الحرب علی الغزه !

How Badly Has Hamas Been Hurt

in Gaza?

A Palestinian youth pushes a bicycle past the rubble of the former house of Fatah strongman Mohammed Dahlan in Gaza City; the home was hit by an Israeli missile strike

A Palestinian youth pushes a bicycle past the rubble of the former house of Fatah strongman Mohammed Dahlan in Gaza City; the home was hit by an Israeli missile strike
 

Israel and Gaza

More war for peace

Jan 12th 2009 | JERUSALEM
From Economist.com

Will Israel's intensification of military

operations in Gaza hasten a ceasefire?


AFP

به نام خدا
ماجرای غزه هم داستان غم انگیزی شده است. تقریبا هیچ سایت خبری مهمی نیست که به آن نپردازد. البته قابل پیش بینی است که هر کس از ظن خود به تراژدی غزه بپردازد. رسانه های اروپایی و امریکایی و البته خود صهیونیست ها تلاش می کنند تا عامل اصلی جنگ را حماس و حامیانش خصوصا ایران معرفی کنند. البته چون انگلیسی ام در حد کرم خاکی است اظهار نظر متقنی انجام نمی دهم.
تایمز و اکونومیست هر یک در یادداشت ها و گزارش های متعدد و جداگانه ای به این موضوع پرداخته اند. چون تذکر دادند که گزیده مطاب رو در وبلاگ نگذارم، چنین نمی کنم. اما توصیه می کنم حداقل نگاهی به این لینک ها بیاندازید. حتی اگر مثل من از انگیسی در حد کرم خاکی سرتان شود.

Norouz - New Day on UN Calendars

دوستان سلام

گاهی در فضای وب گرد ها و وبلاگ بازهای ایرانی حرکات اجتماعی خاصی اتفاق می افت. ملت بسیجی وار تصمیم ی گیرند تا با هم کاری را انجام بدهند. اخیرا در این نوع فضا ها اعلام شده است که سازمان ملل در یک نظر سنجی از تمام ملت های جهان ، ثبت "نوروز" را به عنوان یک روز جهانی به رای گذاشته است. شخصا با مراجعه به سایت نتوانستم بفهمم که وافعا سایت متعلق به سازمان ملل است یا خیر.

متن زیر بخشی از نامه و اعلامیه این نظرسنجی است:

To:  United Nations

Excellency Ban Ki-moon
Secretary-General
United Nations
New York, New York

Your Excellency,

For several millenniums many nations have celebrated the first day of spring as their new year. Today, nearly 300 million people around the world celebrate the first day of spring as their new year, better known as Norouz (New Day). Nearly all of these celebrants live in UN member nations. Unfortunately, none of the UN calendars or affiliated agencies commemorate this important date as has been done for different celebrations of member nations.

اگر تمایل داشتید می توانید نظرتان را با کارشناسان سازمان ملل متحد در میان بگذارید:

http://www.petitiononline.com/Norouz/petition.html

خاطره ای هم نقل کنم، شادی روح اموات!

به نام خدا

۱. تقریبا دو روز است که به قول یکی از دوستانم در "فرصت تحصیلی" به سر می برم. خودم می گویم "حصر بیت" درسی. خاله جونم می گوید "اعتکاف علمی" ، بعضی ها هم می گویند "اردوی تحصیلی".

۲. در این دو روز فرصت نکردم به وبلاگ سری بزنم. بماند که چندان هم خودم را مقید به چنین کاری نمی دانم. پیشنهاد می کنم اوضاع خیلی طبیعی ولی ادامه دار و پایدار باشد، ان شاالله.

۳. فردا (پنجشنبه) امتحان دارم. طراحی مدارهای مخابراتی. درس شیرینی است. زن و زایمان ندارد، ولی سر امتحان به زاییدن خواهیم افتاد.

