ياد ايام ...


سلام به همه دوستان

اول: تبريك به مناسبت ايام الله فجر انقلاب اسلامي

دوم: خيلي اتفاقي و در پي يك جستجوي ساده گوگلي وارد اين پست شدم

دوباره كامل و با تمام 65 كامنتش خوندمش و كلي صفا كردم

حيفم اومد شما رو شريك نكنم

از اون روزا سه سال گذشته و من كه هنوز چشم به راه اولين فرزندم بودم جشن تولد 3 سالگيشم گرفتم و الان دو تا بچه دارم!

بقيه رو خبر ندارم تقريبا

حالا جشن هاي فلان نمي گيريد حرفي نيست اما به هر بياني كه صلاح مي دانيد ذيل همين وجيزه اظهار وجود بفرماييد لطفا.

البته داكتور عزيز جسارت ما را ببخشند كه پامونو كرديم تو كفششون. حقيقتا دلم براي رفقا تنگ شده.

يك دوست جديد در صداي دوست/ و ما ادراك ما "صداي دوست"

به نام خدا

سعي مي‌كنم خيلي مختصر بگويم.

احتمالا در كامنت‌هاي پست قبلي ديده باشيد كه دوست بزرگوار ما، جناب آقاي دكتر ابوذر قائم‌پناه، به "صداي دوست" لطف داشته‌اند.

در تماس تلفني ايشان با حقير، اين واقعيت هويدا شد كه اين برادر بزرگوار حداقل 5 سال از بنده بزرگتر هستند و مايه مباهات صداي دوست است كه بتواند حلقه وصل دوستان باشد. به قول عباراتي كه در توضيح وبلاگ آمده است: "جایی که در آن از دیروز بگوئیم و امروز و فردا و پس فردا . . . ‍!
جایی که در آن صدای دوستان قدیم و جدیدمان را هر کجا که باشند، خواهیم شنید."

به هر روي اندك اندك با ايشان آشناتر خواهيم شد.

بهانه آشنايي ما با دكتر قائم‌پناه، دغدغه ايشان در خصوص تمدن اسلامي است كه در پست بالا مشاهده مي‌نماييد.


8 . یادداشت همسران "صدای دوست"ی ها

به نام خدا

به همه دوستان عزیز سلام عرض می کنیم. امیدواریم تا اینجای جشنواره ( صدای دوست در سالی که گذشت، نقد و نظر، یاران صدای دوست، نود مجازی، میان برنامه و یادگاری بچه ها ) به همه خوش گذشته باشد.

طبق برنامه نوبت به یادداشت های همسران برخی از نویسندگان رسیده است. در ابتدای این مطلب چند نکته را متذکر می شویم:

1. استفاده از یادداشت همسران نویسندگان در جشنواره ممکن است برای برخی مخاطبان گرامی چندان توجیه نداشته باشد. به هر تقدیر این اولین تجربه اینچنینی است. امیدواریم این یادداشت مقدمه آشنایی خانواده های گرامی با یکدیگر باشد و دعا می کنیم برای همه مبارک باشد. ( بلند بگـــــــــو آمیــــــــن ! )

2. به جز استفاده از وجود همسران نویسندگان، با این کار قصد داریم دیگر دوستانمان را ترغیب کنیم که "دو نفری" بشوند. دوستان عزیزی که پس از خواندن این یادداشت به ازدواج فکر می کنند را به تامل بیشتر، اجتناب از جو زدگی، مشاهده زوایای خفیه این یادداشت ها و خانواده هایشان ارجاع می دهیم!

3. ترتیب قرار گرفتن یادداشت ها بر اساس زمان رسیدن آنها به "صدای دوست" است. به جز یادداشت سرکار خانم ... ( همسر محمد حسین انصاری ) که به دلیل نامعلوم در پایان این بخش آورده شده است.

