از تو، ای صاحب هنر!/ کاندرین ویرانه ریزی بال و پر
تا به کی ای هدهد شهر سبا/ در غریبی مانده باشی، بسته پا؟
جهد کن! این بند از پا باز کن/ بر فراز لامکان پرواز کن
تا به کی در چاه طبعی سرنگون؟/ یوسفی، یوسف، بیا از چه برون
تا عزیز مصر ربانی شوی/ وا رهی از جسم و روحانی شوی پایان


(عکس تزئینی است)
اینجا پاتوق جمعی از بروبچه های دبیرستان شهید هاشمی نژاد مشهد است.