این هزار سال
تاريخ تمدن اسلامي شايد در نگاه اول عنواني تکراري و خسته کننده به نظر برسد. اما به نظرم يکي از اساسي ترين موضوعات در حوزه فرهنگي است که هر چه درباره اش بيشتر شعار داده ايم کمتر کار کرده ايم. در برابر چالش غرب و در تعارض بين اسلامگرايي و غربگرايي هيچ سخني مستندتر و صادقتر نسبت به بحث و بررسي درباره تاريخ تمدن اسلامي و مقايسه آن با تاريخ تمدن غرب نمي تواند وجود داشته باشد. در شرايطي که در جامعه ما و بسياري ديگر از کشورهاي اسلامي جمعيت گسترده اي از نخبگان غربگرا، انديشه و فرهنگ اسلامي را ورشکسته و متعلق به گذشته مي دانند طرح موضوع تاريخ تمدن اسلامي به نحوي منصفانه و عاري از سوگيريهاي غربگرايانه به روشن شدن واقعيت درباره جايگاه اسلام و غرب کمک خواهد کرد. مراد از بررسي تاريخ تمدن اسلامي تکرار مکرر شعارهاي تعصب آميز، سخن پردازيهاي ايدئولوژيک و تفاخرهاي بي مجتوا و بي پايه نيست. معرفي ميراث و دستاوردهاي تمدن اسلامي همچنين مي تواند باعث التيام زخمهاي باقيمانده از سلطه و استعمار غرب در قرون گذشته شود و در بي اعتنايي و سرخوردگي عمومي نسبت به تاريخ و گذشته ممالک اسلامي تغيير بوجود آورد. ميراث پربار و تاريخ افتخارآميز سرزمينهاي اسلامي عنصري بود که استعمار غرب در قرون نوزدهم و بيستم بايد آن را کتمان و تحقير مي کرد تا بتواند سلطه سياسي و اقتصادي خود را کامل کند و امروز اگر مردم مسلمان بدنبال کسب آزادي و استقلال سياسي و اقتصادي هستند بدون برچيدن استيلاي فرهنگي و سلطه فکري غرب نمي توانند به جايگاه واقعي انساني خود نائل شوند. شايد تصور کنيم درباره اسلام آنچه اهميت دارد مسائل معنوي و عبادي و ايماني است و مسائل فني و علمي و اقتصادي، اموري دنيوي هستند که در اسلام و تاريخ آن جايگاهي نداشته است بلکه پيشرفت و رفاه و عقلانيت مسائلي مربوط به دنياي مدرن غرب هستند که از طريق تمدن غرب در ساير سرزمينها گسترش يافته است. در صورتي که هرگز اينطور نيست و به نحو مستند و مبسوطي مي توان در اين باره بحث کرد که غرب در دوران پيش از رنسانس چگونه سررشته هاي پيشرفت علمي و فني و اقتصادي و اجتماعي خود را از الگوهاي سرزمينهاي اسلامي اخذ کرد. متأسفانه جايگاه دانشمندان و آثار علمي مسلمانان در تاريخ علوم از فاصله بين دانشمندان يونان باستان و اروپاي جديد حذف شده است. در تقريباً تمامي جنبه هاي ديگر حيات تمدني بشر نيز مشارکت و دستاوردهاي مسلمانان در قرون ميانه اغلب از سوي تاريخ نگاران غربي ناديده گرفته شده است و خود نويسندگان مسلمان معاصر هم به واسطه انفعال و عقب ماندگي مسلمانان در چند قرن اخير توانايي چنداني در معرفي شايسته جايگاه تمدن اسلامي نتوانسته اند ارائه دهند.
