دلا امشب به مي بايد وضو کرد

همانا اگر پرده هاي غيب کنار رود، بر یقينم چيزي افزوده نگردد.

آقا امیرالمؤمنين امام علي(ع)


دلا امشب به مي بايد وضو کرد .... و هر ناممکني را آرزو کرد

أعظم الأعياد، عيد کمال دين، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت اميرالمومنين عليه السلام، عيد سعيد غديرخم، بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد

قدرت های غربی هنوز آماده سقوط بشار اسد نیستند

به نام خدا


قدرت های غربی هنوز آماده سقوط بشار اسد نیستند
ناآرامی های مستمر در سوریه به چه وضعیتی می انجامد؟
 

توجه:
یادداشت حاضر یک روز پیش از اعلام خبر تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب نوشته شده است. بنابراین بسیاری از استنتاج های آن متاثر از این رویداد است و ممکن است دیگر صحیح نباشد.


در بررسی آخرین اخبار سوریه باید بگوییم که وضعیت در این کشور امیدوار کننده نیست. با وجود تلاش های دیپلماتیک سوریه و برخی دستاوردها، ناآرامی ها در این کشور ادامه دارد و نهادهای بین المللی، از جمله سازمان دیده بان حقوق بشر، یکی پس از دیگری بیانیه ها و گزارش های تند و شدید الحن را علیه این کشور صادر می کنند.



به رغم توافقات بین المللی، ناآرامی ها در سوریه ادامه دارد
1.    با فرض صحت خبرهای رسانه های غربی، به رغم امضای توافقنامه با اتحادیه عرب، هنوز هم ناآرامی ها در سوریه ادامه دارد. ناآرامی های شهر حمص که اکنون به عنوان کانون مخالفت ها علیه اسد نشان داده می شود، در اخبار منعکس می شود. رسانه های دولتی سوریه هم به طریق دیگری اصل ادامه ناآرامی ها را منعکس کرده اند. بنابراین اگر گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر، که به شورای امنیت ارائه شد و در آن از اتحادیه عرب خواسته بود که عضویت سوریه در این شورا را معلق کند، و تلاش های مشابه ادامه پیدا کنند، امید به بازگشت ثبات به سوریه کمتر و کمتر می شود.

ناآرامی های داخلی، تلاش های دیپلماتیک را کم اثر می کند
2.    فعالیت های سوریه برای رون رفت از بحران چیست؟ موازنه رسانه ای در مورد بحران سوریه طوری است که از اقدامات داخلی اسد اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. هرچند همان طور که گفته شد، با فرض صحت اخبار، نتیجه اش پایان ناآرامی ها نبوده است.
اما سوریه در عرصه دیپلماتیک در تلاش است تا با هجمه رسانه ای و هجمه دیپلماتیک علیه این کشور مقابله کند. موافقت با طرح اتحادیه عرب، درخواست از نمایندگان نهادهای بین المللی و کشورهای دیگر برای ارسال نمایندگانی به این کشور به منظور بازدید نزدیک از شرایط سوریه، ارسال نامه شکوائیه به شورای امنیت سازمان ملل علیه درخواست آمریکا از مخالفان اسد برای عدم تحویل سلاح هاآ استفاده از توان چانه زنی مسیحیان این کشور در گفتگو با برخی کشورهای اروپایی مانند سوریه، جلب حمایت چین و روسیه از این کشور در شورای امنیت و دیگر موارد مشابه نشان از تلاش دیپلماتیک این کشور دارد. این تلاش هرچند در مقایسه با کشور دیگری که در وضعیت مشابه است، یمن، قابل اعتنا است، اما در مقایسه با هدف مطلوب اطمینان بخش نیست. خصوصا انتشار گزارش دیده بان حقوق بشر تنها چند روز پس از امضای توافقنامه با اتحادیه عرب و درخواست لغو عضویت سوریه در اتحادیه عرب، تلاش های دیپلمات های سوری را گویا خنثی کرده است.
تلاش در جبهه دیپلماسی، خصوصا برای کشوری مانند سوریه که به خاطر مواضعش در خصوص رژیم صیونیستی مورد کینه سنتی جهان غرب است، به شرطی ثمر می دهد که وضعیت داخلی این کشور، خصوصا در شهرهای مرکز آشوب، به آرامش برسد. ادامه ناآرامی ها و بروز درگیری های شهری، تلاش های دیپلماتیک را بی اثر می کند.

