«بعونه الملك الاعلي»

آغاز مي كنم با ياد دوست ،كه چه آغازي بهتر از ياد اوست.

و به لطف اوست كه امروز، پس از اينهمه روز ، و اينهمه سال، به بهانه اي مجازي ،

 بعد مسافت پشت سر گذاشته و ياد ايام ميكنيم، و ياد ياران.....

و سلام ؛

نه سلامي مثل سلامهاي هرروزي...

كه سلامي از روي شوق و هيجان براي ديدار دوباره دوستان دبيرستان!

پس سلام ....................................... « جميعا" سلام ورحمة الله »

و البته كه سلام، عليكي دارد واجب!!. پس سلام از ما و عليكش با شما....

اما بعد؛

خيلي خيلي تشكر از زحمات دوست عزيزم سيدمحمداسلامي در راه اندازي و انجام كارهاي فني اين وبلاگ ، و همينطور specially thanks  از برادرم علي خرم طوسي بخاطر طرح موضوع و ايده اوليه وبلاگ جمعي و همچنين پي گيري هاي بعدي اش.

اميد كه اين زحمات با همراهي ساير دوستان ، كامل شود.

 

از خرابي مي گذشتم ، منزلم آمد به ياد

دست و پا گم كرده اي ديدم دلم آمد به ياد

سر به هم آورده ديدم برگهاي غنچه را

اجتماع دوستان يكدلم آمد به ياد