درباره علی
بسم الله الرحمن الرحیم . ... با صلوات بر محمد وآل محمد (ص) و عرض سلام خدمت همه بینندگان عزیز؛ در همین ابتدا توجه شما را به خبری که هم اکنون به دستم رسید جلب میکنم.در پی آغاز شمارش معکوس جهت برگزاری مراسم تاریخی جشن افتتاحیه ی زندگانی مشترک و پر برکت یگانه داکتور عالم بشریت ، حضرت مستطاب، جناب حاج آقای کربلایی علی خرم طوسی(دامت دکتراته)، که موجبات حمله ای هکری را به پایگاه اینترنتی صدای دوست فراهم آورد، لحظاتی پیش، از سوی گروهکی تازه تاسیس، ضمن برقراری حکومت نظامی در فضای عمومی وبلاگ و اعلام وضعیت فوق العاده، اطلاعیه مهمی صادر گردید. متن بیانیه این گروه موسوم به کمیته خرابکاران 100 بدین شرح است:
اطلاعیه
اعلام موجودیت کمیته خرابکاران صد*
و ای کسانی که ایمان آورده اید، مقرر کردیم بر شما نکاح را ، چنانکه مقرر نمودیم بر پیشینیانتان. باشد که پند گیرید و بار اول وآخرتان باشد.
اینجانبان، به نمایندگی از جمیع نویسندگان صدای دوست، با اهدافی خالصانه و مخ لصانه! وفقط وفقط با نیت تلاش برای برگزاری هرچه پرشکوه تر مراسم فوق الذکر، بر آن شدیم تا طی حرکتی تشکیلاتی ، دست به کاری زنیم که خنده برآید. فلذا ، ضمن اعلام وضعیت فوق العاده در وبلاگ ، جهت تکمیل کادر نیرویی کمیته خرابکاری 100 ، از خرابکاران زیر، برای حضوری فعال و تأثیرگذار و برهم زننده همه معادلات جهانی ، صمیمانه دعوت به همکاری میشود. چرا که شتریست خوابنده، بر درب خانه ی هم شما و هم بنده !
1- محمد جواد بابایی ؛ بعلت داشتن انگیزه انتقام و اجرای حکم قصاص.
2- سید صادق کشفی ؛ بعلت داشتن سوء سابقه و تجارب مکفی در عملیات های مشابه، بالاخص مجلس جواد
3- مهدی نبوی ؛ بعلت همکاری های قبلی و عضویت در تیم عملیاتی صادق.ک
4- دکتر نامقی ؛ بعلت تیزهوشیّت بالا و مغز متفکر گروه، و فوق تخصص یک سری حرکات موزون !!
5- احمد خرم طوسی ؛ بعنوان عنصری نفوذی جهت تخریب از درون و خرابکاری نرم. لازم به ذکر است، نامبرده به تنهایی برای ویرانی چند عدد جشن های 2500 ساله کفایت میکند.
6- طاها شوکتیان ؛ بعنوان بازوی اجرایی-انتظامی جهت ارشاد! معدود افراد خودفروخته ی خدماتی!
7- حجت الامسالِ والپارسال آسید مصطفای موسوی ؛ بعنوان مشاور مذهبی فیلمنامه ، جهت حل مسایل غیرشرعیِ عملیات
8- استاد کمیل ضرابی ؛ جهت اعلام حکم تکفیر گروه درصورت شکست مفتضحانه عملیات
9- سیدِ قاس ؛ بعنوان ژانگولر جهت انجام یک حرکت محیرالعقول، که در ادامه شاید توضیح داده شود!
10- M.K.Navvab ؛ بعنوان بازیکن خارجی تیم!، به همراه مربی بدنسازیش: S.S.Pejman اعزامی از پایتخت
100- با حضور افتخاری روح پر فتوح تازه درگذشته عزیز، شادروانِ شاداماد، سید محمد اسلامی، مدّعقله الخالی . البته مشروط به اخذ مجوزهای لازم از محضر عالی حاجیه خانم اخلاقی . که انشالله همین جمع، آن مجلس را نیز آباد خواهیم نمود.
