و اینجاست که واقعا باید از صمیم قلب و سویدای دل ناله کرد که: و تو چه میدانی که کیست احمد! اعجوبه ای است احمد. درباره شخصیت متناقض نما و کمی تا قسمتی غیرقابل پیش بینی احمد می توان پست ها نوشت و کامنت ها گذاشت که از نوشتن بسیاری از آنها نه اینکه فکر کنید خدای ناکرده از روی ترس، که فقط و فقط به خاطر کمبود فضا معذورم. شما خودتان قضاوت کنید نوشتن درباره کسی که در اوقات فراغت با اساتید دانشگاهش کل کل می کند و برای یک روکم کنی ساده حاضر است تاپای جان پدال گاز ماشین را فشار دهد چقدر کار سختی است. در میان فراوان خروس هایی که می توان به احمد داد، سه خروس طلایی حاضرجواب ترین، راننده ترین و بی کله ترین فردی که می شناسیم را به احمد تقدیم می کنیم.