آخ ، آ آ آ آ آ آ آ آ خ ؛
آقا این پدیده ی وبلاگ جمعی هم عجب چیزیه ! .....آخ ، آ آ آخ.....
آدمو بدجوری معتاد خودش میکنه ، آخ؛
هر چقدر هم اون اول کار اصطلاحا" خویشتندار باشی و هی به بچه ها تذکر بدی که جوگیر نشن و مطلب رو بیش از حد جدی نگیرن ،  باز با گذشت زمان ، یه وقت به خودت میای و می بینی که غرق دنیای مجازی شدی و روزی ۶۷ بار وبلاگ رو که سالی یه دفعه به روز میشه ،هی به قول مهران مدیری: فنت و فنت ، چک می کنی ؛ به دو هزار نفر که هیچ ربطی به وبلاگ ندارند ، آدرسشو ایمیل می کنی ؛ جوش پایین رفتن آمار بازدید کننده ها رو می زنی ؛ و حتی گاهی اوقات واسه بالا رفتن آمار ، وسوسه میشی چندبار اون بالا  روی گردالی  ‏refresh‏  ، کلیک کنی! آ آ آ آخ ، آخ آخ آخ آخ....
همه اینا رو اضافه کنید به هوس راه اندازی وبلاگ های جمعی با همه  آدمای مختلفی که باهاشون رفاقتی داری یا داشتی. ( اگه اعصابتون خورد نمیشه ، با اجازه، یه بار دیگه : ) آ آ آ آ آ آخ ..... آ آ آخ
خلاصه اینکه بعد از دو هفته پیگیری ، امشب با دوستان دوران کاردانی  دانشگاه سجاد ، یه وبلاگ راه انداختیم؛ (اونم با اینترنت موبایل!) و تازه قراره تا چند روز دیگه با همکلاسی های فعلی یکی دیگه راه بندازیم. (منو وگیرید!) آ آ وووخ ..... (یه وقت سوتفاهم نشه ؛ این آخ و اوخ ها بابت اعتیاد نیست ها ! حتی از نوع وبلاگیش )
بچه ها؛ بگذارید در آخر ، این دوتا نکته رو هم بگم؛ یکی اینکه این اولین پستی بود که با موبایل نوشتم ،(چه حالی میده این ایرانسل به قول داکتور : لعنتی ! )
و نکته دوم هم یه عذرخواهیه به خاطر آه و ناله هایی که امشب راه انداختم؛ اصولا" ما که به قول اخوی، آدم کتومی! هستیم و دردامونو تو خودمون میریزیم ؛ اما چون زدیم تو خط ورزش سنگین ، و امشب هم اولین شبش بود ، الان تمام بدنم ،از جمله ، بندبند انگشتام درد میکنه .
خلاصه واسه خودمون یه پا شده بودیم کارتون پاندای کنگفوکار؛ با همون خپلی و تنبلی !!
آ آ آ آآ آ آ آآ آ آ آآ آ آ آآ آ آ آخ