۴. در این فرصت تحصیلی چون امکانات فراهم است، هر ۱ ساعت که به شبکه های ماهواره ای مشغولیم، یک ربعی هم به درس نگاه می اندازیم. شبکه ماهواره ای سی ان ان از جنگ غزه گزارش خبری پخش می کرد. دویچه وله آلمان هم همینطور. الجزیره هم آمار شهدا و جانبازان را با تاکید بر تعداد زنان و کودکان اعلام میکرد. علی افشاری (عضو سابق دفتر تحکیم وحدت) همبه عنوان کارشناس سیاسی در وی.او.ای (صدای آمریکا) به تحلیل های رنگارنگ تحویل مردم می داد.

۵. شبکه ماهواره ای بی بی سی فارسی از عصر روز چهارشنبه، ساعت ۱۸ به وقت تهران آغاز به پخش می کند. پدیده ماهواره و شبکه های سیاسی اجتماعی در ماهواره هم موضوع جالبی است که شاید روزی با هم به آن بپردازیم.

۶. بد نیست اگر آخر هر یادداشتم خاطره ای هم نقل کنم، شادی روح اموات!

یادم می آید که در جلسه های شورای مرکزی نوبت به واحد خدمات که می رسید مجموعه ای از کارهای نکرده را گزارش می دادم و معدودی وظایف انجام شده. تکیه کلامی هم داشتم که "تقصیر خودم بوده که انجام نشده است". این روزها انبوه نظرات جناب داکتور من را یاد آن دوران می اندازد. دورانی بود برای خودش !

اختیارات یوزر داکتور را تا حد خدا افزایش می دهم. یعنی هر کاری را که ادمین می تواند انجام دهد. وبلاگ دو تا ادمین داشته باشد خیلی بهتر است. اگر روزی جوان تر ها هم پای کار آمدند فرمون را می دهیم دست آنها ان شاالله.

۷. برادرم قاسم! فعلا دلیلی برای دامن زدن به سوژه خدماتی - آموزشی نمی بینم. بماند که این سوژه کمی هم نخ نما شده است. اما اگر همین سوژه هم دلیلی باشد تا سحاب توجه حضرت عزیز شما بر کویر وجود ما رحمتی باراند، بهترین سوژه و بهترین موضوع عالم است. پس بگاز تا بگازیم، آموزشی کجا؟ خدماتی کجا؟ شما ها فعلا بروید آدم جمع کنید که بدجوری به پیسی خوردید. فعلا که دنیا دست خدماتی هاست. حقیر که خودم را خاک پای خدماتی ها می دانم اما این داکتور بهترین نمونه یک خدماتی موفق است.

۸. التماس دعا

چراغي كه به مسجد حرام نيست

مهندس سعید احدیان، مسئول اتخادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان در دو دوره پیش و سردبیر کنونی روزنامه خراسان هستد. ایشان چندی پیش یادداشتی در خصوص جنایات در غزه نوشتند. روزنامه خراسان اگرچه چندان هم تمایلات فکری و نظرات سیاسی اش را پنهان نمی کند. اما چون روزنامه کمتر تحلیلی است خوانندگان خیلی به خط و خطوط فکری روزنامه فکر نمی کنند. یادداشت اخیر مهندس نکات جالب توجهی دارد.

اصل یادداشت را در بخش پیوندهای روزنامه وبلاگ می توانید بخوانید.

 

چراغي كه به مسجد حرام نيست


محمد سعيد احديان
 واقعا عصباني شدم وقتي پيامك يكي از خوانندگان گرامي روزنامه را خواندم كه گفته بود «اين چه عكس هايي است كه در صفحه اول روزنامه چاپ مي كنيد اول صبح حال ما را عوض مي كند. چه كار داريد به مردم غزه ما خودمان هزارتا مشكل داريم.» مي دانم اين مطلبي كه مي نويسم به مذاق برخي خوانندگان گرامي كه براي آن ها و نظراتشان احترام ويژه قائلم خوش نمي آيد اما چه كنم كه عقل است و دل است و قلم، و گاهي اوقات قلم همانطور كه خود مي خواهد مي چرخد و تو را به دنبال خود مي كشد . . .

