تمام کنید این اختلافات را
به نام خدا
جدا تعجب می کنم. یعنی برایم پرسش ایجاد شده است ! اظهارت برخی دوستان در برخی پست ها حقیقتا پرسش بر انگیز است. در پس این از هدهد دم زدن ها چه افکاری است؟ دمیدن پیاپی در آتش اختلاف نظرهای دو واحد "خدمات" و "آموزش" ، پس از این همه سال با چه هدفی صورت می گیرد ؟ کسانی که در این سالها در نهال این انقلاب، این انجمن اسلامی رخنه کردند، چه شده که به خود جرئت داده اند تا درد کشیده های انقلاب و انجمن را هدف بد اخلاقی های خود قرار بدهند ؟

من پرسش می کنم. من از افکار عمومی پرسش می کنم. من از مطلعین و بزرگان این انجمن پرسش می کنم. تا کی افرادی مانند من و آقای احمدی نژاد باید آماج این اتهامات باشیم ؟ " جرم ما چيست كه بايد اين اتهامات را دائما به جان بخريم؟ ما آمديم خدمت كنيم، حرفهايمان را هم رك ميزنيم، ميتوانيد حرفمان را رد كنيد و بگوييد حرفتان اشتباه است."
"در مقابل منطق بعضي از دوستان نميتوانند منطق بياورند و ميگويند فلاني حرفهاي فلان كس را ميزند و فلان كس به او خط ميدهد." می گویند عده ای می خواهند تاریخ را تحریف کنند. اینها حتی به اتهام قناعت نمی کنند. بی ادبی و نسبت دادن خلاف واقع مانند چاق بودن بنده، مانند پر حرف بودن بنده، "اين طرز حرف زدن در مورد اشخاص درست است؟! اگر من در مورد عزيزي اينطور سخن بگويم ميپذيرد. ما منطقي داريم." البته بنده فعلا نمی خواهم بگویم که این آموزه های باطل حاصل تفرقه افکنی های چه مارمولک هایی است. ما حرف مان حرف منطق است. مردم ایران و اعضای انجمن هم اهل منطق هستند. ما "گفتهايم بايد عدالت به اين ترتيب اجرا شود، شما بگوييد نخير بايد به اين ترتيب اجرا شود. با هم بحث ميكنيم. يا شما من را و يا من شما را قانع خواهيم كرد و هرجا كه قانون شد، تبعيت خواهيم كرد."
ما از ابتدای این انقلاب، از ابتدای تاسیس این انجمن، چه آن زمان که مرحوم اسماعیل راحل در قید حیات بود، و چه این زمان که مقام شامخ ( به ضم میم ) داکتوریت در قید حیات هستند، تبعیت مان از خط سرخ ولایت را اعلام کرده ایم.
این ادعا البته خطر دارد. به جان خریدن اتهامات و بی ادبی ها را دارد. هرچند "هيچكس اينقدر خطر را نميپذيرد. البته شايد خيليها بپذيرند اما من نديدهام؛ كه كسي در اين سطح خطر بپذيرد. البته شهيد بهشتي، رجايي و باهنر پذيرفتند. من با خود فكر ميكردم اگر شهيد رجايي بود اكنون بود چطور عمل ميكرد؟ آيا اينقدر تحت فشار قرار ميگرفت؟ به چه جرمي؟"
غیر از این است که امثال بنده و شهید مظلوم بهشتی و مرحوم رجایی و مرحوم باهنر و آقای احمدی نژاد حاضر به قبول این خطرات هستند. شما کجا مثل ما 5 تن دارید که اینقدر اهل خطر باشد. البته نه اینکه بنده بخواهم خودم را در ردیف آقایان بهشتی و رجایی و باهنر و شهید دکتر احمدی نژاد قرار بدهم.
اما خوب آدم را مجبور می کنند حرف هایی بزند که کام مردم و اعضای انجمن را تلخ کند. البته این مسائل از ساحت این وبلاگ به دور است. "اين از ساحت مجلس و دولت بدور است. نميخواستم تلخ شود. ما مخلص شما هستيم. بحث و گفتوگو كنيد. اين حق شماست."
اما دفعه آخرتان باشد که بخواهید به بنده که کمترین هستم و آقای احمدی نژاد که در ردیف شهدای مظلوم هستند، جسارت بکنید.
کاری نکنید که این وبلاگ به صحنه حرف و حدیث های بی فایده سیاسی بدل شود. کاری نکنید که با حیثیت این نظام و این انجمن و این وبلاگ بازی شود. کاری نکنید که ین انجمن به دست نااهلان و نامردمانی بیافتد که حیاتشان را در ماجراجویی های بی فایده می بینند.
این نشود که فردا 4 تا آمو...شی علم و کتل راه بیاندازند که وا اسلاما ! وا انجمنا ! این نشود که قلب داکتور عزیز را به درد بیاورید که فردا بیاید حال هممان را با هم بگیرد.
شما بچه های خوبی هستید. "اين وزرا هم وزراي خوبي هستند" اصلا همه خوب هستند. همه گل هستند. همه گیلاس هستند. همه هلو هستند، مثل کامران هلوی بابا !
تمام کنید این اختلافات را .
...........................................................
توضیحات غیر ضروری:
1. مطالب بین "..." بیانات ریاست محترم جمهور در جلسه رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی است.
2. هرگونه ارتباطی بین "کامران هلوی بابا" و"دکتر کامران باقری لنکرانی"،
وزیر سابق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
اتفاقی می باشد.
اینجا پاتوق جمعی از بروبچه های دبیرستان شهید هاشمی نژاد مشهد است.