شب جمعه اول!
اين شعرو HERO هنگامی که از المپیاد جهانی هنگ کنگ برگشته بودند،
سر جلسه امتحان شیمی برای جناب آقای سلیمانی دبیر وقت! شیمی دبیرستان هاشمی نژاد نوشتند
الا ای سلیمانی ای نیک بخت الا ای صاحب شیمی و تاج و تخت
من آن رفته در هنگ کنگم که باز
طلا از پی نقره آرم فراز
به جبر و ریاضی بوم شیر مرد
به شیمی ولی همچو یک موش زرد
من از امتحان سخت نالیده ام
پس از حق به امید تو مانده ام
به من نمره ای ده که شادان شوم
که گر ده بگیرم
پریشان شوم
ز من این نخواه ای دبیر شریف
که باشم بر این امتحانت حریف
نپرس از من آن واکنش های سخت
که می بشکند ساقه
هر درخت
ز شیمی نوشتن چه سودی مراست ؟
چه غم گر شود واکنش بیش و کاست ؟
چرا X و Y نمايم رها ؟
شوم از ریاضی به سختی جدا ؟
چه سر دربیارم که محلول چیست ؟
که ما بین مولکول
و سلول چیست ؟
چه دانم که در نقطه انجماد؟
چه آید بلا بر سر مایعات ؟
فشار بخار از چه آمد پدید ؟
در این واکنش چه کم شد یدید ؟
چرا وزن این میخ سربی کم است ؟
چرا آن فلان واکنش در هم
است ؟
چرا باشد این واکنش نیمه پیل ؟
چرا
داخل ماست شد زنجفیل ؟
چو بازی دهد واکنش با اسید
نمک از چه می آید آنجا پدید ؟
چرا H مثبت فراوان شده ؟
چرا رنگ محلو ل پنهان شده ؟
چه ربطی است بین دما و فشار ؟
چرا گشته
روشن چراغ مدار ؟
خلاصه غرض زاین همه حرف مفت
ز بد گفتن از درس
گردن کلفت !
بود این که بر بنده منت نهی
یکی 20 بی رنج و زحمت نهی
اینجا پاتوق جمعی از بروبچه های دبیرستان شهید هاشمی نژاد مشهد است.