دوران خوش آن بود که با فیلم (و دوست) به سر شد-2
بنا شد یادداشت هایی درباره فیلم های مهم امسال جشنواره برای سایت موج4 بنویسم و قرار شد قبل از فرستادن برای سایت، نظر بچه ها را درباره نوع موضع گیری دربرابر فیلم ها و فیلمسازها بگیرم. درباره دو فیلم قبلی می توانید اینجا بخوانید.
3. صداها: بی ادعا، بی سر و صدا، متفاوت
هر چقدر هم یک فیلمساز، بد شانس باشد، شما هم اگر در سینما مات و مبهوت لحظه های عاشقانه «شب های روشن» شده باشید، نمی توانید به راحتی از خیر دیدن فیلم های فرزاد موتمن بگذرید. موتمن از آن دسته فیلمسازهایی است که در آشفته بازار سینما زیادی بد آورده اند. اولین فیلم او «هفت پرده» (1379) هیچ وقت رنگ اکران عمومی را به خود ندید. «شب های روشن» (1381) که به زعم نگارنده عاشقانه ترین و شاید بتوان گفت تنها عاشقانه قابل تامل سینمای ایران است، در مهجورترین شرایط اکران شد و بسیاری از سینمادوستان، هنوز هم در حسرت دیدن آن به سر می برند. بعد از این دو تجربه که هر یک به نوعی ناموفق بود، موتمن به سراغ سینمای تجاری و بازیگرانی مثل نیکی کریمی و فریبرز عرب نیا رفت. اما «باج خور» (1382) هم به دلیل فضای عجیب و غریب و مثلا نوآر فیلم و ضعف همیشگی اغلب فیلم های ایرانی یعنی فیلمنامه نتوانست توجه منتقدان و حتی عموم تماشاگران را جلب کند. حالا در حالی که موتمن «جعبه موسیقی» را در نوبت اکران و «بیداری» و «اینک رستگاری» را در مراحل تولید دارد، در جشنواره امسال «صداها» را باز هم متفاوت از فیلم های قبلی خودش و دیگر فیلم های جشنواره در معرض دید علاقه مندان گذاشت.

«صداها» فیلم فوق العاده ای نیست. مضمون پیچیده ای هم ندارد. ماجرای یک قتل شاید ناخواسته است که از خلال آن زندگی ساکنان یک آپارتمان و کمی هم ریشه های این اتفاق را بررسی می کند. از بازی های خوب رویا نونهالی، رضا کیانیان، آتیلا پسیانی، میکائیل شهرستانی، طناز طباطبایی (که برای همین فیلم، نامزد جایزه بهترین بازیگری شد) و حتی پگاه آهنگرانی که بگذریم، مهم ترین ابتکار فیلم شاید سبک متفاوت روایت آن باشد که برای نگارنده بیش از هرچیز، از جهت رو به عقب بودن روایت، یادآور «ممنتو» (کریستوفر نولان) است. نوع روایتی که در «صداها» بر خلاف «ممنتو» خیلی زود برای تماشاگر عادی و حتی ملال آور می شود و احساس می کند فیلم، حرف بیشتری برای گفتن ندارد. اما مهم ترین جهت فیلم که باز هم به زعم نگارنده یادآور شاهکارهای بزرگی مثل «پنجره پشتی» (هیچکاک) و به ویژه «قرمز» (کیشلوفسکی) است، همان جهت مضمونی و لایه زیرین فیلم است. «صداها» اگر چه در ظاهر با عقبگرد زمانی ریشه های قتل مردی را به دست شوهر قبلی همسرش بررسی می کند، اما به همان اندازه فیلم را می توان موشکافی روابط عجیب و غریب زنان و شوهران، مادران و دختران، دوستان و همسایگان با یکدیگر در دنیای مدرن دانست که البته در این جهت هم فقط تا آستانه یک فیلم خوب پیش می رود و ظرفیت های موجود برای تبدیل شدن به یک فیلم ماندگار را هدر می دهد. «صداها» را بعد از «باج خور» برای فرزاد موتمن یک گام به جلو می دانیم. اما همچنان به امید تکرار خاطره «شب های روشن» به تماشای فیلم های موتمن در سینما می نشینیم.
اینجا پاتوق جمعی از بروبچه های دبیرستان شهید هاشمی نژاد مشهد است.