به مناسبت شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امشب شب ضربت خوردن امام المتقین، نبا العظیم، امیر المومنین، علی (ع) است

خدا نصیبتان کند. زیارت امیرالمونین در نجف حال و هوایی دارد مخصوص به خود. آقا از شیعیان خود پذیرایی می کند. همانظور که قرار است انشالله در لحظه قبض روح به دیدار شیعیان خود برود، اگر با گناهانمان آقا را اندوهگین نکنیم.

البته وقت دیگر این جمله را می گویند. ولی الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابی طالب

آقا دعا کنید شیعیان شایسته ای برای شما باشیم و با یدک کشیدن عنوان "شیعه علی" موجب آبروریزی برای شما نباشیم

اللّهمَّ العَن قَتلَة اَميرَالمُومِنين

بیچاره، اشقی الاشقیا، پست ترین جهنمیان چطور توانست وجود نازنین حضرت را .....

گفتم شب قدری چند جمله ای بنویسم

فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ

واما انسان وقتی پروردگارش او را امتحان می کند و جایگاهش را گرامی می دارد و به او نعمت می دهد می گوید پروردگارم مرا گرامی داشته

 وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ {الفجر/16}

و هنگامی که او را امتحان می کند و روزیش را بر او تنگ می کند می گوید پروردگارم مرا خوار کرده

كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ {الفجر/17}

هرگز اینچنین نیست، بلکه شما یتیم را اکرام نمی کنید

وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ {الفجر/18}

و برای اطعام فقرا یکدیگر را تشویق نمی کنید

وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا {الفجر/19}

و ارث را تمام و کمال می خورید (بدون اینکه چیزی از آن را انفاق کنید)

وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا {الفجر/20}

كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا {الفجر/21}

وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا {الفجر/22}

وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى {الفجر/23}

و انی له الذکری؟ متذکر شدن در آن روز دیگر فایده ای ندارد

از پیامبر اکرم روایت داریم کسی که سرپرستی یک یتیم را به عهده بگیرد خداوند بهشت را بر او واجب می کند

در روایت دیگری پیامبر فرمود کسی که سرپرستی سه یتیم را بر عهده بگیرد من و او در قیامت با هم هستیم مانند دو انگشت دست که به هم چسبیده اند

 

برای کسانی که احیانا شناخت ندارند، کمیته امداد در طرح حامی، با ایجاد پل ارتباطی بین حامی و یتیم، به شما کمک می کند که از فرصتها استفاده کنید. حداقل میزان تعهد برای یکسال و واریز مبلغ ماهیانه 20000 تومان است که بعد از مشخص شدن یتیم و ارسال مشخصات آن از طرف کمیته امداد برای شما به حساب آنها واریز می کنید

برای ثبت نام حضوری که باید تشریف ببرید کمیته امداد

برای ثبت نام اینترنتی از لینک زیر استفاده کنید خودشون با شما تماس می گیرند

http://emdad.ir/ekram/Paziresh%20hami.asp

از اینترنت اکسپلورر استفاده کنید بهتره

مراسم پته رو آب ریزون

باسمه تعالی

پ.ن:

آب از سر گذشت

مرغ از قفس پرید

ساعاتی پیش در صحن و سرای حضرت ضامن آهو و با نفس گرم حاج آقای حاج علی اکبری، قاسم هم داماد شد رفت!
یا ضامن آهو! تو که ضامن آهو شدی خودت ضمانت این قاسم ما رو هم بکن!


