دردنامه سه و نیم!

پس از مطالعه سه شماره دردنامه ها، علی بقول خودش منتظر یک اتفاق بود که نیافتاد؛ حس و حال ثبت دردنامه شماره چهار که قرار بود حاوی پاسخ دکتر رضایی و حاشیه هایی درباره دردنامه ها باشد به علی دست نداد و این بی حوصلگی او، باعث سر رفتن حوصله قاسم شد که این بار حتی با توسل به آن کرامات کذایی اش هم نتوانسته بود به جواب جناب رضایی دست پیدا کند و حس کنجکاوی اش ارضا شود؛ نتیجه آن شد که در ادامه مشاهده میفرمائید؛
اولین پست مشترک پیامکی وبلاگ که از یک جوک شروع شد و به دیالوگهای ماندگار سینما انجامید؛ همینجا پیشاپیش از هنرمند متعهد و محبوب کشورمان، ابراهیم حاتمی کیای عزیز، بخاطر شدت جنون این دو نویسنده صدای دوست پوزش می طلبیم؛
¤¤¤
قاس : Agha
june harky dus dary 4omisham bezar.
Mordim az fozuly bebinim Javabe dr.rezaii chy bude.
Azyat nakon dige.
Ghol midam kamente tahlilye kamely bezaram !!!
داکتور : کامنت تحلیلی هم پیشکش. یه ژانگولر بازی کن وبلاگو ازین جدیت دربیار
قاس : Ma zaminkhordatim.
Shoma faghat bezar
age begy tahlil kon tahlil mikonam,‏‎ begy tahlil nakon nemikonam.
agha saiid!
begy becharkh,micharkham,begy beraghs miraghsam!
(az karkhe ta rain!!)
داکتور : خیلی عجول شدی عباس! (آژانس)
حالا تا فردا صبر کن ببینم چی میشه
قاس : Ta farda sabr konam?
Eyval.
Fateme !
Fatemeye khubam !
to behtarin va khola3 tarin payamo behem dady !!!
[ajans]
(ajab moshaereii shod! hala dal bede ! )

داکتور : معرفت اون دکتر رضایی که جواب داد از توی همشهری بیشتره!
. . .

ادامه مشاعره (مفالمه) را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

شبی روی زمین*

بسمه تعالی


دچتور: طبق معمول باز قاااااااااس داااااااااستان داره!

حالا قاس: بله بینندگان عزیز . شما دوباره شاهد یک پست مشترک دیگه در صدای دوست هستین. امشب با جناب دچتور و یکی از دوستان قدیمی دیگه (حسین آقای کاهوکار توسی) اومده بودیم یللری تللری که به سرمون زد یه کافی نت پیدا کنیم و شمارو هم بی نصیب نذاریم .

دچتور: برو کنار بینیم بابا... این ما رو نصفه جون کرد تا دو خط بنویسه. آقا کی به این بشر مدرک دویم راهنمایی داده؟ (از شما بینندگان عزیز تقاضا می شود در صورت اطلاع از کم و کیف قضیه ذیل همین پست کامنت گذاشته و خانواده ای را از نگرانی برهانند.) این دوست عزیز ما که الان از جمع پر مهرمون جدا شدن همون طور که بنده بارها تاکید کردم و اوشون تایید فرمودن نامشون طوسی هست. طوسی خالی! (یاد سریال همسران بخیر!) خلاصه آقا فکمون پیاده شد از بس قلت املایی و انشایی داشت.

حالا قاس: فعلاً که با این هفت تا مدرکی که جفتمون  رو هم داریم (دوتا دیپلم، یه کاردانی، سه تا لیسانس و یه ارشد) مثل آهو تو عسل گیر کردیم تا یه دونه کاریکاتور بامزه واسه این پست مشترکمون پیدا کنیم. آخرشم کارمون از گربه سگ و چندتا جک و جونور دیگه رسید به این سوسکایی که  (در ادامه مطلب) ملاحظه میکنین :


ادامه نوشته

شب است و سکوت است و قاس است و من!


باسمه تعالی

- داکتور: قاسم را هر کارش کنی مارمولک است. در ادعا و حرف، کلی افه آویزان شدن و تلپ شدن می گذارد ولی کار به عمل که برسد، آخرِ کم روهای عالم است و حسابی اهل تعارف و خجالت و سرخ و سفید شدن. اما امشب، قضیه برعکس شد و قاسم که از اول، حرف نیامدن و بازداشت در یگان و اضافه خدمت و غیره می زد، تنها با یک بهانه اغفال شد: گذاشتن پست مشترک

- قاسم: اوهووووووووووووووووووووووووی! برو کنار یره فرمونو بده دست من . . .


پ.ن:

1. بعد از چندین روز تعطیلی وبلاگ با پستی درون گروهی حاصل یک شب نشینی مشترک برگشتیم که به طور حتم به مذاق خواننده های غریبه تر چندان خوش نخواهد آمد چرا که به قول قاسم این پست تنها به کوری چشم آن خدماتچی بی خدمت گذاشته شده و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد. قبول کنید هرچند خودمانی و بی در و پیکر، از آپ نشدن بهتر است.

- (علی جان، عزیزم! بی در و پیکر قیافته!!!)

