سفرنامه قم (قسمت اول)
در این سالها که به طور خودخواسته و در حالی که میدانیم، خودکرده را تدبیر نیست، از مشهدالرضا به تهران تبعید شدهایم، گاهی به جبران ناکامی در زیارت امام رئوف، گاهی به حکم برگزاری اردویی دانشآموزی یا دانشجویی و بیشتر از همه به توفیق اجباری عبور در مسیر کاشان یا اصفهان و دیگر شهرهای جنوبی، راهی زیارت حضرت معصومه شدهایم. در تمام این سفرهای خانوادگی، اردویی یا کاری، دیدار ما از این شهر نه چندان خوش آب و هوا محدود به زیارت حرم مطهر و حداکثر نماز در مسجد جمکران بوده است و بس. امّا این بار که به لطف دوره عقیدتی یک هفتهای یگان خدمتی، هفته گذشته را دور از هیاهوی روزمرگی در شهر قم گذراندم، تازه با قابلیتها و ظرفیتهای دیگر آن برای اولین بار آشنا شدم. این هم از برکات دیگر خدمت سربازی!
تدارکات از همه نظر خوب است و همین کافی است تا غالب افسران وظیفه شرکت کننده در اردو از مجموع برنامهها راضی باشند! اتوبوسهای رفت و برگشت و سرویسهای گشت و گذار در شهر، تقریبا همگی آنتایم، راحت و خنک هستند و خوابگاه یا بهتر است بگوییم هتل محل استقرار، چیزی از امکانات رفاهی کم ندارد. وضع غذا خوب است و برنامه به اندازه کافی باز تنظیم شده است که امکان استراحت کافی داشته باشیم. حتی گیرنده تلویزیون بسیار بزرگ لابی – اینچش را نتوانستیم حساب کنیم – هم دیجیتال است که از تماشای هیچ کدام از شبکهها محروم نباشیم و دیدارهای نهایی جام ملّتهای اروپا را با کیفیتی بهتر از منزل در فضایی شبیه سینمای خانوادگی تماشا کنیم!
کلاسها و اساتید دعوت شده برای دوره هرچند میتوانستند بهتر از این باشند، در مجموع قابل استفادهاند. موضوعاتی مثل رابطه جوان و دین، معنویت، مهدویت، حکومت دینی، پرسش و پاسخ سیاسی و احکام، اولین موضوعاتی است که برای برگزاری یک دوره عقیدتی به ذهن میرسد. همین را هم انتخاب کردهاند. میماند هنرِ اساتید که مباحث را چطور ارائه کنند تا نگذارند افسران جنگ سخت و نرم قصّهی ما زیر باد کولر و در صندلیهای گرم و نرم کلاس، چرت بزنند. مهدویت جذّابترین و مفیدترین کلاس است. جذّاب از این جهت که مثل تمام کلاسهای مهدویت، پخش فیلم و کلیپ دارد، و مفید از این جهت که استادش حاجآقا نصوری، معاون ارتباطات مرکز تخصصی مهدویت، اطلاعات جدید و بهروزی دارد و موضوع ضرورت و آسیبهای مهدویت را به خوبی پرورش میدهد.
تقریبا هر روز قبل از نماز صبح، سرویس برای حرم به راه است. ظهر و مغرب هم تا جایی که برنامه اجازه میدهد زیارت حضرت معصومه (سلامالله علیه) برقرار است. این یعنی اگر کلاسها هم نبود، لااقل یک سفر زیارتی پر و پیمان داریم. رفت و برگشتهای مکرر به حرم بیشتر خاطرات عمره و عتبات را برایم زنده میکند. همین حال بیشتری به زیارتهای مختصر و مفیدمان میدهد. در طول این همه زیارت آن قدر فرصت داریم که به قبور تکتک علمای مدفون در حوالی ضریح سر بزنیم و فاتحه بخوانیم. از جدیدترهایی مثل آیتالله بهجت تا ناشناختهترهایی مثل آیتالله سعادتپرور.
جمکران سهشنبه شب هم چیز دیگری است. جمعیت از سر و کول هم بالا میروند. خوشبختانه نسبت به سالهای پیش، فضای صحن و مسجد به اندازه کافی گسترش پیدا کرده و نسیم خنکی که وزیدنش در اوایل تابستان کمی هم عجیب است، حال آدم را در دعای توسل دستهجمعی بهتر از همیشه میکند.
اما به نظرم جالبترین بخش برنامه، فعّالیتهای جنبی فرهنگی معنوی آن است. کوه خضر، بیشتر از فضای معنوی، آب و هوا و منظره خوبی دارد. بیتالنور، استراحتگاه حضرت معصومه در روزهای بیتوته در قم هم به دیدنش میارزد. دیدن محلّ ساخت ضریح جدید امام حسین (علیهالسلام) زیر نظر استاد فرشچیان و زیارت ضریح خالی و نیمهتمام هم تجربهای خاطرهانگیز است. اما قم غیر از همه اینها هنوز جای دیدنیتری هم دارد . .
(قسمت دوم و جذّابترین بخش سفرنامه قم را در روزهای بعد بخوانید!)



(عکس تزئینی است)
اینجا پاتوق جمعی از بروبچه های دبیرستان شهید هاشمی نژاد مشهد است.