باسمه تعالی
حکایت این روزهای ما و قاسم، حکایت همان ماهی معروف است که هنوز هم اگر از آب بگیریمش تازه است و ضرری که هنوز اگر جلوی آن را بگیریم منفعت است اما اگر کمی دیگر تعلل کنیم، می شود آب رفته ای که دیگر به جوی برنمی گردد.
این قاسم خان حوائجی که معرف خواص و عوام وبلاگیون و غیر وبلاگیون از مشهد تا خاش هست و اندر حکایت خصایل و فضایل و به خصوص رذایلش طومارها باید نوشت بالاخره بعد از چندین سال راه پیدا نکردن در جمع متأهلین صدای دوست و احساس تنهایی مفرط و سرازیر شدن به جاده پر تردد افسردگی و پژمردگی و بر درختی تکیه کردن، دست به کار شد (البته در واقع خانواده رو دست به کار کرد وگرنه خودش که از قبل دستش تو کار بود) و از فهرست بلند بالای دختران شهر، یکی را به همسری برگزید و خلاصه که 50% ماجرا حل شد.
از آن طرف 50% دیگر ماجرا یعنی خانواده از همه جا بی خبر بانوی محترمه هم که لابد چشمشان به جمالات و کمالات الحق و والانصاف فراوان خانواده و احیانا ظاهر گول زننده و کمی تا قسمتی مظلوم نمای داماد افتاده بود، به ظاهر خوش قد و بالای طرف و مختصر تحقیقی از اتحادیه اییون بسنده کردند و گویا چندی پیش جواب بعله را داده اند و همین روزها است که کار از کار بگذرد و دختر دسته گلشان را دستی دستی به رفیق شفیق ما بدهند دادنی! و آن وقت است که لابد در مراودات فامیلی که بالاخره ما هم خواه ناخواه بخشی از آن خواهیم بود!! بر ما خرده بگیرند و فریاد واغیرتا و وااسلاما سر دهند که شما که در گرمابه و گلستان، یار غار بودید و از این همه سوء سابقه خبر داشتید چرا دم برنیاوردید و پرده از چهره در پس چهره ای دیگرش بر نداشتید.

( قاسم /  وقتی عاشق شد ) :

این شد که بعد از مدت ها که تنها در حکم بازدید کننده به اینجا سر می زدیم، از سر احساس وظیفه گفتیم دست یاری به سوی رفقایی که قاسم را زیاد یا کم می شناسند دراز کنیم تا هر آنچه از او در خاطر دارند، خوب (اگر هست که می دانیم نیست) یا (ترجیحا) بد در محل نظرات مرقوم کنند تا در قالب مکتوبی هرچند ناقابل و در حکم قطره ای از دریای خروشان خباثت های قاسمیه برای 50% دیگر ماجرا ارسال کنیم، شاید قدمی کوچک در راه روشنگری و بصیرت افزایی خانواده ایشان برداریم.

( قاسم /  بعد از ازدواج ) :

بدین ترتیب از تمامی دوستان و دشمنانی که از کودکی تا به امروز، به هر نحوی در هر زمانی مورد عنایت عامه یا خاصه شخص قاسم یا بنگاه خبر پراکنی ایتار قاس یا هر رسانه منتسب به او قرار گرفته اند، عاجزانه درخواست داریم ما را در این امر خیر یاری فرمایند. شک ندارم عزیزانی که به هر دلیل از الطاف قاسمیه محروم بوده اند، می توانند با در نظر گرفتن شخصیت او تا هر کجا که دوست دارند و قوه خیال همراهی می کند تخیل کنند و خاطره ای درخور این مجلس و بزم بسازند بلکه بتوانیم پیش از آنکه دیر شود خانواده ای را از ابتلا به بلایی خانمان سوز رهایی دهیم.
به قول داکتوره:
هم اکنون نیازمند یاری زردتان هستیم!
والسلام علیکم و رحمه الله
مقام معظم داکتوری
دام ظله العالی

چرا سوال بیهوده؟

به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای 50 درجه تستش کنم

رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست


نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ "زوروِ " داره از دست گروهبان گارسیا در میره


پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه


یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه


کارتمو دادم به بلیط فروش مترو میگه شارژش کنم؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم از شارژ خورشیدی استفاده می کنم


بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر


ادامه مطلب را بخوانید . . .
ادامه نوشته