دوستان پنجره زیباست اگر بگذارند

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند!

 

. . . دوباره همان حکایت همیشگی غفلت!

باز هم اربعینی دیگر در حال رسیدن است و ما باز هم از قافله عقب مانده ایم. البته هنوز هم زمان داریم ولی زمان اندک است و راه بسیار. با این حال می توان هنوز هم خود را به قافله رساند چونان حضرت حر علیه السلام!

ما همیشه همینطور بوده ایم ناسپاس و فراموش کار!

دلتنگم‌٬ دلتنگ دلتنگی ها٬ دلتنگ آن صدایی که ما را فرا خواند و هنوز اجابتش نکرده ایم٬ دلتنگ آن چشم هایی که هر روز خون گریه می کند چرا که کل یوم عاشورا و مگر نه این که گفته است هر صبح و شام در مصیبت تو خون گریه می کنم!

این جا کربلا است. . .

آیا وقت آن نرسیده است که خود را در مسیر بندگی از هر قیدی رها کنیم؟ آیا هنوز وقت آن نرسیده که برای نماز جماعت امام خود با خون وضو سازیم؟ گمانم هنوز چون منی خوابند و . . . باز هم همان حکایت همیشگی!

شاید اولین گام برای همراه شدن با کاروان حسین توبه باشد در محضر او پس:

الهی العفو!