ياد ايام ...


سلام به همه دوستان

اول: تبريك به مناسبت ايام الله فجر انقلاب اسلامي

دوم: خيلي اتفاقي و در پي يك جستجوي ساده گوگلي وارد اين پست شدم

دوباره كامل و با تمام 65 كامنتش خوندمش و كلي صفا كردم

حيفم اومد شما رو شريك نكنم

از اون روزا سه سال گذشته و من كه هنوز چشم به راه اولين فرزندم بودم جشن تولد 3 سالگيشم گرفتم و الان دو تا بچه دارم!

بقيه رو خبر ندارم تقريبا

حالا جشن هاي فلان نمي گيريد حرفي نيست اما به هر بياني كه صلاح مي دانيد ذيل همين وجيزه اظهار وجود بفرماييد لطفا.

البته داكتور عزيز جسارت ما را ببخشند كه پامونو كرديم تو كفششون. حقيقتا دلم براي رفقا تنگ شده.

آيا واقعا 64=65 ؟!

به اين تصوير متحرك دقت كنيد.

ايراد كار در كجاست؟

در اين تصوير اگر دو زاويه  aو b باهم برابر باشند، آنگاه حاصل قرار گرفتن دو شكل حاوي اين دو زاويه خط مستقيم خواهد بود و در نتيجه 64=65 !

اما به وضوح مي‌توان ديد كه:


(دعوت مي‌كنم ادامه اين مطلب را در وبلاگ "بلاغ" مطالعه بفرماييد، ارزشش را دارد)


http://balaq.blogfa.com/post/8

بازي و اسبابش!

بازي كردن و شخصيتي كه كودكان براي خودشان در بازيها طراحي ميكنند آينهاي است از آنچه در بزرگسالي خواهند بود، تقريبا ترديدي در اين ندارم!


لذا اسبابي كه با آن بازي ميكنند، اهميتي راهبردي دارد. (تكنولوژي اسباببازي!)


دارم به اين فكر مي‌كنم كه با محمداسماعيل و علي (دو فرزندم) با هم اسباب بازي بسازيم برايشان!


فأعينوني يا أيها الرفقاء

زندگي عقلاني و تئوري بركت


زندگي عقلاني يعني ديدن تمام داشته‌ها و توانايي‌ها و استفاده از تمام ظرفيت‌هايمان براي رسيدن به هدف (يا براي پيمودن هدف، فتأمل!)

در مورد آنچه همه مي‌دانيم و بلافاصله با شنيدن آن ذهنمان به سويش منتقل مي‌شود نمي‌خواهم سخن بگويم.

مثلا نمي‌خواهم بگويم زندگي عقلاني يعني بهره‌وري در بكار گيري منابع، يا هرچقدر پول بدي آش مي‌خوري. يا مثلا دودوتا چهارتا.

نه اينكه اينها را كه "نمي‌خواهم بگويم"، نفيشان كنم، بلكه اينها هست، و بيش از اين‌ها هم هست كه از آن غافليم.

توكل، بركت، صدقه و ... هم از مؤلفه‌هاي زندگي عقلاني است.

به عنوان مثال تئوري بهره‌وري مي‌گويد اگر شما با فراهم آوردن مقدمات و شرايطي بتوانيد از صد در صد منابع مثلا نود در صد استفاده كنيد، كار بزرگي كرده‌ايد! اما تئوري بركت مي‌گويد اگر شما شرايط و مقدماتي را فراهم كنيد، مي‌توانيد از صد در صد منابع، صد و هشتاد در صد (مثلا) برداشت نماييد!

چقدر غير عاقلانه خواهد بود اگر اين ظرفيت بزرگ را در زندگيمان بلااستفاده رها كنيم!


توسعه نفس به قصد توسعه تكليف


قطعا مي دانيم كه:

لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها

لذا اگر تنبل و از زير كار در رو باشيم، از اين آيه شريفه براي شانه از زير بار خالي كردن و راكد شدن استفاده مي كنيم، و نتيجه اش مي‌شود:

تضييق تكليف به بهانه كمي وسع

و اگر اهل همت باشيم و هدفمان رسيدن باشد، اندكي مي‌انديشيم و مي‌يابيم كه چقدر كم تكليف داريم و اينجاست كه مي‌زنيم توي سر خودمان كه اي دل غافل چقدر وسع من و وسعت روح من و ظرفيت من براي طي طريق كم است!

و راه حلي كه مي يابيم اين است:

توسعه نفس به قصد توسعه تكليف

چرا كه:

لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ


راستي 9 دي‌تون مبارك

کمی لطافت، سر سوزنی ذوق...

 

یادگاریست از دوران دبیرستان

هر كه در اين ميكده يك شب نشست

تا به ابد زين مِيْ و جـــام است مست

دل نكــــند زين طرب و عيـش و نـــوش

هــــر كــه بر اين راه دمــــي دل ببست

مست چو گردند از اين جـــــام عشق

جــان به كــف آرند و دهنــدش ز دست

" جــام بـــلا بيشتـــــرش مي­دهنـــد

هر كــه در ايــن بــــزم مقـرب­تـــر است "

هـر كه شود شـــــــاهد اسـرار اوی

جـان دهـد و سر دهـد و آنچـــه هست

اهم...

یک دو سه آزمایش میشوم....

(یعنی بهله منم هستم)

در آینده نچندان خیلی دور این پست با یک مطلب درست حسابی[تر] جایگزین خواهد شد. انشاءالله