در پایان یادآور می شویم تمام توفیقات احتمالی متاهلین "صدای دوست" در این جمله خلاصه می شود که :

 " پشت سر هر مرد موفق، زنی است که نتوانسته جلوی موفیقت اش را بگیرد " 

این هم یادداشت ها که در ادامه مطلب می توانید بخوانید:

ادامه نوشته

قسمت پنجم: یاران صدای دوست (درباره نویسندگان و همراهان وبلاگ)

باسمه تعالی

شاید آنطور که پیش از این در اعلام برنامه جشنواره گفتیم، نوشتن درباره نویسندگان و حاضران وبلاگ بیش از همه به کار خودمان بیاید. چرا که ما بیشتر از آنچه که فکر کنید از هم دوریم و یکدیگر را کمتر از آنچه در نگاه اول به نظر می آید می شناسیم. درست مثل خیلی از پیوندها و کامنت گذارانمان که جز اسم – که گاهی همان هم واقعی نیست – از آنها هیچ نمی دانیم. معرفی اصل کاری های جمع – چه آنها که اینجا نوشتند و چه آنها که به دلایلی از نوشتن سرباز زدند -  از آرزوهای دیرین مقام معظم داکتوری و دیگر بزرگان نظام از همان ابتدای راه اندازی وبلاگ بود که در نهایت هم معظم له به قلم توانای خودش به آن جامه عمل پوشانید. برای آشنایی بهتر قدیمی ها با جدیدترها و بالعکس، ترتیب معرفی بچه ها را بر اساس سال فارغ شدن از تحصیل در مدرسه هاشمی نژاد گذاشتیم. باشد که این معرفی اگر برای بیکارهای جمع مقدمه پیدا کردن شغل نشد، لااقل برای مجردهای فراوان جمع، منشأ خیرات و برکات شود.

* چندی پیش، قاسم حوائجی در یادداشت ماندگاری به شبیه سازی بچه ها و بزرگترها با شخصیت های نظام پرداخته بود که خواندن آن نیز خالی از لطف نیست.

* اینکه چرا اینقدر زمان کامل شدن و حجم نوشته ها زیاد شد و آنطور که باید حق مطلب ادا نشد و خسته کننده از آب درآمد و . . . همگی به عهده نویسنده این پست است و هیچ ربطی به بچه های باحال و خوشحال صدای دوست ندارد. برای خواندن درباره هر کدام از بچه ها کافی است روی نام او کلیک کنید و اگر حال و حوصله خواندن تمام مطلب را داشتید، ادامه مطلب را ببینید. هرگونه اشتباه در اعلام شده را برای تصحیح هرچه سریعتر لطفا اطلاع دهید.

* آخرین قسمت تازه اضافه شده درباره حسین انصاری را بخوانید.

         خروجی ۱۳۷۹

- حسن اشراقی: مسئول بسیج مدرسه که به گفته خودش نمی داند در آن سال ها در انجمن چه کاره بیده، ورودی مهندسی برق شریف گرایش الکترونیک در سال 1380، ورودی MBA گرایش استراتژی دانشگاه مالک اشتر در سال 1384. . .

خروجی های ۱۳۸۰

- اسماعیل عصارنیا: مؤسس انجمن در سال تحصیلی 77-78 و سردمدار اراذل و اوباش، مدال نقره المپیاد دانش آموزی فیزیک، لیسانس مهندسی مکانیک جامدات از دانشگاه تهران در زمان نامعلوم، آماده یا شاید در حال گذراندن دوران شیرین آشخوری . . .

- کمیل ضرابی: همکاری با بنیانگذار کبیر در راه اندازی انجمن، راه اندازی بسیج دانش آموزی مدرسه، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد عمران دانشگاه صنعتی امیرکبیر در سال 1386، کارشناس فنی پروژه ی مرکز بین المللی مالی و اقتصادی مشهد (میدان جانباز) . . .

خروجی های ۱۳۸۱

- علی خرم طوسی (داکتور): مسئول انجمن اسلامی مدرسه در سال 78-79، تنها فارغ التحصیل رشته تجربی قبیله، ورودی بهمن81 پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران (در تهران) که همچنان در حال ادامه دادن آن است، تحصیل همزمان در رشته ی مترجمی زبان انگلیسی . . .

- سید قاسم حوائجی (قاس): مسئول واحد آموزش انجمن در سال 78-79، همچنان در حال فارغ شدن از تحصیل در کارشناسی برق دانشگاه سبزوار که مدت هاست مشغول تحویل دادن پروژه است و طبق آخرین اخبار قرار است همین روزها . . .

- حجت خسروجردی (شیرین سخن): مسئول واحد تبلیغات انجمن در سال 78-79، کارشناس ارشد برق الکترونیک گرایش نیمه هادی، علاقه مند به ادامه تحصیل در مقطع دکتری که یعنی 50 درصد ماجرا حل شده، مدرس دانشگاه غیرانتفاعی سجاد، مشغول به کار در شرکت روبوکام86 . . .

