شنبه ؛ هشتم فروردین ؛ مسابقه حساس بین تیم های ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی ؛

هنوز چند دقیقه ای به ساعت هفت مونده ؛ ......

چی ؟ ساعت ۷ ؟ ... آخه این چه ساعتیه دیگه ؟ ملت که این روزا سر کار نمیرن ؛ پس چرا اینقدر دیروقت برگزار میکنین ؟ اینا بعد بازی ، کی می خوان برسن خونه ؟ دارم نگران میشم نکنه یه وقت ، بخاطر همین دیر بودن همچین مسابقه مهمی ، مردم خوب استقبال نکنن و ورزشگاه پر نشه !؟ آخه از بس مساوی دادیم و بازی هامون کسل کننده بوده که دیگه همینجوریشم کسی حال نداشته باشه پاشه بره استادیوم .

 اما نه ! ؛ مثل اینکه همه ، اهمیت امروز رو میدونن و ظاهرا" جاخال نمونده و پله های طبقه ۲ اصلا" دیده نمیشه . حالا چه حالی میده این سرود ملی با همخونی ۱۰۰ هزار تماشاچی سرحال . من یکی که واقعا" تحت تأثیر قرار گرفتم و به قول مسعود ۶۰چی : "و جو منو گرفت" !!

بازی شروع شده و تشویق های بی امان مردم ، نه فقط عربستانی ها رو شوکه کرده ، که حتی بازیکنای خودمونم دست پاچه شدن ؛ داشته باشید : این جهنم آزادی که میگن یعنی این ها ! ؛ مگه یه لحظه اینا آروم می گیرن !؟ تازه با  ایستاده بودن خیلیاشون ، آدم یاد بازی های حساس اروپایی می افته . شماها تا حالا همچین حرکتی رو تو ایران دیده بودید ؟ من که یادم نمیاد .

بابام اصرار عجیبی داره که از حالا به بعد ، قطعا" می بازیم ! میگم : یعنی چی آخه ؟ نیم ساعته فقط داریم می کوبیم و تمام بازی دست ماست ؛ رو چه حسابی همچین حرفی می زنی ؟ میگه : باباجون ، مگه همین یک ماه پیشو یادت رفته که تا قهرمانی جهان ، فقط یه دونه کشتی باقی مونده بود که رییس جمهور اومد تو سالن و زرتی ما باختیم ! . میگم بابا اینقدر بدبین نباش ، چه ربطی به این بنده خدا داره !؟ شمام دنبال سوژه میگردی تا گیر بدیا !

برگردیم به بازی ؛ دقیقه چند بودیم ؟ . . . . . . آها ، دقیقه ی...

وای . . . . . . وااااای . . . . . . وای گل خوردیم . واااااااااااااااااااااااااااااااااااای گل خوردیم .

اوه ؛ نه نه نه نه ! نشد ، نشد ؛

اوت بوده ؟ خطا شده ؟ . . . . . نمیدونم ؛ فقط دم داور گرم !!! . یک لحظه تمام بدنم یخ کرد . بابا ، با یه لبخندی میگه :

 -‏ دیدی گل خوردن !؟

 -‏ چی چیو گل خوردیم . مردود اعلام شد .

ولی خوب ؛ باعث شد دیگه کامل از اون جو بیام بیرون و ادامه بازیو عادی دنبال کنم . حالا که اینطوره یه کم سرعت این نوشته مونم زیاد کنم که حوصله تون سر نره . باور کنید قصد نداشتم اینجا کل مسابقه رو گزارش کنم . فقط بازم : "جو منو گرفت" ! پس اجازه بدید فقط تیتروار ، به این چندتا نکته ی حاشیه ای هم اشاره کنم :

* امروز ظاهرا" این جوگیری همه گیر شده و مزدک داره رکورد سوتی دادنو میشکونه !

* هر وقت طبقه دوم ورزشگاه رو نشون میده ، که جای نفس کشیدنم نیست ، نگران میشم که نکنه اون اتفاق تلخ بازی با ژاپن تکرار بشه .

* این کارگردان تلویزیونی هم چه حالی می کنه با این کلاه های ۳ رنگ جینگولی تماشاگرا !

* خودمونیم ها ؛ رسما" داریم کور بازی میکنیم . بدون هیچ برنامو و تاکتیکی . دست علی دایی با اون یقه بازش درد نکنه ! ( ما ترکا خوب همه جا رو به ..... ؛ ولش کن ، همشهریه ، خوبیت نداره وا ! )

 * راستی ، من چقدر بدم میاد از این بازیکن شماره... .

ای داد بی داد . . . . از بس حاشیه رفتیم که گل خوردیم . چه راحتم گل خوردیم . و یکی دیگه هم خوردیم ! ؛ به همین راحتی . . . . . به همین خوشمزگی !

نمیدونم الان چی باید بگم . چقدر سخته صحبت کردن بعد ار باخت . طفلی خیابانی چه زحمتی می کشه ! فقط تنها چیزی که الان به ذهنم میرسه همین عنوان این پسته : "جهنم آزادی" ؛ اول بازی واسه اونا و آخرش هم واسه ما !