آیا دشمنان سوریه آمادگی سقوط حکومت بشار اسد را دارند؟
4.    اگر سناریوی رسانه های غربی را بپذیریم که بیانگر حرکت گام به گام حکومت سوریه به سوی نابودی است، یک سئوال به وجود می آید. آیا قدرت های غربی و آمریکا به دنبال سرنگون کردن حکومت بشار اسد هستند؟ به نظر می رسد ظاهرا اکنون هنوز وقتش نرسیده است و شرایط کاملا مساعد نیست. یکی از این دلایل این است که مخالفان اسد هنوز حداقل های لازم برای ایجاد یک قدرت متمرکز که بتواند ثبات و امنیت در سوریه را تضمین کند، را به دست نیاورده اند. مخالفان سوریه متفرق هستند و تاکنون نتوانسته اند جبهه واحدی علیه حکومت تشکیل دهند و اختلاف نظرها تاکنون مانع از همکاری مشترک آنها شده است. اخیرا گروهی به نام کمیته ملی هماهنگی سوریه به قاهره سفر کرد و با نبیل العربی، دبیرکل اتحادیه عرب، دیدار کرد. این گروه به رهبری فردی به نام حسن العظیم در داخل سوریه مستقر است. نمایندگان این گروه 18 ابان به قاهره سفر کردند تا بتوانند در نشست اتحادیه عرب شرکت کنند. اما برخی فعالان مصری و سوری با آنها درگیر شدند و حتی در خبرها چنین آمد که به آنها تخم مرغ پرتاب کرده اند!
اما رقیب این گروه، گروهی به نام شورای ملی سوریه است که رسانه ها و اتاق فکرهای غربی آن را تشکل اصلی مخالف سوریه می دانند. شورای ملی سوریه در ترکیه شکل گرفته است و هرنوع گفت و گو و مذاکره با دولت را رد می کند. برخلاف گروه قبلی، نمایندگان این گروه به دعوت شخص دبیرکل اتحادیه عرب برای گفتگو و مذاکره به قاهره سفر کردند.

هنوز آلترناتیوی برای حکومت اسد پیدا نشده است
5.    بنابراین مخالفان جکومت سوریه از 2 مشکل رنج می برند. نظرات متنوع و گاهی مخالف یکدیگر و دیگری عدم بهره بردن از رهبری واحد. شرایطی که کار را حتی برای قدرت های خارجی که قصد تاثیرگذاری بر سوریه دارند با مشکل مواجه کرده است. بنابراین اگر قدرت های منطقه ای و جهانی مخالف سوریه، نتوانند آلترناتیوی برای جکومت اسد بیابند، آیا به سقوط آن راضی خواهند شد؟ همان طور که اسد پیش از این در گفتگو با یک روزنامه انگلیسی گفت، هیچ کس دوست ندارد امنیت منطقه خصوصا در جغرافیای سوریه از بین برود. بنابراین به نظر می رسد غربی ها و آمریکا  تلاش برای فشار بر حکومت سوریه را از طرق گوناگون از جمله شورای امنیت و نهادهای وابسته به آن مانند سازمان دیده بان حقوق بشر و همچنین متحدان عربی شان در سازمان های نظیر اتحادیه عرب یا شورای همکاری خلیج فارس ادامه خواهند داد تا در وقت مقتضی بتوانند ضربه نهایی را به سوریه بزنند.

هدیه ای پیش از موعد
6.    این واقعیت است که اتاق های فکر امریکایی هم اکنون به منطقه بدون سوریه فکر می کنند. اما نوع پرداختن آنها به این موضوع این گمانه را به ذهن می رساند که آنها هنوز نقشه دقیقی برای این تحول جدید ندارند و نمی دانند که تقسیم جغرافیا و قدرت و ... چگونه باید شکل بگیرد. بنابراین اگر حکومت سوریه سقوط کند، ممکن است وضعیت مطلوب اما غیرمنتظره ای برای آنها پیش بیاید. نقش گروه های معارض با حکومت، حامیان نظامی بشار اسد، قدرت های متحد با سوریه در منطقه، قدرت های منطقه ای مخالف سوریه، همسایگان سوریه و بسیاری موارد دیگر ابهام های نقشه غربی برای سقوط سوریه هستند.