- علیرضا نامقی (دوچتور): بدون سوء سابقه عضویت در انجمن، کسب رتبه 16 کنکور ریاضی و ورود به رشته برق دانشگاه شریف در سال تحصیلی 80-81، تحصیل همزمان در رشته نفت-گرایش مخزن از سال 82، ورود به کارشناسی ارشد برق-گرایش کنترل دانشگاه صنعتی خواجه نصیر . . .

- سید مصطفی موسوی: معاون واحد تبلیغات (حجت خسروجردی) در سال 78-79، ورودی 81 مهندسی برق شریف، تغییر رشته در سال 84 و ورود به حوزه علمیه معصومیه قم و مشغول به تحصیل در پایه هفت که حالا حالاها تمام نخواهد شد . . .

خروجی های ۱۳۸۲

- سید محمد اسلامی: معاون واحد خدمات و مسئول این واحد در سال بعد، ورودی 82 کارشناسی برق دانشگاه سجاد مشهد، دبیر سازمان مردم نهاد (N.G.O) "انجمن امتداد بینش رضوی" 1387 تاکنون، و بالاخره لیسانس مهندسی برق-مخابرات 1387 . . .

- طه شوکتیان: معاون واحد آموزش (قاسم حوائجی) و مسئول این واحد در سال بعد، ورودی 82 کارشناسی عمران شریف، ورودی 87 کارشناسی ارشد MBA با گرایش عمومی، کارشناس دفتر مدیریت پروژه (PMO) شرکت بین المللی ارسا ساختمان (پیمانکار ساخت و ساز) . . .

- سید مجتبی حسینی: معاون واحد تبلیغات (حجت خسروجردی) و مسئول این واحد درسال بعد، دیپلم ریاضی فیزیک 82، کارشناسی مهندسی مکانیک طراحی جامدات – فردوسی مشهد 87، دانشجوی ارشد مدیریت کارآفرینی-سازمانی دانشگاه تهران . . .

- کاظم شاهرودنژاد: معاون واحد آموزش (طه شوکتیان)، کارشناسی کامپیوتر نرم افزار دانشگاه سجاد و فارغ التحصیل سال 88 که فعلا قصد ادامه تحصیل هم ندارد، کارمند شرکت فن آوا گستر به عنوان مسئول فن آوری و پشتیبانی شبکه . . .

- مصطفی عطاران: عضو فعال انجمن که هیچ گاه زیر بار مسئولیت رسمی نرفت، لیسانس برق الکترونیک در سال 1386، دانشجوی کارشناسی ارشد برق الکترونیک فردوسی مشهد، فعالیت های جنبی: عکاسی، بازیگری، بازیگردانی، سرگردانی . . .

خروجی های ۱۳۸۳

 - سعید خراشادیزاده: عضو انجمن اسلامی از سال ۷۹ تا ۸۳، مسئول انجمن در سال تحصیلی ۸۱-۸۲، لیسانس مهندسی برق از دانشگاه فردوسی مشهد، ورودی ۸۸ کارشناسی ارشد مهندسی برق - کنترل دانشگاه صنعتی شاهرود . . .

- حسین انصاری: عضو واحد علمی درسی و مسئول آن در دو سال بعد، فارغ التحصیل مهندسی مکانیک دانشگاه فردوسی مشهد بعد از پنج سال و نیم، شرکت کننده در تمام مسابقات روبوکاپ از سال ۸۳ و ۴ دوره مسابقات جهانی . . .

خروجی ۱۳۸۴

- محمدجواد بابایی: معاون واحد آموزش و سپس مسئول انجمن در سال تحصیلی ۸۲-۸۳، در شرف اخذ لیسانس مهندسی برق قدرت از دانشگاه فردوسی مشهد، شغلی که فعلا برای او مایه داشته برنامه نویسی وب است، کارجنبی: وبگردی در وبگردی های سردبیر . . .

خروجی های ۱۳۸۵

- صادق کشفی: عضو واحد خدمات (مسعود براتی)، مسئول واحد خدمات (جواد بابایی)، مسئول انجمن در سال ۸۳-۸۴، عضو فعال اتحادیه انجمن های اسلامی، مشغول به تحصیل در رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (علیه السلام) . . .

