سلام.

این اولین مطلب منه! پس اول خودم به خودم خوش آمد میگم: خوش آمدید!

این مطلبی رو که میخوام بنویسم، میخواستم اول تو یه کامنت برای مطلب "کمیل ضرابی" بذارم، ولی بعد گفتم بهتره که بقیه رو هم تو جریان بذارم.

من یه اعتقاد دارم که دوست دارم تا میتونم برش ثابت باشم:

فکر میکنم ما باید کارای خیلی بزرگی رو تو زندگی مون انجام بدیم؛ خیلی هم از برنامه مون عقبیم؛ ضمنا برای اجرای همون برنامه هم خیلی ضعیفیم؛ ضمن اینکه هیچ ضمانتی وجود نداره که ما به مقصد برسیم!! اینجا ما فقط یه راه داریم و اون غنیمت شمردن فرصتهاست!

این مقدمه رو گفتم تا بگم اگه تأسیس این وبلاگ رو یه فرصت میدونیم، باس پاش واستیم! ولی اگه اونو فرصت نمیدونیم و مثل باقی موارد عرضه تبدیل کردن تهدید رو به فرصت نداریم، بیخودی وقت خودمونو تلف نکنیم! ناراحت نشین؛ قبل از همه خودمو میگم!

خیلی وقت پیشا دلم میخواست یه محملی درست شه برای تجمیع سمپادیهای انجمنی! چون فکر میکنم یه پتانسیل انرژی مولّد و کار جذّاب بالا برای ورود به عرصه های فرهنگی تو یه همچین جمعی هست!

میگم «مولّد»، چون میخوام بگم اون کاری که برازنده انجمنیهای سمپادیه و براشون لذت بخش و جذابه، یه کار «تولیدی»ه که بالاترین سطحش تولید علمیه! البته میشه به سطوح دیگه اش هم فکر کرد، ولی نکته ای که خیلی مهمه اینه که باید کار کلاس بالایی تعریف کنیم، چون وقتی داریم استعداد زیاد رو صرف یه کار میکنیم، باید عمق تأثیر زیاد رو ازش بخوایم! پس خرده کاری ممنوع! بازیهای سیاسی ممنوع! تقلید ممنوع! ما دنبال تولیدیم...!

 

میدونین جالب چیه؟! از همین الآن تو فکر اینم که به مناسبتش مطلب خودمو نقض کنم!!!

نکته: با توجه به حرفهای بالا به فکر آماده کردن «طرح تأسیس رشته انسانی در سطح دبیرستانهای سمپاد» باشیم! نظرتون چیه؟

ارادتمند: وامانده