خضر ابراهيمي در روزهاي گذشته از دمشق تا مسکو و از مسکو تا قاهره را طي کرد تا براي طرحي که گفته مي شود حاصل توافق هاي کلي واشنگتن و مسکو است، رايزني کند. براساس اين طرح، دولت انتقالي در سوريه با مشارکت دولت و مخالفان تشکيل مي شود و بشار اسد تا سال 2014 بدون قدرت اجرايي رئيس جمهور مي ماند. اما چرا اين احتمال تقويت شده است که آمريکا حاضر به "چرخش" شده و به دنبال گام هاي مشترک اما خارج از چارچوب شوراي امنيت با روسيه است؟ اين تلاش ها آيا به ثمر مي رسد؟!

بيماري عفوني سوريه واگيردار است

امروز پس از نزديک به 2 سال از آغاز بحران سياسي در سوريه، شرايط به نقطه بحراني رسيده است. زخم چرکين منطقه غرب آسيا عفوني شده و همه با نگراني اين بيماري واگيردار را نظاره مي کنند. نسل چهارم القاعده در سوريه تشکيل شده است و در نزديک به يک سال گذشته، خون و خونريزي تکراري ترين خبر هر روز سوريه است. اخضر ابراهيمي، نماينده ويژه سازمان ملل در بحران سوريه در ماه هاي گذشته بارها هشدار داده است که سرزمين شام روز به روز به سرنوشت "سومالي" نزديک تر مي شود. آمريکايي ها نيز به سير کنوني تحولات خوشبين نيستند. البته آن ها با بحران آفريني در سوريه موافق بودند زيرا سوريه ضعيف شده محور مقاومت را با مشکل مواجه مي کند و به سود اسرائيل – هم پيمان استراتژيک آمريکا- خواهد بود. اما اگر وضعيت فعلي ادامه يابد نابودي سوريه، تجزيه اين کشور و آغاز مرحله اي که شايد سال ها طول بکشد، منافع همه و البته آمريکايي ها را تهديد مي کند. دود آتش تجزيه سوريه و ناامني منطقه به چشم اسرائيلي ها هم خواهد رفت. اين وضعيت حتي با فرض پيروزي گروه هاي مسلح نيز، براي کاخ سفيد پيروزي نخواهد بود. "اندرو تيبلر"، کارشناس شوراي روابط خارجي آمريکا 3 روز پيش در مجله آمريکايي فارن افرز نوشت: «در هفته هاي اخير اين بحث که پيروزي شورشيان در سوريه لزوما به نفع آمريکا نيست، نقل محافل سياست خارجي شده است.»(1) البته او خود به اينکه مذاکرات بتواند موفق شود خوشبين نيست، اما به گفته او برخي کارشناسان و تصميم سازان در آمريکا بر اين باورند که توافق احتمالي بين بشار اسد و گروه هاي مسلح براي آمريکا بهتر است و پايان خشونت مي تواند از گسترش جنگ فرقه اي بين اهل تسنن و ديگر اقليت ها در اين کشور از جمله علوي ها، مسيحيان، يهوديان و ... جلوگيري کند. تيبلر در اين ميان به برخي از اين افراد اشاره مي کند: "گلن رابينسون" دانشيار در دانشکده تحصيلات تکميلي نيروي دريايي آمريکا معتقد است پيروزي گروه هاي مسلح راه سوريه به سوي "ليبراليسم و دموکراسي" را مسدود مي کند. "ماداو جوشي" پژوهشگر ارشد دانشگاه نوتردام و "ديويد ميسون" استاد موسسه مطالعات استراتژيک نيز گفته اند که فاتحان احتمالي جنگ خونين در سوريه قدرت را با هيچ گروه ديگري تقسيم نخواهند کرد.(2)