- محمدجواد امینیان طوسی: عضو عادی انجمن، ورودی ۸۶ حقوق دانشگاه شهید بهشتی - تهران، شرکت در کنکور ارشد ماه آینده در گرایش حقوق بین الملل، علاقه مند به کتاب خواندن در ایام فراغت ، ازدواج در تابستان همین امسال . . .

- مهدی نبوی: مسئول واحد تبلیغات (صادق کشفی)، در شرف فارغ التحصیلی از رشته مکانیک سیالات دانشگاه صنعتی شاهرود که البته می دانید برای بچه های ما ممکن است چند سال طول بکشد، بیکار و در نتیجه بی پول و بالاخره بی زن . . .

- احمد خرم طوسی: مسئول واحد تبلیغات، مشغول به تحصیل در رشته زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه فردوسی مشهد، دبیر انجمن علمی دانشکده ادبیات و به زودی دانشگاه فردوسی، علاقه مند به مطالعه، مداحی، غصه خوردن برای مملکت و کل کل با اساتید در اوقات فراغت . . .

 

 

ادامه نوشته

قسمت اول: هزار سال زنده باشید !

به نام خدا

از "صدای" سخن "دوست" ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

دوستان در حال تهیه برنامه های ویژه جشن تولد "صدای دوست" هستند

منتظر باشید . . .

***

ضمنا برنامه های ویژه هم خواهیم داشت،

با هنر نمایی:

داکتور !

قاس !

دوچتور !

و دیگر نابازیگران "صدای دوست"

یک تهدید ناقابل

به نام خدا

احتراما به تمامی دوستان و صداهای ارزشمندشان اعلام می شود در صورت عدم قرار گرفتن مطلب جدید طی 48 ساعت آینده، خودم مجبور می شوم مطلب بگذارم.

عواقب حاصل از اقدام احتمالی بنده بر عهده تک تک دوستان خواهد بود.

با احترام، اسلامی

غزل خداحافظی

بسم الله الرحمن الرحیم

آمدیم که یک خبر خوب، که خوبی اش هم برای خودمان است و هم برای شما، بدهیم و مرخص شویم. اینجانب تصمیم گرفته ام که برای مدت نامعلومی –که به احتمال زیاد طولانیست- از عرصه نوشتن و وبلاگ و این کارها رخت خود بربندم و سایه بلندپایه ام را از سرتان کوتاه کنم. همان دو ماه پیش وقتی با آن شور و هیجان به این آوردگاه پای گذاردم و کلی فعالیت از خودم درکردم و زود عرصه اینجا را بر خودم تنگ! دیدم و از برای خودم جولانگاهی بنا نمودم، پیش بینی می کردم که این روز به زودی فراخواهد رسید. دلیلش هم همان حکمت بالغه ایست که روزی به جناب سید قاس تقریر فرمودم که «لا تری الجاهلَ إلّا مُفــرِطاً أو مُفَــرّطاً»

(جاهل را نبینی مگر در دو حال، یا در افراط است و یا در تفریط!)

البته آن روزها سخنان بسیار در سینه داشتم که اغلب آنها مصداق "شقـشـقةٌ هدرت ثمّ قـرّت" شدند و آنهایی را که باقی مانده اند طی چند پست متوالی در جولانگاه خودم قرار داده ام که به تدریج از زیر خاک سربرخواهند آورد. از آنجایی که حیفمان آمد بدون انگولکی به اینجا عرصه را ترک کنیم، یکی از آنها را با اجازه کمیل خان –که نمی دانم چه سرّیست که این اواخر گیر ما افتاده و هی پست هایش را می سوزانیم. بدین وسیله بر خود لازم می دانم که به همه دوستان اطمینان دهم که هیچ تعمدی درکار نیست وبه قول آن خواننده منحرف غربزده که صدای خوبی هم دارد: "این کار سرنوشته!"-

بله، داشتم عرض می کردم که با اجازه یکیش را اینجا هم درج می کنیم به عنوان یادگاری.

نوستالژیـات و فلسفیّات

یادم می آید از آن روزها که کلاس پنجم دبستان بودم و در کلاس های آمادگی برای آزمون تیزهوشان شرکت می کردم. راستی یادش بخیر، چه تصوراتی از آن مدرسه رؤیایی در ذهن خودمان داشتیم...

برای اینکه از بحث منحرف نشویم فعلاً این حرفها بماند...

