همون لیوان آب یخ . . .
اما بعد اون همه تیکه که بار خودمون کردم میخوام بگم ما که برچسب سمپادو داریم چه توقعی باید از خودمون داشته باشیم و چه توقعی باید بخوایم جامعه از ما داشته باشه؟
شاید یه کم واضح باشه اگه بگم ما باید بتونیم خوب فکر کنیم. باید راه حل ارائه بدیم. راه حل برای برداشتن بارهایی که هنوز رو زمینه. بعد اگه تونستیم خودمون هم بارها رو برداریم یا لااقل کمک کنیم تا برداشته شه. والا اگه من به عنوان یه مهندس سمپادی نتونم جامعه رو مهندسی و بعد هم مدیریت کنم یا به عنوان یه نخبه نتونم راه های میانبر رو پیدا کنم تا این قدر دور خودمون نگردیم و بعد هم گناه کارهای نکرده رو بندازیم گردن استکبار جهانی یا تو به عنوان یه دکتر سمپادی نتونی درمون دردای ناشناخته رو کشف کنی یا راه های جدید برای درمون های متداول دردها رو ارائه بدی یا محمد و قاسم و حجت که فکر کنم برق خوندن نرن سراغ تکنولوژی های خاص که گاه حتی جرات ادعا کردنشو هم نمی کنیم بهتره این درجه ها رو که واقعا درجه هستن بدیم به بچه ها تا با هاشون بازی کنن. تازه ما غیر از سمپادی بودن یه درجه ی دیگه ام داریم و اون بچه انجمنی بودنمونه، البته از نوع قدیمی پرکار و کم مدعا شایدم بعضی وقتا پر مدعا. یه وقتایی که می بینم بعضیا که نه ادعای دینداریشون میشه و نه ادعای نخبگیشون چه کارایی که نمی کنن از خودمو بقیه رفقای مث خودم در مقابل خدا خجالت می کشم چرا که
"هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند"
بچه های دیروز و متخصصین امروز، لب مطلب این که کارهای زیادی رو زمین مونده که خیلیاشو نمی شه تنهایی برداش و شاید ارجح در برداشتن گروهی و همفکری و همیاری باشه که
" و امرهم شورا بینهم"
پس فقط یه یا علی میخواد. نشه اون دنیا بگن فریاد بلند یاری طلبیدن امامتون رو چرا لبیک نگفتین و بعد ما فقط بگیم " نفهمیدیم نرسیدیم و بدتر از همه نشنیدیم" که قطعا دروغ نمیشه گفت. به قول اماممون لااقل بگیم "تمام تلاشمون رو کردیم ولی نشد" . البته ما باید طوری برنامه ریزی و کنترل بر برنامه داشته باشیم و همه ی احتمالات رو در نظر بگیریم که اگه نشد نگیم " اگه اون فاکتور رو در نظر می گرفتیم می شد!"
ببخشید اگه گیجتون کردم ولی اینا یه کم
از دردام بود که خواستم با شما در میون بذارم. اگه هستین یا علی.
اینجا پاتوق جمعی از بروبچه های دبیرستان شهید هاشمی نژاد مشهد است.