درپایان خاطر نشان میشود فردی که به انجام بیشترین خرابکاری نائل گشته، و دربرابر سردبیران سابق و فعلی یک هفته نامه ی جفنگی!، روسفیدمان نماید، ضمن دریافت سیمرغ بلورین بهترین خرابکار نقش اول مرد، بلافاصله جهت حضور در برنامه چترینگ شام! برگزیده خواهدشد. بدیهیست درصورت پرداخت حق حساب! در اولویت خواهید بود.
ضمنا" بدینوسیله، کارت دعوت عروسی، در پیوست تقدیم میگردد. حضور سبز شما سروران گرامی، موجبات شادی روح آن مرحوم و تسلی بخش خاطر بازماندگان و شفای عاجل نگارنده بیکار، لال از دنیا نری ، بلند صلواااااات.
2- پیوست : متن کارت دعوت وبلاگی مراسم مذکور:
به نام آن پیدای پنهان
حال که از منظر پنجره بهشتی ازدواج، در آستانه وصل این دو نو گل سرخِِ باغ زندگی قرار گرفته ایم که دوچشم نه تنها من تواو، بلکه همه ساکنان زمین، ازجمله یک سردبیر و حتی یک نفرطلبه، به این رواقِ انشاءالله همیشه بهارِ عشق(علیه السلام) دوخته شده است، برماست که با نوای بینواییمان، تردیدها را کناری زده و یورش آوریم به این جشن قاصدکها ، و با پلخمونی که از ماکجاآباد خریده ایم، هبوط گلابی و سیب و موز را درهم شکسته، دلی از عزا درآوریم.
میعاد : خیابان صدرالمتالهین – کوچه ای ورود ممنوع- جنب دبیرستان اختر آسمان ادب پارسی - پلاک ده
موعد : سالهای تاکنون – فصل فاصله – روز صعب- وقتهواخوری – دقیقا" لحظه ای که خورشید، پشت ابرهاست !
باتشکر
روابط عمومی کمیته خرابکاران 100
* * *
3- درباره الی ؛
خب ،...... خسته نباشین. تا اینجا هرچی که خوندین مقدمه بود!. شرمنده اگه وقتتونو گرفتم. باور کنین من خودمم دوس ندارم اینقد مهمل ببافم ، ولی چیکار میشه کرد دیگه ؟! علی فیروزه... عمری یه روزه !
لبّ مطلب این پست اینه که بچه ها گوشی دستشون باشه و خلاصه سنگ تموم بزارن. یعنی میخوام هرکی هر دقّ دلی که از این دیکتاتور داره، یه مدلی تخلیه کنه. مثلا" من خودمو آماده یک نامسلمونی یی کردم و دو ماهه ریشامو دست نزدم !؟!. البته تا حالا عمامه و عباش جور شده ولی لامسّب قبا به سایز من پیدا نمیشه !!. علیرضا هم که سه ماهه داره میره کلاسای فشرده آیروبیک. (که البته با امتحانی که اون روز داره، این توطئه در نطفه خفه شد). شماهام اگه پیشنهادی دارین، بریزین رومیز. فقط خواهشا" از این مدل پیشنهاد های تخیلی که الان چندتاشو مثال میزنم ندین :
- اول مجلس پاشیم وسط تالار واستیم، دستامونو بزاریم رو سینه و سرود ملی بخونیم !
- عکس سجادو قاب بگیریم با یک گل بگذاریم رو یه صندلی و جای خالیش رو گرامی بداریم !
- با کمال شرمندگی! حاج امیر(ج ف)** رو بکشونیم وسط تا برامون یه را بندری برن!***
- واسه اینکه یادگاری ای ازمون بمونه، طی یک شوخی شهرستانی!، جفت پا بپریم وسط کاپوت ماشین عروس، جوری قر بشه که صافکارش تا یه هفته، با خودش الفاظ نامناسبی !! رو زمزمه کنه
- اعلامیه ترحیم با عکس داکتور چاپ کنیم و مثل مجلس های ختم، رو میزا پخش کنیم.