ادامه نوشته

صدای دوست را از موبایلتان! بشنوید

مژده به ایران ول داران عزیز :
به زودی،
راه اندازی نسخه موبایلی وبلاگ صدای دوست

     
دوشنبه ، 30/6/1388 عید سعید فطر
همزمان با جشن عروسی مدیر اجرایی-خدماتی وبلاگ ، مهندس سیدمحمد اسلامی.

از این پس، با waplog صدای دوست، بنا به فرموده همراه اول: « هیچ دوستی، تنها نیست! »


تمام کنید این اختلافات را

به نام خدا

جدا تعجب می کنم. یعنی برایم پرسش ایجاد شده است ! اظهارت برخی دوستان در برخی پست ها حقیقتا پرسش بر انگیز است. در پس این از هدهد دم زدن ها چه افکاری است؟ دمیدن پیاپی در آتش اختلاف نظرهای دو واحد "خدمات" و "آموزش" ، پس از این همه سال با چه هدفی صورت می گیرد ؟ کسانی که در این سالها در نهال این انقلاب، این انجمن اسلامی رخنه کردند، چه شده که به خود جرئت داده اند تا درد کشیده های انقلاب و انجمن را هدف بد اخلاقی های خود قرار بدهند ؟


من پرسش می کنم. من از افکار عمومی پرسش می کنم. من از مطلعین و بزرگان این انجمن پرسش می کنم. تا کی افرادی مانند من و آقای احمدی نژاد باید آماج این اتهامات باشیم ؟ " جرم ما چيست كه بايد اين اتهامات را دائما به جان بخريم؟ ما آمديم خدمت كنيم، حرف‌هاي‌مان را هم رك مي‌زنيم، مي‌توانيد حرف‌مان را رد كنيد و بگوييد حرف‌تان اشتباه است."

 "در مقابل منطق بعضي از دوستان نمي‌توانند منطق بياورند و مي‌گويند فلاني حرف‌هاي فلان كس را مي‌زند و فلان كس به او خط مي‌دهد." می گویند عده ای می خواهند تاریخ را تحریف کنند. اینها حتی به اتهام قناعت نمی کنند. بی ادبی و نسبت دادن خلاف واقع مانند چاق بودن بنده، مانند پر حرف بودن بنده، "اين طرز حرف زدن در مورد اشخاص درست است؟! اگر من در مورد عزيزي اين‌طور سخن بگويم مي‌پذيرد. ما منطقي داريم." البته بنده فعلا نمی خواهم بگویم که این آموزه های باطل حاصل تفرقه افکنی های چه مارمولک هایی است. ما حرف مان حرف منطق است. مردم ایران و اعضای انجمن هم اهل منطق هستند. ما "گفته‌ايم بايد عدالت به اين ترتيب اجرا شود، شما بگوييد نخير بايد به اين ترتيب اجرا شود. با هم بحث مي‌كنيم. يا شما من را و يا من شما را قانع خواهيم كرد و هرجا كه قانون شد، تبعيت خواهيم كرد." 

ما از ابتدای این انقلاب، از ابتدای تاسیس این انجمن، چه آن زمان که مرحوم اسماعیل راحل در قید حیات بود، و چه این زمان که مقام شامخ ( به ضم میم ) داکتوریت در قید حیات هستند، تبعیت مان از خط سرخ ولایت را اعلام کرده ایم.

این ادعا البته خطر دارد. به جان خریدن اتهامات و بی ادبی ها را دارد. هرچند "هيچكس اين‌قدر خطر را نمي‌پذيرد. البته شايد خيلي‌ها بپذيرند اما من نديده‌ام؛ كه كسي در اين سطح خطر بپذيرد. البته شهيد بهشتي، رجايي و باهنر پذيرفتند. من با خود فكر مي‌كردم اگر شهيد رجايي بود اكنون بود چطور عمل مي‌كرد؟ آيا اين‌قدر تحت فشار قرار مي‌گرفت؟ به چه جرمي؟"

غیر از این است که امثال بنده و شهید مظلوم بهشتی و مرحوم رجایی و مرحوم باهنر و آقای احمدی نژاد حاضر به قبول این خطرات هستند. شما کجا مثل ما 5 تن دارید که اینقدر اهل خطر باشد. البته نه اینکه بنده بخواهم خودم را در ردیف آقایان بهشتی و رجایی و باهنر و شهید دکتر احمدی نژاد قرار بدهم.