No, Yes, si, oui

گیرم که این حق مسلّم فلسطین باشد در سازمان ملل به رسمیت شناخته شود.
گیرم که یونسکو به عنوان یک نهاد فرهنگی در معادلات سیاسی زیاد به حساب نیاید و این رأی در تصمیم گیری نهایی سازمان ملل زیاد تعیین کننده نباشد.
گیرم که آمریکا در نشست اصلی سازمان ملل و شورای امنیت، عضویت فلسطین را وتو کند که اگر در یونسکو هم حق وتو داشت بدون شک این کار را می کرد.
گیرم که محمود عبّاس و رفقا تلاش های 30 ساله ی جمهوری اسلامی ایران را در تحقّق آرمان های فلسطین نادیده بگیرند و اصلا با اسرائیلی ها پای میز مذاکره بنشینند.
. . .

        

هر گیر دیگری هم که به ماجرای فلسطین و اسرائیل داشته باشیم، بعد از پذیرفتن فلسطین به عنوان عضو رسمی یونسکو آن هم با بیش از 100 رأی موافق و کمتر از 20 رأی مخالف - که با احتساب بیش از 50 رأی ممتنع و غائبین می شود اکثریت بیش از دو سوم - دیدن چهره های مغموم نماینده های آمریکا و اسرائیل و بعد سخنگوی کاخ سفید و هیلاری کلینتون و اعوان و انصارشان از یک طرف و چهره های خندان اکثریت نماینده های دنیا از پیروزی دیدنی بود. حالا لابد تا چند روزی تلویزیون هرچند ساعت یک بار این ماجرا را نمایش می دهد اما هرقدر هم که تکرار شود، به نظرم حقّ مطلب را نمی تواند ادا کند. باید چندین دوربین روی چهره های حاضرین زوم می کرد و با اعلام هر رأی، واکنش های تماشایی افراد را از زوایای مختلف می دیدیم. این ها دیگر مردم متعصب و بی سواد نیستند که بشود سرکوفت زد و به نفهمی متهمشان کرد. حاضرین اجلاس دیروز یونسکو در فرانسه نمایندگان فرهنگی اغلب کشورهای جهان بودند که این طور با اعلام عضویت فلسطین به وجد آمدند و شادی کردند. با دیدن این لحظه های باشکوه و تماشایی و مقادیر معتنابهی غنج رفتن دلم، سراغ مجازآباد رفتم و تکه تکه های برنامه ی دیشب را در معدود سایت های فیلتر نشده پیدا کردم که نمونه اش می شود اینجا. عمده البته همان بود که تلویزیون خودمان هم نشان داد:
نماینده ونزوئلا: Si (خب انتظاری هم جز این نمی رفت)
نماینده اسرائیل: No (خودش هم با ترس و لرز، اعلام رأی منفی کرد. در چهره اش همان ترس و تردیدی دیده می شد که بارها مشابه آن را نمایندگان کشورهای دیگر در سازمان ملل و شورای امنیت تجربه کرده اند. به محض اعلام رأی در سالن همهمه می شود و تقریبا غالب جمعیّت به ریش نداشته اش می خندند)
نماینده ی آمریکا: No (خیلی هم با قاطعیت توأم با عصبانیت)
نماینده ی روسیه: yes (این یکی حاضرین را به تشویق وادار می کند)
نماینده ی چین: yes (این یکی هم خیلی برای حاضرین خوشایند است)
نماینده ی فرانسه: Oui (این دیگر سالن را می برد روی هوا. فرانسه ی همیشه حامی اسرائیل، این بار در کشور خودش به اسرائیل و آمریکا پشت می کند و به فلسطین چراغ سبز نشان می دهد)
...
حالا وقت اعلام رأی نهایی است. چهره ی خندان خانم رئیس، گویای همه چیز است. هنوز حرفش تمام نشده که سالن به هم می ریزد و صدای کف و سوت! ملّت بلند می شود. خانم رئیس چند باری چکّش را روی میز می کوبد که یعنی ساکت. امّا فایده ای ندارد.
به قول کانال TSR فرانسه: Une Victoire Symbolique (یک پیروزی نمادین)
چند ساعت بعد سخنگوی کاخ سفید با چهره ای مغموم و البته خشمگین روی آنتن می آید و از قطع قطعی کمک 60 میلیون دلاری آمریکا به یونسکو (یعنی 20% یونسکو) خبر می دهد. باز هم یکی از دست پرورده-هایش به او پشت کرده و او پیشتر تهدید کرده بود که اگر یونسکو چنین خطایی کند آمریکا کمک های مالی اش را قطع می کند. هیلاری کلینتون هم صدایش درآمده. وزارت خارجه اسرائیل بیانیه صادر کرده. اوباما هم بدجوری ناراحت است. چند وقتی است سران آمریکا و اسرائیل، خواب راحت ندارند . . .
دل ما به ویکتوار سمبلیک هم خوش است . . .