ائتلاف دوحه قابل اعتماد نيست

به نظر مي رسد آمريکا در سامان دادن به ائتلاف مخالفان 2 هدف را دنبال مي کرد: اول اينکه اخوان المسلمين سوريه را محدود کند و از "اکثريت در شوراي ملي مخالفان" به "اقليتي در ائتلاف ملي مخالفان" تبديل کند. دوم نيز اينکه در عين حال اين اقليت را پل ارتباطي غرب با گروه هاي مسلحي قرار دهد که پيروزي هاي گاه و بيگاه شان در زمين جنگ، بيش از فعاليت هاي هر گروه مخالف ديگري تاکنون تاثير داشته است. البته هدف دوم با امتناع 14 گروه مسلحي که به صراحت اعلام کردند مي خواهند گروهي جديد به اسم "حکومت اسلامي" تشکيل بدهند و حاضر نيستند به ائتلافي که "غرب از آن پشتيباني مي کند"، بپيوندند(3)، عملا به نتيجه نرسيد. به علاوه اينکه احمد معاذ خطيب، رئيس ائتلاف و امام جماعت سابق مسجد اموي دمشق نيز صراحتا با تصميم آمريکا درباره گنجاندن گروه النصره در ليست سياه گروه هاي تروريستي مخالفت کرده است. اکنون ائتلافي که نه مي تواند نقش واسطه گري براي غرب بازي کند و نه در عرصه مواضع سياسي کرنش مي کند، ارزشي براي هزينه کردن ندارد. بنابراين مي توانيم به روشني درک کنيم که چرا در نشست مراکش به مخالفان اجازه داده نشد تا به زعم خود نخست دولت انتقالي در تبعيد را معرفي کنند و وعده ايجاد دولت در تبعيد نيز از سخنراني هاي واعظ سابق مسجد اموي شام فراتر نرفته است. البته خامي و تهي دستي احمد معاذ در سياست ورزي در عدم دستيابي توافق با کردهاي سوريه و همچنين پاسخ احساسي به پيشنهاد روسيه براي مذاکره با او نيز هويدا است. "يزيد صديق" پژوهشگر عرب موسسه کارنگي به تازگي با انتشار مقاله اي با عنوان "آيا ائتلاف ملي مي تواند سوريه را رهبري کند" کم بضاعتي ائتلاف دوحه براي اين وظيفه را به رخ کشيده است.(4) ابهام جدي در چگونگي تعامل مخالفان متنوع سياسي و مسلح با رژيم صهيونيستي را نيز بايد به مجموعه ابهامات آمريکايي ها بيفزاييم.

دشواري هاي ناتمام

بنابراين در شرايط کنوني دليلي ندارد که آمريکايي ها به برکناري بشار اسد کمک کنند و قدرت را به گروه هايي هديه دهند که سر گفت و گو با هيچ کسي را ندارند و فقط زبان اسلحه را مي فهمند. با اين همه حتي توافق روسيه و آمريکا نيز گره کور سوريه را باز نمي کند. امروز بار ديگر بايد يادآوري کنيم که بحران سوريه بيش از اين که يک خيزش اعتراضي داخلي باشد، فرصتي براي يکه تازي برخي کشورهاي منطقه است. عربستان، قطر و ترکيه که هريک با انگيزه اي در آتش بحران سوريه مي دمند، پيش از اين نشان داده اند که به توافق هاي بين المللي درباره سوريه پايبند نيستند. اين 3 کشور در رقابت داخلي با يکديگر، از توافق ها در نشست ژنو براي ايجاد دولت انتقالي در سوريه عبور کردند و سيل سلاح را به سوي اين کشور راه انداختند. از طرف ديگر حتي با فرض قطع دخالت هاي اين کشورها، بحران در سوريه به "خون" آلوده شده است و به دشواري مي توان 2 طرف داخلي بحران را از "انديشه انتقام" بازداشت. افزون بر همه اين ها براساس پيش بيني ها پيش بيني از آتش بس احتمالي که مقدمه طرح اخضر ابراهيمي است، به بيش از 10 هزار نيروي مسلح حافظ صلح نياز دارد که تامين امنيت و هزينه آن ها نيز مشکلي مضاعف است. آيا اخضر ابراهيمي مي تواند گره سوريه را با دست باز کند؟ براي پاسخ به اين پرسش همچنان بايد منتظر بمانيم.


پی نوشت:‏

‏1.‏ http://www.foreignaffairs.com/articles/138739/bilal-y-saab-and-‎andrew-j-tabler/no-settlement-in-damascus

‏2.‏ http://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/no-‎settlement-in-damascus

‏3.‏ به یادداشت روز روزنامه خراسان در2/9/91 با عنوان "چرا ائتلاف دوحه شکست خورده است؟" ‏مراجعه کنید:‏

http://www.khorasannews.com/News.aspx?id=4571997&type=1&year‎‎=1391&month=9&day=2‎

‏4.‏ http://carnegieendowment.org/2012/12/24/can-national-coalition-‎lead-syria/ewfo



این یادداشت در روزنامه خراسان

این یادداشت در بدون مرز

این یادداشت در خبرگزاری تسنیم

این یادداشت در نورنیوز