اما خوب آدم را مجبور می کنند حرف هایی بزند که کام مردم و اعضای انجمن را تلخ کند. البته این مسائل از ساحت این وبلاگ به دور است. "اين از ساحت مجلس و دولت بدور است. نمي‌خواستم تلخ شود. ما مخلص شما هستيم. بحث و گفت‌وگو كنيد. اين حق شماست."

اما دفعه آخرتان باشد که بخواهید به بنده که کمترین هستم و آقای احمدی نژاد که در ردیف شهدای مظلوم هستند، جسارت بکنید.

کاری نکنید که این وبلاگ به صحنه حرف و حدیث های بی فایده سیاسی بدل شود. کاری نکنید که با حیثیت این نظام و این انجمن و این وبلاگ بازی شود. کاری نکنید که ین انجمن به دست نااهلان و نامردمانی بیافتد که حیاتشان را در ماجراجویی های بی فایده می بینند.

این نشود که فردا 4 تا آمو...شی علم و کتل راه بیاندازند که وا اسلاما ! وا انجمنا ! این نشود که قلب داکتور عزیز را به درد بیاورید که فردا بیاید حال هممان را با هم بگیرد.

شما بچه های خوبی هستید. "اين وزرا هم وزراي خوبي هستند" اصلا همه خوب هستند. همه گل هستند. همه گیلاس هستند. همه هلو هستند، مثل کامران هلوی بابا !

تمام کنید این اختلافات را .


...........................................................

توضیحات غیر ضروری:

1. مطالب بین "..." بیانات ریاست محترم جمهور در جلسه رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی است.

2. هرگونه ارتباطی بین "کامران هلوی بابا" و"دکتر کامران باقری لنکرانی"،

وزیر سابق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

اتفاقی می باشد.


یک تازه واردِ تازه به دوران رسیده

کلی مطلب نوشته بودم به عنوان پست اولم، و بک آپ نگرفته بودم. موقع آپلود کردن پیغام خطا ظاهر شد و همش پرید! خوب قسمت نبود دیگه. در اینجا فقط به تبریک خجسته میلاد مولای متقیان و امیر مؤمنان اکتفا می کنم که زبان الکن مرا چه به وصف عظمت و بزرگواری او

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست          که تر کنم سرِ انگشت و صفحه بشمارم

خداوند همه ما را از متمسکین به ولایتش قرار دهد.

هنوز هم درخت ها نفس می کشند !

سلام دوستان

یک هفته پیش صدای جیغ تلفن همراهم درامد. صدای دوست گرانقدر ، پیامبر عظیم الشان حضرت سید قاسم (ع) بود. انذار دادند ما را که اگر این اجاق کور شود فرشتگان رحمت اجاق خودتان را کور خواهند کرد. لهاذا از ترس مجبوریم کمی شعله این چراغ را فوت کنیم تا روشن بماند.

و اما بعد، برادرمان علی-خ (!) ، حالا که امتحان مبارک تمام شده، سری هم به این خانه بزنید حاج آقا. البته خود رونق اش به کنار، اما انصافا بدون اثر واقعی از این دوستانی که اسمشان را در فهرست نویسندگان درج کرده ایم، صفایی ندارد صدای دوست.

به هر حال دوستان الحمدلله همگی کلاسشان بالا است و سرشان شلوغ است. (بالاخص مریض منظور این طه شوکت ... ) اما خوب می توانند هر از مدتی مرقومه ای تهیه کنند بدهند مسئول دفتر وارد وبلاگ کند. دوستان گرامی خودشان استاد مسلم حرف مف... زدن هستند و نیازی نیست بنده سخن پراکنی کنند. اما رفقا می دانند این دوستی ما یک سرمایه انسانی است برای هرکداممان. بماند که "یدالله مع الجماعه" .

و اما بعد، اگر از حقیر بپرسید، که می دانم عمرا از این سئوالات بی فایده بکنید. 10 روزی است تهران در خدمت خانواده ایم. آب و هوا خوب است. اینجا هنوز هم درخت ها نفس می کشند و بازارها رونق دارند. اینجا هنوز هم پدرسوخته بازی رایج است و چون گذشته شهر به نفس برخی پاکان استوار مانده است. اینجا، جای هیچ کس خالی نیست، از بس که شلوغ است.