- ......... ÷ ..&.............!!...؟....-+ـ-...........//.....".........؟!!!! (آقا خجالت بکشین، از این شوخی های غیر اخلاقی نداشتیما !!)
- وسط مجلس، مثل جشن پارسال جیم، مسابقه ماست خوری راه بندازیم!
- وسط مجلس، مثل جشن امسال جیم، مسابقه آب خوری راه بندازیم!
- زنگ بزنیم آتش نشانی فوت کنیم، صد و ده بیاد بیگیرتمون !
- تا میتونیم میوه و شربت و بستنی بخوریم بعد از چند ساعت بریم اتوبوس مشهد تهرانو سوار شیم !!
- همگی با هم کرواتِ زقّ زرد با گل گلای قرمز و آبی ببندیم!
- از الان بگیم پایه ایم ولی روز موعود، سنگین-رنگین بشینیم کنار تا قاسم رو کنف کنیم.

راستی چندتا موضوع هم درباره وبلاگ هست که باید باهاتون درمیون بگذارم. آخه میدونین، وقتی دیدیم بساط جشن و بزن و بکوب راه افتاده و داکتورمون سر و سامون گرفته، گفتیم یه دستی هم به سر و روی وبلاگ بکشیم و اینجارم نو نوار کنیم. از خدا که پنهون نیست، از شما چه پنهون، از همون روز اولی که اومدین اینجا، یه چی بدجور تو ذوق می زد و صدای همه رم درآورده بود؛ اماااااا... امروز از همون لحظه ای که اومدین اینجا، نبودن همون چی ! داره تو ذوق میزنه! البته میدونم که میدونین منظورم از اون چی ، چیه!! ؛ ...
چون قبل ازاینکه اینارو بخونین حتما"چشتون به اینی که این زیر گذاشتم افتاده!(نکته: این خط، شیش تا «این» داشت!) به هرحال با تلاشهای شبانه روزی کارکنان زحمتکش واحد آموزش، (که متاسفانه اغلب بازدیدکنندگان فعلی وبلاگ، اصلا" نمیدونن قضیه واحدهای آموزش و خدمات چیه!)، طی یَک حرکت استشهادی، رفتیم بالای دیوار وبلاگ و این پرچمی که به لطف خدمات یک خدماتچی، نیمسال اون بالا جاخوش کرده بود رو کشیدیم پایین.

تغییرات دیگه ای هم دادیم که باید یه کم سرتونو بچرخونین و خودتون پیدا کنین. البته یکیشو دیگه تا حالا اگه اسپیکرتون روشن بوده، متوجه شدین. و اگه نصفه شبی کانکت شدین، لابد دارین فحشمونم میدین!.
پس تا کار به کتک کاری نکشیده، به قول پویا: بای تا های!
و به امید دیدار همگیتون ، پنجشنبه همین هفته، تالار داریوش
* * *
پاورقی
*صد = مخفف صدای دوست
**حاج امیر(ج ف) = مخفف شعر معروف:« حاج امیر جانوم فداهه .. قربونه اون جاهه پاهه» (اجرا شده در کنسرت اردوی دماوند)
*** در همین زمینه و درپی جسارت به ساحت مقدس حاج امیر(ج ف) ، با سیل تماس های تلفنی اعتراض آمیز مواجه شدیم. از جمله :
یه بار بوووش زنگ زد و گفت:
این حاج امیر که تنگه پالتوش ؛
چی جوریه رقص تانگوش؟
نیناش ناشم بلده؟؟
وای اگه عباشو!! به من نده، دلم ریش میشه
حاجی!، این آقارضاهه کیت میشه؟! ....
اینجا پاتوق جمعی از بروبچه های دبیرستان شهید هاشمی نژاد مشهد است.