بیخود نگفته اند که جوهر مرد را باید در سفر شناخت. اتفاقی که میان ما و مصطفی در انجمن کمی دیر افتاد و در اردوی تابستانی تهران – قم انجمن بود که تازه فهمیدیم چه کارهای روی زمین مانده داشتیم که می توانستیم به گردنش بیندازیم و او تا آن زمان از زیر بار مسئولیت فرار کرده بود. همکاری و همراهی مصطفی در آن پروژه سنگین اردویی بیش از تمامی بچه های دیگر در ذهن ها مانده است. مصطفی البته در پس ظاهر بی تفاوت و سیب زمینی گونه اش روحیه ای حساس و قلبی آکنده از لطافت دارد و به کمتر کسی اجازه می دهد به حریم خصوصی افکار و آرزوهایش نفوذ کند. اما داکتور که به حکم پسرخاله بودن روزگاری در رؤیاهای کودکی با او شریک بوده و بعدها بیشتر از هر کسی خلوت های تنهایی او را برهم زده، نبود مصطفای مهربان و دوست داشتنی در میان جمع را از نقطه ضعف های اصلی صدای دوست می داند.