راز قاهره، رمز منهتن

توضیح:
یادداشت زیر برداشتی ابتدایی در خصوص تحولات اخیر جهان است که از خاک ایالات متحده آغاز شده؛
بنابراین داعیه ای مبنی بر راستی یا ناراستی آن ندارم؛
خوشحال خواهم شد اگر نظرات مخالف و یا موافق، و همچنین نظرات تکمیلی تان را
به اشتراک بگذارید


معترضین جنبش اشغال وال استریت، در پی چه هستند؟
قرارمان میدان آزادی، از قاهره تا منهتن
شش هفته از پیدایش جنبش اعتراضی "وال استریت را اشغال کنیم" گذشته است. معترضین در یکی از خیابان های منتهی به وال استریت مشغول راهپیمایی هستند. زنی جوان جمله ای را با خط خودش روی یک مقوای سفید نوشته و روی سرش بلند کرده است:
هیچکس ناامیدانه تر از کسی که به اشتباه فکر می کند آزاد است، به بردگی کشیده نشده است. (گوته؛)

رسانه ها بی تاب از شتاب رویدادها
جنبش اعتراضی اشغال وال استریت هر روز رنگی نو به خود میگیرد. رسانه ها از رویدادهای پرشمار و پرشتاب به تنگ آمده اند. گویی هیچ رسانه ای نمی تواند تمامی این رویداد را منعکس کند. هرچقدر که تایم، یو اس ای تودی، گاردین، رویترز و ... در کنار هم، سرگرم زبانه هایی هستند که هر لحظه از ایالتی به ایالتی به کشیده می شود، بی بی سی ناچار است به تنهایی از زبانه های شعله ای که به دامان بورس لندن افتاده است، روایت کند. در کنار تمام این اتفاقات، استرالیا، یونان، پرتغال و ... یا مشتعل و یا آماده اشتعال هستند. اما معترضین چه می خواهند؟

مبارزه با سرمایه داری در هر لباس و هر شکلی
اشغال وال استریت یک جنبش مردمی است که در 17 سپتامبر سال جاری، 26 مهرماه، از میدان آزادی در منطقه تجاری منتهتن آغاز شده است. یکی از سایت های طرفدار این جنبش، مدعی شده است که جنبش اشغال وال استریت تاکنون در 100 شهر ایالات متحده گسترده شده است و در 1500 شهر در کشورهای مختلف جهان طرفدارانی دارد. معترضان به وال استریت قصد دارند تا در فرآیندی دموکراتیک با قدرت خورنده بانک های بزرگ و شرکت های چند ملیتی مبارزه کنند. این جنبش نقش بورس وال استریت در فروپاشی اقتصادی ایالات متحده را بسیار جدی می داند.

ما 99% هستیم!
آنها معتقدند که در شرایط کنونی، یک درصد ثروتمند جامعه، با در اختیار داشتن ثروت و قدرت انحصاری، قوانین ناعادلانه اقتصاد را برای 99 درصد دیگر افراد جامعه تعیین می کند. این قوانین به نحوی هستند که جریان سودآوری همان یک درصد متمول جامعه را تضمین می کنند. بنابراین 99 درصد افراد جامعه قربانی منافع تنها یک درصد افراد می شوند. معترضان می گویند که به وال استریت و سیاستمداران، برای ساختن یک جامعه بهتر نیاز ندارند.

قرار ما میدان آزادی، از قاهر تا منهتن
از نکات جالب در پیدایش این جنبش، آغاز قرارهای اعتراضی از میدان آزادی در منطقه تجاری منهتن است. قراری شبیه به قرار معترضان مصری که از میدان آزادی قاهره، انقلاب خود را آغاز نمودند. اما این شباهت اتفاقی نیست. معترضات جنبش اشغال وال استریت معتقدند که برای رسیدن به اهدافشان از تاکتیک "بهار عربی" در عدم توسل به خشونت و با حفظ حداکثر امنیت استفاده کرده اند. آنها در برخی سایت های خود، صراحتا جنبششان را الهام گرفته از خیزش مردمی در کشورهای تونس و مصر می دانند.