آنچنان که از اين طرح موضوع برمي آيد بررسي شايسته و کامل موضوع تاريخ تمدن اسلامي از توان يک يا چند فرد يا گروه خاص که آن را در کوتاه مدت يا ميان مدت به انجام برسانند خارج است. اما بيشک هر فرد صاحب انديشه و آگاه در جامعه ما بي نياز از کسب اطلاع درباره حقايق تاريخ گذشته خود در مواجهه با مسائل روز نيست. گسست و انفصال از گذشته نتايجي چون بي هويتي و سردرگمي يا دنباله روي و شيدايي نسبت به بيگانگان بوجود مي آورد. توسعه همه جانبه و پايدار در بعد فردي و اجتماعي، بدون داشتن شناخت از خويشتن و گذشته خود ممکن نيست و نمي توان بدون توسعه فرهنگي به برخي جهشهاي مقطعي فني و علمي و رشد حباب گونه اقتصادي و سياسي دل خوش داشت. اينجانب ابوذر قائم پناه فارغ التحصيل سال 78 سمپاد مشهد هستم که سال 86 از دانشکده پزشکي تبريز فارغ التحصيل شدم و در حال حاضر به عنوان پزشک خانواده در خراسان جنوبي اشتغال دارم. هرچند رشته تحصيلي و حرفه اي مرتبط با تاريخ نداشته ام اما از دوران دانشجويي با مقدماتي علاقه مند به تاريخ تمدن اسلامي شدم و با شدت و ضعفهايي حدود پنج سال است که در اين زمينه مطالعه داشته و دست به کيبورد مي برده ام. براساس شرايطي که در رسانه ها و فرهنگ عمومي جامعه شاهد بوده ام به نظرم رسيد شناخت و معرفي تاريخ تمدن اسلامي يکي از اقدامات مهم فرهنگي است که به طور گسترده اي مورد غفلت واقع شده و جا براي کار زياد دارد. زمينه هاي متعدد، متنوع و جالبي در تاريخ تمدن اسلامي وجود دارد که در پژوهشها و مطالعات اسلامي داخلي و خارجي مورد بررسي قرار گرفته است اما به نحو ناچيزي براي فرهنگ عمومي معرفي شده است. بنابراين به نظرم رسيد چرا نبايد گروهي وجود داشته باشد که در قدم اول با مطالعه جمعي شناخت خود را درباره تاريخ تمدن اسلامي ارتقا داده و کامل کند و در قدم بعد با فعاليتهايي بکوشد آن را براي عموم معرفي کند. مطمئناً نمي توان همه اينها را از نهادهاي رسمي و دولتي فرهنگي و تبليغاتي انتظار داشت بلکه سازمانهاي مردم نهاد نيمه حرفه اي مي توانند نقش مؤثري در اين زمينه ايفا کنند. چنان که در بند اول آمد معرفي تاريخ تمدن اسلامي تنها سخن گفتن از چند اتفاق مربوط به گذشته نيست بلکه مي تواند متضمن دگرگونيهاي اساسي در بينش ما نسبت به جايگاه و عملکرد اسلام و مقايسه آن با تمدن و انديشه جديد غرب باشد. در اقدام براي تشکيل چنين گروهي يکي از امکانات موجود را طرح آن در وبلاگ صداي دوست يافتم که مکاني مورد رجوع عده اي از دوستان اهل انديشه و حساس به مسائل فرهنگي است. عده اي هرچند اندک از افراد علاقه مند و فعال مي تواند هسته اي براي يک حرکت پيگير و بتدريج گسترده شونده باشد. تشکيل کانوني براي تجميع مطالعات و فعاليتها در اين باره، برقراري ارتباط با دانشگاهها و نهادهاي فرهنگي و تبليغاتي مرتبط و به کار انداختن پيشنهادها و ابتکارات گوناگون در اين زمينه اقدام مناسبي خواهد بود. به اين ترتيب از دوستان عزيز دعوت مي کنم نظرات خود را درباره اين موضوع ارائه کنند. اميدوارم بر اين اساس بتوانيم قدم مثبتي در مسير ارتقاي فرهنگ خود و جامعه برداريم. در پايان بايد از اهالي وبلاگ صداي دوست که اجازه درج اين پيام را دادند و نيز از خوانندگان که لطف کردند و اين پيام طولاني را خواندند و ان شالله نظر مي دهند تشکر مي کنم.
اینجا پاتوق جمعی از بروبچه های دبیرستان شهید هاشمی نژاد مشهد است.