و اما داستان سیاست ! راستی شما به چه کسی رای می دهید؟ خاتمی قهرمان ؟! دولت سابق مرحوم شهید رجایی و دولت طرح های تحول اقتصادی و فرهنگی و ... جدید ؟! حاج شیخ مهدی کروبی چه طور ؟!

میر حسین هم که بعید است بیاید. البته انصافا این دوره خوب گرد و خاک کرد آقای مهندس. انصافا مرد متواضعی به نظر می رسد. اما دل ما حقیقتا با دکتر علی است. البته نمی آید احتمالا. اما تاسف دوره قبلی که رای مان را زدند که به او رای ندهیم هنوز در خاطر مبارکمان هست. به هر حال بازار سیاست هم دم عیدی رو به رونق است. حالا کی چی می فروشد و کی چی می خرد به خودش ربط دارد.

غرض سر و صدایی بود، که حاصل شد. سر همه تان سبز و دلتان پر نور. پیشاپیش عید مبارک نوروز را شادباش می گویم. امیدوارم دل تان خوش باشد این روزها و روی سال نو را با شادی ببوسید!

دعوت(ابراهیم حاتمی کیا) به ضیافت(مسعود کیمیایی)

این روزها که دوباره حسابی تب کارهای فرهنگی و مربوط به آدمیت و نامربوط به تخصصمان گل کرده، پیگیر شدیم هرطور شده با بچه های قدیمی مدرسه و انجمن و یک زمانی رفقای گرمابه و گلستان، ارتباط – از نوع مشروع – برقرار کنیم و بعد از چند سال دوری بالاخره ماهی را تا نپوسیده و کپک نزده از آب بگیریم. این شد که وبلاگ گروهی به ذهنمان رسید که ظاهرا در حال حاضر به خاطر بعد مسافت و مشغولیت های کاری همه گیر، تنها راه حل است و بهترین فرصت که بهانه ای** پیدا کنیم و دل نوشته ای و کامنتی و لینکی و ... . ناگفته نماند که بعضی بچه ها کمابیش از طریق تلفن و پیامک و ایمیل و احیانا دید و بازدید، ارتباطکی با هم دارند، اما امان از امکانات ارتباط جمعی مدرن که ما عقب افتاده ها هم بالاخره مجبوریم سراغشان برویم، بلکه همگی، دسته جمعی از حال و روز هم با خبر شویم. حتما قبول دارید که قرار نیست ارتباط مجازی جای ارتباط اصلی و حقیقی را بگیرد و فاصله های زیاد مان را بیشتر کند، بلکه شاید پیوند ها را با طناب مجازی کمی مستحکم کنیم.

* این بهانه می تواند از اوضاع فعلی مکانی و زمانی و تحصیلی و خانوادگی و دونفره شدن باشد تا  کتابی که خوانده ایم و فیلمی که دیده ایم یا اتفاقات ریز و درشتی که این روزها برایمان پیش می آید یا خاطره ای که به بهانه ای از بچه ها یا مدرسه یا انجمن به نظر گفتنی و شنیدنی می رسد.

پی نوشت: حالا کمی بیشتر احساس آدمیت می کنم!

 

ضمنا با این افراد در تماسیم و انشاءالله قرار می گذاریم به ضیافت ما سر بزنند. شما هم اگر پیشنهادی دارید یا علی!:

اسماعیل عصارنیا، سید قاسم حوائجی، حجت خسروجردی، علی خرم طوسی!، سید مصطفی موسوی، سید محمد اسلامی، طه شوکتیان، مصطفی عطاران، کاظم شاهرودنژاد، سید مجتبی حسینی، جواد بابایی، سعید خراشادی زاده، مسعود براتی، حسین انصاری، جواد یزدان نژاد، جواد قربانی، احمد خرم طوسی!، مهدی نبوی، علیرضا چکشیان، سید صادق کشفی، حسین مقدادیان، رضا جلالیان، مسعود طوسی، جواد امینیان، حسن اشراقی، جاوید خراسانی، محمد علی باقری، علی مهرابی بهار، محمد علی قدسی راد، محمد حسین قدسی راد، امیر احمدیان حسینی، محمد مهدی کرامتی، محمد فغفور مغربی، علی نامقی، حسین کاهوکار، احمد حبیبی، کمیل ضرابی