2. وارد سومین شب از ماه رجب شدیم و به جای ذکر و استغفار به این خزعبلات روی آوردیم؛ خدا ما را ببخشد. یاد شب های اردو مانند اعتکاف ایام البیض بخیر که گویا امسال هم توفیق حضور نداریم.

- (علی جان، عزیزم! شاد کردن دل مؤمن عبادته)

اصل مطلب را در لینک زیر بخوانید . .

ادامه نوشته

8 . یادداشت همسران "صدای دوست"ی ها

به نام خدا

به همه دوستان عزیز سلام عرض می کنیم. امیدواریم تا اینجای جشنواره ( صدای دوست در سالی که گذشت، نقد و نظر، یاران صدای دوست، نود مجازی، میان برنامه و یادگاری بچه ها ) به همه خوش گذشته باشد.

طبق برنامه نوبت به یادداشت های همسران برخی از نویسندگان رسیده است. در ابتدای این مطلب چند نکته را متذکر می شویم:

1. استفاده از یادداشت همسران نویسندگان در جشنواره ممکن است برای برخی مخاطبان گرامی چندان توجیه نداشته باشد. به هر تقدیر این اولین تجربه اینچنینی است. امیدواریم این یادداشت مقدمه آشنایی خانواده های گرامی با یکدیگر باشد و دعا می کنیم برای همه مبارک باشد. ( بلند بگـــــــــو آمیــــــــن ! )

2. به جز استفاده از وجود همسران نویسندگان، با این کار قصد داریم دیگر دوستانمان را ترغیب کنیم که "دو نفری" بشوند. دوستان عزیزی که پس از خواندن این یادداشت به ازدواج فکر می کنند را به تامل بیشتر، اجتناب از جو زدگی، مشاهده زوایای خفیه این یادداشت ها و خانواده هایشان ارجاع می دهیم!

3. ترتیب قرار گرفتن یادداشت ها بر اساس زمان رسیدن آنها به "صدای دوست" است. به جز یادداشت سرکار خانم ... ( همسر محمد حسین انصاری ) که به دلیل نامعلوم در پایان این بخش آورده شده است.

در پایان یادآور می شویم تمام توفیقات احتمالی متاهلین "صدای دوست" در این جمله خلاصه می شود که :

 " پشت سر هر مرد موفق، زنی است که نتوانسته جلوی موفیقت اش را بگیرد " 

این هم یادداشت ها که در ادامه مطلب می توانید بخوانید:

ادامه نوشته

7. یادگار مشترک نویسندگان در یک سالگی صدای دوست

باسمه تعالی

پس از صدای دوست در سالی که گذشت، نقد و نظر، یاران صدای دوست و نود مجازی و یک میان برنامه طبق اعلام برنامه های جشنواره نوبت به عکس یادگاری مکتوب نویسندگان رسید. شاید همانقدر که جمع شدن بچه ها بعد از این سال ها غریب می نماید، کنار هم آمدن این همه یادداشت از اغلب نویسنده ها هم عجیب باشد. البته هنوز هم چند نفری به مقتضای حال و اوضاع روزگار از قافله یادگاری نویسان جا ماندند. این بار ترتیب را برعکس کردیم که تازه نفس ها را به خط مقدم فرستاده باشیم. منتظر پست جالب یادگار مشترک همسران در شماره بعد باشید. این شما و این هم یادداشت های بچه ها:

ادامه نوشته

6. نود مجازی (گفتگو با همراهان)

باسمه تعالی

طبق قولی که در 2.اعلام برنامه جشنواره داده بودیم قرار شد مصاحبه هم داشته باشیم. هنوز نمی دانیم واکنش بچه ها به درج چنین مطلبی چیست؟ اصلا ممکن است برای خیلی از شماها که بزرگترهای اتحادیه ای ما را نمی شناسید این نوشته هیچ جذابیتی نداشته باشد یا باز بعضی ها که دوچشم هم دارند با ما قهر کنند که چرا شما بعله و ما نخیر. البته گفتگوها هم به اندازه یک نود درست و حسابی جنجالی نشد که شاید بیشتر به خاطر فی البداهه بودن آنها و آماده نبودن مصاحبه شونده ها باشد. اما این پست بهانه ای شد تا بعد از مدت ها با چند تن از بزرگترهایی حرف بزنیم که پیش از این بیش از این آنها را می دیدیم و این روزها باید دنبال بهانه بگردیم تا با آنها هم صحبت شویم. حاج امیر خوراکیان که صدای دوست را یکی از سه پیوند سایت خود گذاشته قرار شد دوباره سری به وبلاگ بزند و بعد درباره ما اظهار نظر کند. دکتر علی عصارنیا به همین یک جمله بسنده کرد که حداقل ۱۰-۱۵ روز یک بار به ما سر می زند. حرف هایی هم داشت که قرار شد اگر صلاح دانست برایمان بفرستد. اما مهندس حسین سعیدی که همیشه به صدای دوستی ها لطف دارد و مهندس سعید احدیان، سردبیر پرکار این روزها دقایقی با ما همکلام شدند که خواندن صحبت هایشان خالی از لطف نیست:

ادامه نوشته