مي خواهم جرات كنم و با اين كه مي دانم اجرايي شدن آن نياز به بصيرت و عزم ملي دارد پيشنهاد دهم عاشقان مدينه به عشق صاحبان مدينه، خواسته اصلي محبوبان خود را بر علاقه فردي خود ترجيح دهند و سفر عمره را هماهنگ و يكپارچه تحريم كنند تا چنان لطمه اقتصادي و سياسي سنگيني به عربستان بخورد كه ديگر دستش را با «يزيد» زمان در يك كاسه نكند خلاصه آنكه سران عرب كه برخلاف نظر مردم خود در خون هزاران مسلمان شريك هستند بايد هزينه خيانت خود را بپردازند و اطلاع افكارعمومي جهان اسلام از اين خيانت ها حداقل اين هزينه است.

راستي دهه محرم آغاز شده اما امسال صداي هل من ناصر حسيني از كربلاي غزه مي آيد.....لبيك يا حسين. يا اباعبدالله اين بار ما هستيم و نمي گذاريم تنها بماني.

Obama's Iranian headache

Barack Obama's BlackBerry

Subject: Iran

Dec 18th 2008
From The Economist print edition

Another e-mail from the president-elect’s inbox


“THE toughest decision you have to make about Iran is whether you are willing in the final resort to attack its nuclear facilities to stop it getting a bomb. Everything else flows from that call.

John McCain said the only thing worse than a war with Iran would be an Iran with a bomb. If diplomacy fails, you do have a military option: bombing the uranium-enrichment facility in Natanz and other plants would set back Iran’s programme a year or three and put the mullahs on notice to expect more if they tried again. But if we attack we cannot rule out a big response: missiles on Israel, terror attacks on our forces in Iraq and Afghanistan, strikes on oil shipments through the Gulf. Of course, we can respond to their response. But as a president elected on a peace ticket you would need all this like a hole in the head.

Besides, the McCain dictum is debatable. What’s Iran going to do with its bomb? If it drops it on Israel it’s committing suicide. Mutual assured destruction deterred the Soviets, didn’t it? True, a nuclear Iran will be a bolder Iran, tempted to push even harder against our interests in Iraq, the Gulf, Lebanon and Palestine. But we have ways to push back. We could, for instance, extend our nuclear umbrella beyond Israel to our Arab friends

ادامه نوشته

برادران، سلام !

رفقا سلام

ایام به کام

این هم از وبلاگ انجمن مدرسه ! ببینیم چه می کنید / چه می کنیم !

برادرم علی:

ali khorram

****

برادرم قاسم :

havaeji

****

برادرم احمد:

ahmad khorram

****


دوستان جدید رو هم بعدا می گم چه کنیم.

فعلا !


ضمنا ترتیب اسم ها رو که سمت راست می بینید مهم نیست. می تونید رو هر اسم کلیک کنسد و مطالب ش ذو ببینید و . . . 

تاتر و انجمن اسلامی !


سلام

یادتونه اون سال حاجی گفت بچه ها حواستون به تاتر هم باشه ؟

یادش به خیر وقتی حاج امیر اینجا بود !

شروع می کنیم. به امید خدا !

به نام خدا

شما را نمی دانم، اما من خیلی از زندگی ام را مدیون یک اتاق ساده و بی پیرایش در زیرزمین دبیرستان شهید هاشمی نژاد مشهد هستم. اتاقی که اگر رونق نداشت، صفا داشت. اتاقی که برای ما به وسعت یک جهان بود، نه مگر جهان هرکس به قدر دانش اوست. انجمن برای ما مامن بزرگ شدن بود. جهانی که به ما اجازه داد در آن اشتباه بکنیم. گاه دستمان را گرفت و گاه درنگ کرد تا خودمان از زمین برخیزیم. جهانی که هنوز برای ما بوی بهشت می دهد و هنوز برای ما روزهای پرخاطره است.


شروع می کنیم. به امید خدا !