یک جنبش بدون رهبر
جنیش اعتراضی اشغال وال استریت خود را یک جنبش مقاومت بدون رهبر می داند که هیچ وابستگی سیاسی به جناح های سیاسی درون آمریکا ندارد. هر رنگ و نژادی در میان آنها وجود دارد و تنها نقطه اشتراک معترضان، این است که جزء 99 درصدی هستند که بیش از این نمی خواهند حرص و آز یک درصد ثروتمندان و نهادهای تولید ثروت در آمریکا را تحمل کنند. بنابراین جنبش اعتراضی وال استریت تقریبا هر نمادی که مربوط به نظام سرمایه داری باشد را هدف خود قرار داده است، از تهاجم به بورس وال استریت در تعیین نام این جنبش، تا تعیین روزی به نام "روز استفاده نکردن از کارت های اعتباری". آنها بانک ها را در رکود اقتصادی فراگیر در آمریکا موثر می دانند. البته بخشی از این احساس انزجار نسبت به بانک ها، متاثر از بحران اقتصادی 2 سال پیش ایالات متحده است. بحرانی که در آن بسیاری از خانه های مردم در رهن بانک ها بود و سیر اشتباه استقراض از بانک ها در قالب دریافت وام، چنان پیش رفت که مردم خانه هایشان را از دست دادند.

مسئله این است؛ عدالت اجتماعی، آری یا نه؟!
معترضان روز گذشته نیز در برابر کمیسیون فدرال تنظیم مقررات انرژی تجمع کردند تا بگویند نه فقط با سازوکارهای مالی کشور آمریکا، بلکه با هر نهاد وابسته به روح سرمایه داری در این کشور مخالفند. بنابراین به نظر می رسد که اعتراضات آنها بیشتر برگرفته از شرایط دشوار ناشی از بحران اقتصادی آمریکا است و به دنبال عدالت اجتماعی دست به چنین رفتارهایی زده اند. انگیزه ای که در جنبش های الهام گرفته در دیگر کشورها نیز خود را بروز داده است. آنچنان که جنبش اعتراضی دیگری در لندن، مبارزه با بورس لندن را هدف خود اعلام کرده است.

تعطیلی کلیسای لندن، برای اولین بار پس از جنگ جهانی!
در غربی ترین نقطه اروپا، بزرگترین متحد ایالات متحده نیز مبتلا شده است. معترضین انگلیسی، که با شعار "اشغال بورس لندن"، جنبش اعتراضی ضدسرمایه داری را در انگلیس در دست دارند، چادرهای خود را در برابر کلیسای "سنت پل" در شهر لندن برپا کرده اند. کلیسای سنت پل در سال گذشته به طور متوسط 820 هزار بازدید کننده در هر روز داشته است و درآمد روزانه اش بالغ بر 22 هزار پوند انگلیس بوده است. اما این کلیسا در اثر شدت حضور معترضین برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم، از روز شنبه 22 اکتبر/30مهر، بسته شده است!

راز قاهره، رمز منهتن
مروری بر رویدادهای کنونی در آمریکا و اروپا و حتی استرالیا، چنین می نمایند که جنس اعتراضات در این کشورها، اعتراض به اوضاع اقتصادی است. با این وجود آیا معترضان آمریکایی، انگلیسی، استرالیایی، یونانی و ... تنها در روش مبارزه با حاکمیت مستقر در کشورهایشان از بهار عربی الگو گرفته اند یا واقعیت های دیگری نیز در میان است؟ شاید بهتر باشد بار دیگر شعار زن معترض آمریکایی را مرور کنیم. هیچکس ناامیدانه تر از کسی که به اشتباه فکر می کند آزاد است، به بردگی کشیده نشده است. نقطه اشتراک میان بهار عربی و جنبش های اعتراضی اشغال نهادهای سرمایه داری، چیزی بیشتر از اشتراک در روش مبارزه است. مردم در همه این کشورها با احساس تحقیر مواجه هستند. اگر مردم کشورهای استبدادی عربی، با فضای سنگین سیاسی و عدم اجازه سخن گفتن مواجه بودند، مردم در کشورهای سرمایه داری، با غصه عذاب آورتری مواجه اند. آنها احساس می کنند که تنها در توهم آزادی به سر می برند. آیا زنجیرهای نظام سرمایه داری نیز مانند زنجیرهای نظام استبدادی روزی باز خواهند شد؟!